مصاحبه

۲۵ نوامبر مصادف است با روز جهانی‌ اعتراض به خشونت علیه زن که از طرف سازمان ملل متحد در سال ۲۰۰۰ رسما نامگذاری شده است. خانم دکتر سیمین صبری از اعضای هیئت تحریریه بیز فمینستلر ” بیز فمینیستها” به مناسبت این روز با یکی‌ از زنان موفق و مبارز در راه عدالت اجتمایی‌ و برابر حقوقی در نروژ، ژورنالیست، فتوگراف و نویسنده خانم ماریت بنز مصاحبه‌ای به مدت ۴۵ دقیق انجام داده است. این مصاحبه به زبان نروژی است. قسمتهایی  از مضمون مصاحبه در اختیار شما خوانندگان عزیز می باشد.

سیمین صبری در ابتدای مصاحبه در مورد دلیل نام گذاری این روز به نام روز جهانی‌ اعتراض به خشونت علیه زن می گوید:

علت نامگذاری این روز به عنوان مبارزه برای رفع خشونت علیه زنان برمیگردد به قتل سه‌ خواهر در سال ۱۹۶۰ در جمهوری دومینیکن به دست دیکتاتور وقت به نام تورگیدو. هر سه‌ خواهران میرابل که فرزندان فردی سر شناس در جمهوری دومینیکن بودند ، به علت مبارزات عدالت خواهانه و تسلیم نشدن و در پی جواب رد یکی از خواهران به تمناها و تقاضاهای جنسی‌ دیکتاتور تورگیدو ، به شکلی‌ فجیع  بعد از شکنجه در سانحهٔ ساختگی حادثه اتومبیل در سال ۱۹۶۰ به قتل رسیدند . جسد خواهران در این ماشین به درّه‌ای پرتاب شد و رژیم تلاش کرد به قضیه رنگ حادثه دهد. کسی‌ در منطقه کاریبین و کشور د،مینیکن داستان ساختگی رژیم را باور نکرد. مردم خواهران را از فعالیتهای انسانی و عدالت خواهانه تحت نام ” پروانه ها” می‌شناختند . سالهای بعد کشورهای آمریکای مرکزی گرد هم آیی‌ کرده و به پیشنهاد جنبش زنان در این کشورها این روز را روز جهانی‌ اعتراض به خشونت علیه زنان نامیدند. بالاخره در سال ۲۰۰۰ مجمع عمومی‌ سازمان ملل نیز این روز را با عنوان روز جهانی‌ اعتراض به خشونت علیه زن به رسمیّت شناخت.

