مصاحبه با خانم مریت بنز Marit Bendz به مناسبت ۲۵ نوامبر/ بیز فمینستلر

۲۵ نوامبر مصادف است با روز جهانی‌ اعتراض به خشونت علیه زن که از طرف سازمان ملل متحد در سال ۲۰۰۰ رسما نامگذاری شده است. خانم دکتر سیمین صبری از اعضای هیئت تحریریه بیز فمینستلر ” بیز فمینیستها” به مناسبت این روز با یکی‌ از زنان موفق و مبارز در راه عدالت اجتمایی‌ و برابر حقوقی در نروژ، ژورنالیست، فتوگراف و نویسنده خانم ماریت بنز مصاحبه‌ای به مدت ۴۵ دقیق انجام داده است. این مصاحبه به زبان نروژی است. قسمتهایی  از مضمون مصاحبه در اختیار شما خوانندگان عزیز می باشد.

سیمین صبری در ابتدای مصاحبه در مورد دلیل نام گذاری این روز به نام روز جهانی‌ اعتراض به خشونت علیه زن می گوید:

علت نامگذاری این روز به عنوان مبارزه برای رفع خشونت علیه زنان برمیگردد به قتل سه‌ خواهر در سال ۱۹۶۰ در جمهوری دومینیکن به دست دیکتاتور وقت به نام تورگیدو. هر سه‌ خواهران میرابل که فرزندان فردی سر شناس در جمهوری دومینیکن بودند ، به علت مبارزات عدالت خواهانه و تسلیم نشدن و در پی جواب رد یکی از خواهران به تمناها و تقاضاهای جنسی‌ دیکتاتور تورگیدو ، به شکلی‌ فجیع  بعد از شکنجه در سانحهٔ ساختگی حادثه اتومبیل در سال ۱۹۶۰ به قتل رسیدند . جسد خواهران در این ماشین به درّه‌ای پرتاب شد و رژیم تلاش کرد به قضیه رنگ حادثه دهد. کسی‌ در منطقه کاریبین و کشور د،مینیکن داستان ساختگی رژیم را باور نکرد. مردم خواهران را از فعالیتهای انسانی و عدالت خواهانه تحت نام ” پروانه ها” می‌شناختند . سالهای بعد کشورهای آمریکای مرکزی گرد هم آیی‌ کرده و به پیشنهاد جنبش زنان در این کشورها این روز را روز جهانی‌ اعتراض به خشونت علیه زنان نامیدند. بالاخره در سال ۲۰۰۰ مجمع عمومی‌ سازمان ملل نیز این روز را با عنوان روز جهانی‌ اعتراض به خشونت علیه زن به رسمیّت شناخت.

ماریت بنز در معرفی‌ خود, خود را زنی‌ “خوش شانس” مینامد که در سال ۱۹۵۹ در نروژ به دنیا آمد. او از این جهت خود را خوش شانس مینامد که در این سالها تغییرات بنیادی در راستای احقاق حقوق زن در این کشور انجام یافته بود. و می‌گوید : ما سه‌ خواهر بودیم. هر دو والدین ما معلم بودند . آنها بسیار اهمیّت می‌دادند که ما تحصیلات عالی‌ داشته‌باشیم. نه‌ تنها این، همچنین در تربیت ما به عنوان انسانهای مستقل و دارای اعتماد به نفس تلاش میکردند. مثلا ما در روز جشن تولدمان می‌توانستیم از کارهای دستی‌ پدرمان که به شکار علاقه داشت ، چاقوی شکار دریافت کنیم. از این رو ما هم به فعالییتها و علاقه مندیهای او ملحق میشدیم که ظاهراً تفنّن‌هایی‌ مردانه بودند. ما حقّ انتخاب همسر را صد البته داشتیم . هر چندن انتخاب اول من انتخابی مناسبی نبود و من و همسر اولم تفاوتهای فاحشی با هم داشتیم ، اما می‌توانستیم طلاق بگیریم و مسیر دیگری در زندگی‌ در پیش گیریم بدون اینکه کسی‌ در راه ما مانعی ایجاد کند. من به عنوان مادر تنها با یک فرزند پسر‌ ، بعد از طلاق به حمایت دولت که شامل مادران تنها است ، تحصیلات عالی‌ را در رشته فوتوگرافی و خبرنگاری آغاز کردم. دولت تمام هزینه‌های تحصیل من را پرداخت و من با اسودگی‌ خیال هم به تحصیل عالی‌ رسیدم, هم توانستم با فرزندم باشم ومجبور به کار نباشم. در مورد زوجها نیز تسهیلاتی وجود دارد که مرخصی بعد از زایمان نام دارد. حالا طبق قانون جدید زوجها هم که صاحب فرزند میشوند میتوانند این ‌مرخصی یک ساله را بین خود تقسیم کنند، یکی‌ بیش از دیگری بگیرد ، اما حتما باید پدران دست کم ۱۰ هفته از آن را داشته باشند. دیدن این که پدر در خانه است و درست به اندازه مادر موظف به نگهداری از کودک و انجام کار خانه است برای کودکان تربیتی‌ فراموش نشدنی‌ از برابری جنسی‌ است که شاید هیچ چیزی نمی‌تواند موثرتر تر از آن باشد. کودکان نه‌ با گفتار ما، بلکه با کردار ما تربیت میشوند.