ماریت بنز در معرفی‌ خود, خود را زنی‌ “خوش شانس” مینامد که در سال ۱۹۵۹ در نروژ به دنیا آمد. او از این جهت خود را خوش شانس مینامد که در این سالها تغییرات بنیادی در راستای احقاق حقوق زن در این کشور انجام یافته بود. و می‌گوید : ما سه‌ خواهر بودیم. هر دو والدین ما معلم بودند . آنها بسیار اهمیّت می‌دادند که ما تحصیلات عالی‌ داشته‌باشیم. نه‌ تنها این، همچنین در تربیت ما به عنوان انسانهای مستقل و دارای اعتماد به نفس تلاش میکردند. مثلا ما در روز جشن تولدمان می‌توانستیم از کارهای دستی‌ پدرمان که به شکار علاقه داشت ، چاقوی شکار دریافت کنیم. از این رو ما هم به فعالییتها و علاقه مندیهای او ملحق میشدیم که ظاهراً تفنّن‌هایی‌ مردانه بودند. ما حقّ انتخاب همسر را صد البته داشتیم . هر چندن انتخاب اول من انتخابی مناسبی نبود و من و همسر اولم تفاوتهای فاحشی با هم داشتیم ، اما می‌توانستیم طلاق بگیریم و مسیر دیگری در زندگی‌ در پیش گیریم بدون اینکه کسی‌ در راه ما مانعی ایجاد کند. من به عنوان مادر تنها با یک فرزند پسر‌ ، بعد از طلاق به حمایت دولت که شامل مادران تنها است ، تحصیلات عالی‌ را در رشته فوتوگرافی و خبرنگاری آغاز کردم. دولت تمام هزینه‌های تحصیل من را پرداخت و من با اسودگی‌ خیال هم به تحصیل عالی‌ رسیدم, هم توانستم با فرزندم باشم ومجبور به کار نباشم. در مورد زوجها نیز تسهیلاتی وجود دارد که مرخصی بعد از زایمان نام دارد. حالا طبق قانون جدید زوجها هم که صاحب فرزند میشوند میتوانند این ‌مرخصی یک ساله را بین خود تقسیم کنند، یکی‌ بیش از دیگری بگیرد ، اما حتما باید پدران دست کم ۱۰ هفته از آن را داشته باشند. دیدن این که پدر در خانه است و درست به اندازه مادر موظف به نگهداری از کودک و انجام کار خانه است برای کودکان تربیتی‌ فراموش نشدنی‌ از برابری جنسی‌ است که شاید هیچ چیزی نمی‌تواند موثرتر تر از آن باشد. کودکان نه‌ با گفتار ما، بلکه با کردار ما تربیت میشوند.

ماریت بنز کتاب جدیدی امسال تحت نام ” کوارک” نوشته است کوراک در لغت به معنای ” آمپول سمّی” است او در  مورد محتوی  کتابش می گوید :

این رمان در مورد داد و ستد گندم و راه‌های خطرناک پر محصول کردن آن است که پای مافیا و دستهای مشکوکی را به میان می‌کشد که با ” تغییرات ژنتیکی‌ ” مشغولند . در این میان یکی‌ از مشهورترین این کشاورزان گندم به شکل مرموزی به قتل می‌رسد و دختری جوان که بعد از مرگ مادربزرگ مزرعه او را در ناحیه‌ای به نام “یولستر ” به ارث برده و به آنجا اسباب کشی‌ کرده است، تصمیم به پیگیری ردّ پای قاتلان این حادثه می‌گیرد. مقتول با همین مواد سمّی تزریقاتی به قتل رسیده بود. هم زمان با این دختر جوان ژورنالیست، یک پژوهشگر روسی هم که بد عزل فرار از اردوگاه کار در سیبری در یک کلبه در شمال نروژ به زندگی‌ مخفی‌ پناه برده است در حوادث جاری این کتاب و این حادثه رول اساسی بازی می‌کند. سیمین صبری کمی‌ از آمار موجود در مورد خشونت علیه زنان در مقیاس جهانی‌ می‌پردازد . آمارها بر اساس بیانیه‌های سازمان ملل به مناسبت همین روز ۲۵ نوامبر منتشر شده است: -تقریباً یک نفر از هر سه‌ زن در دنیا ، دست کم یک بار در عمر خود و اکثرا به شکلی‌ مزمن بارها مورد خشونت قرار گرفته‌اند. -نیم تا دو میلیون از انسانهایی که مورد خشونت و آزار اجتمایی‌ قرار میگیرند زنان هستند. -نصف زنانی که در سال مورد تجاوز جنسی‌ قرار میگیرند دختران زیر ۱۶ سال هستند. -۶۰۰ میلیون زن در کشورهایی زندگی‌ میکنند که در آنها خشونت علیه زن عادی است و هیچ پیگرد قانونی ندارد. ( جزئ از زندگی‌ شخصی‌ افراد است ). سازمان ملل معتقد است که خشونت در خانه مساله شخصی‌ نیست. این خشونت‌ها که از “هسته اولیه اجتماع” یعنی‌ خانواده برمیخیزند ، کّل اجتماع و افراد آن را تحت تاثیر قرار میدهند. با این خشونت هر کجا که اتفاق می‌افتاد باید مبارزه کرد و دست کم حتما آن را به مقامات قضا‌یی و پلیس گزارش نمود. در کشورهای که این خشونت‌ها علیه زن نرمالیزه شده است، طبیعتا زنان از امکاناتی چون ” خانه‌های اضطراری” که آدرس مخفی‌ دارند ، برخوردار نیستند. بارها پلیس هم در این کشورها جانب متجاوزان و جنایتکاران را گرفته است و در این امر همانطور که گفتیم بهانه ” مساله خصوصی هست” به کار برده شده است. این مساله ریشه دار است که با حمایت یا به کار گیری مذهب که میگوید “اطاعت زن از مرد را واجب است”، و همینطور از فرهنگ و رسوم کهن این جوامع تغذیه میشود. در این کشورها خود جنس زن نیز قربانی یک سیستم مردسالاری است که میتواند خشونت زنها ( مادران ، مادربزرگان و …) را علیه زنان تشویق و توجیه کند. حتا از زنانی که این خشونت را مخفی‌ نگه داشته قدردانی شده به عنوان زنان ” شایسته” نام برده میشود که باید الگوی دیگران با عنوان ” زن سر سنگین و متین” شوند. ماریت بنز به کشورهای مختلف دنیا از جمله آذربایجان و ایران مسافرت کرده است. خاطره تلخ او از آذربایجان دانشجوی حقوق که پسری جوان است می‌باشد که معتقد بود : تمام زنان غرب اروپا تنفروش هستند. به سوال ماریت در مورد این که :آیا این تجربه شخصی‌ او با یکی‌ یا تنی چند از آنان است؟، پاسخ داده بود که : نه‌، فقط می‌دانم که چنین است. ماریت پرسیده بود نظر این دانشجوی حقوق در مورد او و همکارش که در آذربایجان هستند چیست، که هردو از اروپای غربی هستند و میخواهند در مورد اینجا مطلب بنویسند؟ پاسخ این بود که : شما دلیل بر درستی‌ این ادعا هستید که همسرانتان و کودکانتان را برای مصاحبه و گردش در دیگر کشورها تنها گذاشته به اینجا امده ید ! تجربه او در مورد ایران هم جالب است. او با دو زن متفاوت از دو طبقه مختلف برخورد می‌کند . یکی‌ زنی‌ مبارز علیه رژیم ایران که هر دو دختر خود را به اروپا فرستاده که از خشونتهای رژیم ضد زن جمهوری اسلامی در امان باشند و شانس زندگی‌ نرمالی را چون یک انسان آزاده به دور از خشونتهای دولتی رژیم را داشته باشند، دیگری زنی مرفه که “حتا الکل مینوشد ، با دوست پسر خود زندگی‌ می‌کند و وقتی ماموران امنییتی رژیم دردسر میشوند او با پرداخت پول میتواند به راحتی‌ مشکل را حل کند”. او به این سوال که تکلیف آنهایی که فقیر هستند و پول کافی‌ برای پرداخت و خرید ” جرمشان” ندارند چیست، پاسخ داده بود که : فقرا جزو ” فرهنگ پایین” هستند و از این دست مشکلات ندراند ! ماریت و دوست و همکار او هأیدی هاتلستیین به جای اصفهان و شیراز و …به قوم رفته بودند. آنها خشونت حاکم بر زنان را در این کشور مذهبی از نگاه‌های سرزنش آمیز و حتا تهدید کننده در اتوبوس که از سوی مردان به آنها که گاهی‌ بلند می‌خندیدند ، حس کرده بودند. ” زن نباید بلند بلند بخندد”! مردی در اتوبوس فریاد کشیده و آنها را به باران فحش و بد و بیرا گرفته بود. اما ماریت می‌گوید بر عکس نگاه‌های شیطنت ازمیز و خرسند زنان در اتوبوس به ما که “مردان ” را از کوره به در کرده بودیم، جالب بود . به نظر ماریت علت خشونت از طرف مرد کمبود اعتماد به نفس, و ترس از از دست دادن کنترل بر همسر می‌باشد. او این فکت را در مورد خانواده‌های که از کشورهای رشد نیافته چون ایران میآیند ، و آنجا که زنان با ادغام سریع و پیشروی در جامعه دمکرات, وجهه اجتمایی‌ خود را حتا زودتر از مردان تثبیت میکنند ، تجربه کرده است . این موضوعی است که باعث فروپاشی خانواده‌ها در اروپا یا غرب شده است. مردی که به همسر خود اتهام ” غربی و فاسد شده” میزند ، در واقع می‌خواهد به ترسِ خود به علت ضعف در مقابل زن از نظر اجتمایی‌ و یا برابری که آن دو با هم بدان دست یافته‌اند ، سرپوش گذارد. آنها تحمل برابر حقوقی را نمیکنند و اضطراب و افکار بدبینانه سراپای وجود آنها را از همان روز اول فرا می‌گیرد. سیمین صبری از انواع کلاسیک خشونت صحبت می‌کند که خشونت روانی‌، فیزیکی‌، اقتصادی ، جنسی از معروف‌ترین آنها هستند. اما متد امروزین خشونتی که خشونت با اعمال تکنیک‌های مانیپولاتیو با به کار گیری تکنیک‌های کنترل رواج دارد ، نباید از نظر دور نگاه داشته شود. تحقیر، تمسخر، دادن حس شرم و کم ارزشی به همسر ، از متدهای معروف تکنیک‌های کنترل است. این فرم از خشونت باعث می‌شود زخمهایی روانی‌ در زنها پدید آید که علیرغم یک چشم کبود یا بازوی شکسته که میتواند با گذشت زمان خوب شود، به این زودیها ترمیم نمی یابد. به تمام قربانیان چنین تکنیک‌هایی‌ توصیه میشود که هرگز با این افراد یک تنه به مقابله نروند. وگر امکانش را داشته باشید حتما مشاور خانوادگی یا حتا وکیلی را نیز همراه خود داشته باشید.