ماریت بنز کتاب جدیدی امسال تحت نام ” کوارک” نوشته است کوراک در لغت به معنای ” آمپول سمّی” است او در  مورد محتوی  کتابش می گوید :

این رمان در مورد داد و ستد گندم و راه‌های خطرناک پر محصول کردن آن است که پای مافیا و دستهای مشکوکی را به میان می‌کشد که با ” تغییرات ژنتیکی‌ ” مشغولند . در این میان یکی‌ از مشهورترین این کشاورزان گندم به شکل مرموزی به قتل می‌رسد و دختری جوان که بعد از مرگ مادربزرگ مزرعه او را در ناحیه‌ای به نام “یولستر ” به ارث برده و به آنجا اسباب کشی‌ کرده است، تصمیم به پیگیری ردّ پای قاتلان این حادثه می‌گیرد. مقتول با همین مواد سمّی تزریقاتی به قتل رسیده بود. هم زمان با این دختر جوان ژورنالیست، یک پژوهشگر روسی هم که بد عزل فرار از اردوگاه کار در سیبری در یک کلبه در شمال نروژ به زندگی‌ مخفی‌ پناه برده است در حوادث جاری این کتاب و این حادثه رول اساسی بازی می‌کند. سیمین صبری کمی‌ از آمار موجود در مورد خشونت علیه زنان در مقیاس جهانی‌ می‌پردازد . آمارها بر اساس بیانیه‌های سازمان ملل به مناسبت همین روز ۲۵ نوامبر منتشر شده است: -تقریباً یک نفر از هر سه‌ زن در دنیا ، دست کم یک بار در عمر خود و اکثرا به شکلی‌ مزمن بارها مورد خشونت قرار گرفته‌اند. -نیم تا دو میلیون از انسانهایی که مورد خشونت و آزار اجتمایی‌ قرار میگیرند زنان هستند. -نصف زنانی که در سال مورد تجاوز جنسی‌ قرار میگیرند دختران زیر ۱۶ سال هستند. -۶۰۰ میلیون زن در کشورهایی زندگی‌ میکنند که در آنها خشونت علیه زن عادی است و هیچ پیگرد قانونی ندارد. ( جزئ از زندگی‌ شخصی‌ افراد است ). سازمان ملل معتقد است که خشونت در خانه مساله شخصی‌ نیست. این خشونت‌ها که از “هسته اولیه اجتماع” یعنی‌ خانواده برمیخیزند ، کّل اجتماع و افراد آن را تحت تاثیر قرار میدهند. با این خشونت هر کجا که اتفاق می‌افتاد باید مبارزه کرد و دست کم حتما آن را به مقامات قضا‌یی و پلیس گزارش نمود. در کشورهای که این خشونت‌ها علیه زن نرمالیزه شده است، طبیعتا زنان از امکاناتی چون ” خانه‌های اضطراری” که آدرس مخفی‌ دارند ، برخوردار نیستند. بارها پلیس هم در این کشورها جانب متجاوزان و جنایتکاران را گرفته است و در این امر همانطور که گفتیم بهانه ” مساله خصوصی هست” به کار برده شده است. این مساله ریشه دار است که با حمایت یا به کار گیری مذهب که میگوید “اطاعت زن از مرد را واجب است”، و همینطور از فرهنگ و رسوم کهن این جوامع تغذیه میشود. در این کشورها خود جنس زن نیز قربانی یک سیستم مردسالاری است که میتواند خشونت زنها ( مادران ، مادربزرگان و …) را علیه زنان تشویق و توجیه کند. حتا از زنانی که این خشونت را مخفی‌ نگه داشته قدردانی شده به عنوان زنان ” شایسته” نام برده میشود که باید الگوی دیگران با عنوان ” زن سر سنگین و متین” شوند. ماریت بنز به کشورهای مختلف دنیا از جمله آذربایجان و ایران مسافرت کرده است. خاطره تلخ او از آذربایجان دانشجوی حقوق که پسری جوان است می‌باشد که معتقد بود : تمام زنان غرب اروپا تنفروش هستند. به سوال ماریت در مورد این که :آیا این تجربه شخصی‌ او با یکی‌ یا تنی چند از آنان است؟