 

 

 

ماهرخ غلامحسین‌پور

این روز‌ها غالب زنانی که درگیر سرطانند به نوعی با اینستاگرام آشنا هستند، «منیژه برزگر» را می‌شناسند. ۴۸ ساله است و مبتلا به سرطان تخمدان. منیژه شرح مبارزه‌ها و تلاش‌هایش برای کنترل بیماری را در دنیای مجازی می‌نویسد.

منیژه در جبهه دیگری نیز می‌جنگد. تامین هزینه‌های درمانی‌اش، سرپرستی دو فرزندش و مبارزه حقوقی با همسرش که نه حاضر به طلاق اوست و نه مایل به ادامه زندگی مشترک.

منیژه معتقد است که سکوتش در مقابل زندگی مشترک نابسامانی که داشته و تلاشی که برای حفظ آرامش فرزندان دو قلویش انجام داده و سرپوش گذاشتن روی رنج‌های درونی‌اش او را به وادی سرطان کشانده. حالا می‌خواهد به زن‌هایی با شرایط مشابه بگوید فشارهای عصبی ناشی از خشونت‌های روانی همراهانشان را تحمل نکنند چون خشم و نفرت متراکم به راحتی می‌تواند به تومورهای خطرناک مبدل شود.

همسرت بعد از ماجرای بیماری تو را ترک کرد؟

خیر، یک سال پیش از آن بود که در پی یک مشاجره معمولی خانه را ترک کرد. سعی کردم کنترل اوضاع را در دستم بگیرم. رانندگی سرویس کارمندان دانشگاه شهید بهشتی و پذیرش سفارش آشپزی در خانه، بخشی از تلاش‌هایم برای سرپرستی بچه‌ها بود اما فقط یک سال پس از این ماجرا متوجه شدم سرطان تخمدان دارم.