، پاسخ داده بود که : نه‌، فقط می‌دانم که چنین است. ماریت پرسیده بود نظر این دانشجوی حقوق در مورد او و همکارش که در آذربایجان هستند چیست، که هردو از اروپای غربی هستند و میخواهند در مورد اینجا مطلب بنویسند؟ پاسخ این بود که : شما دلیل بر درستی‌ این ادعا هستید که همسرانتان و کودکانتان را برای مصاحبه و گردش در دیگر کشورها تنها گذاشته به اینجا امده ید ! تجربه او در مورد ایران هم جالب است. او با دو زن متفاوت از دو طبقه مختلف برخورد می‌کند . یکی‌ زنی‌ مبارز علیه رژیم ایران که هر دو دختر خود را به اروپا فرستاده که از خشونتهای رژیم ضد زن جمهوری اسلامی در امان باشند و شانس زندگی‌ نرمالی را چون یک انسان آزاده به دور از خشونتهای دولتی رژیم را داشته باشند، دیگری زنی مرفه که “حتا الکل مینوشد ، با دوست پسر خود زندگی‌ می‌کند و وقتی ماموران امنییتی رژیم دردسر میشوند او با پرداخت پول میتواند به راحتی‌ مشکل را حل کند”. او به این سوال که تکلیف آنهایی که فقیر هستند و پول کافی‌ برای پرداخت و خرید ” جرمشان” ندارند چیست، پاسخ داده بود که : فقرا جزو ” فرهنگ پایین” هستند و از این دست مشکلات ندراند ! ماریت و دوست و همکار او هأیدی هاتلستیین به جای اصفهان و شیراز و …به قوم رفته بودند. آنها خشونت حاکم بر زنان را در این کشور مذهبی از نگاه‌های سرزنش آمیز و حتا تهدید کننده در اتوبوس که از سوی مردان به آنها که گاهی‌ بلند می‌خندیدند ، حس کرده بودند. ” زن نباید بلند بلند بخندد”! مردی در اتوبوس فریاد کشیده و آنها را به باران فحش و بد و بیرا گرفته بود. اما ماریت می‌گوید بر عکس نگاه‌های شیطنت ازمیز و خرسند زنان در اتوبوس به ما که “مردان ” را از کوره به در کرده بودیم، جالب بود . به نظر ماریت علت خشونت از طرف مرد کمبود اعتماد به نفس, و ترس از از دست دادن کنترل بر همسر می‌باشد. او این فکت را در مورد خانواده‌های که از کشورهای رشد نیافته چون ایران میآیند ، و آنجا که زنان با ادغام سریع و پیشروی در جامعه دمکرات, وجهه اجتمایی‌ خود را حتا زودتر از مردان تثبیت میکنند ، تجربه کرده است . این موضوعی است که باعث فروپاشی خانواده‌ها در اروپا یا غرب شده است. مردی که به همسر خود اتهام ” غربی و فاسد شده” میزند ، در واقع می‌خواهد به ترسِ خود به علت ضعف در مقابل زن از نظر اجتمایی‌ و یا برابری که آن دو با هم بدان دست یافته‌اند ، سرپوش گذارد. آنها تحمل برابر حقوقی را نمیکنند و اضطراب و افکار بدبینانه سراپای وجود آنها را از همان روز اول فرا می‌گیرد. سیمین صبری از انواع کلاسیک خشونت صحبت می‌کند که خشونت روانی‌، فیزیکی‌، اقتصادی ، جنسی از معروف‌ترین آنها هستند. اما متد امروزین خشونتی که خشونت با اعمال تکنیک‌های مانیپولاتیو با به کار گیری تکنیک‌های کنترل رواج دارد ، نباید از نظر دور نگاه داشته شود. تحقیر، تمسخر، دادن حس شرم و کم ارزشی به همسر ، از متدهای معروف تکنیک‌های کنترل است. این فرم از خشونت باعث می‌شود زخمهایی روانی‌ در زنها پدید آید که علیرغم یک چشم کبود یا بازوی شکسته که میتواند با گذشت زمان خوب شود، به این زودیها ترمیم نمی یابد. به تمام قربانیان چنین تکنیک‌هایی‌ توصیه میشود که هرگز با این افراد یک تنه به مقابله نروند. وگر امکانش را داشته باشید حتما مشاور خانوادگی یا حتا وکیلی را نیز همراه خود داشته باشید.

 

 

 

By