با شروع بیماری کارت را هم‌‌ رها کردی؟

نه. ماه‌های اول ابتلا، علی‌رغم شیمی‌درمانی و عوارضش یعنی درد و تهوع و شرایط نامتعادل روحی، سر کارم حاضر می‌شدم و با پاهای ناتوانم با ترمز و کلاچ و دنده سر و کله می‌زدم تا بتوانم هزینه‌های درمان و مخارج زندگی خودم و بچه‌ها را تامین کنم.

برخورد همسرت بعد از شنیدن خبر بیماری تو چطور بود؟

نه حاضر به ادامه زندگی شد نه حاضر به طلاق یا تامین هزینه‌های فرزندانمان. این شرایط منجر به عود دوباره سرطان و شروع دوباره شیمی درمانی شد.

من آبان ماه سال ۹۴ به او زنگ زدم و به خاطر شرایط نابسامانی که داشتم پیشنهاد ادامه زندگیمان را دادم اما همسرم گفت ادامه زندگی‌اش با من دو شرط دارد، نخست اینکه مهریه‌ام را ببخشم و دوم اینکه برای زندگی مشترکمان او خانه‌ای تهیه نخواهد کرد. یک ماه بعد دادگاه مرا فراخواند و پرسید که آیا مایل به تمکین هستم یا خیر؟ من شرح ماجرا را نوشتم و به پرونده‌ام الحاق کردم که البته تا به حال خبری از روند پرونده نشده.

خانه‌ای از دوران زندگی مشترک ندارید؟

تمام این بیست و یک سال در خانه پدرم زندگی کردیم و اجاره خانه نمی‌دادیم. قاضی به من گفت می‌بایست حق مسکن به تو می‌داد.

در شرایط فعلی و مبارزه‌ات در جبهه بیماری با چه انگیزه‌ای مایلی مشکلات زندگی زناشویی‌ات را هم مطرح کنی؟

می‌خواهم به جای تمام زنانی که در بند آزارهای خانگی خصوصا آزارهای پیچیده روانی هستند فریاد بزنم و تمام مسائلی را که زن‌ها در شرایط مشابه پنهان می‌کنند، در مقابل دید وجدان عمومی قرار بدهم.

گاهی وقتی در مورد ماجرای سرطان و صفحه اینستگرامم با رسانه‌ها حرف می‌زنم، همسر سابقم عصبانی می‌شود. او به دفتر روزنامه‌ها مراجعه کرده و سرپرست خانوار بودن مرا انکار می‌کند. جالب است که یکی از شرایطی که برای ادامه زندگی مطرح کرد این بود که با هیچ رسانه‌ای مصاحبه نکنم.

هنوز هم سرویس دانشگاه را انجام می‌دهی؟

از سال گذشته و با گران شدن بنزین و عود کردن بیماری‌ام فقط پول استهلاک ماشین در می‌آمد ناچار شدم کار رانندگی را‌‌ رها کردم. وقتی مرا ترک کرد چند ماهی منتظر ماندم شاید برگردد اما دیدم چنین قصدی ندارد به همین دلیل هم مهریه‌ام را به اجرا گذاشتم.

مهریه‌ات چقدر بود؟

۲۵۰ سکه که هر یک ماه در میان یک سکه برایم تعیین شده است.

چه احساسی در مورد بیماری‌ات داری؟

جریان کمی پیچیده است با اینکه سرطان سلامتی فرد را به مخاطره می‌اندازد اما همین سرطان برای من تبدیل به بزرگ‌ترین نعمت زندگی‌ام شده و زندگی‌ام را تغییر داده است. باورتان نمی‌شود بعد از ابتلا قدر فرصت‌هایم را عمیقا می‌دانم. به مخاطره افتادن سلامتی‌ام ارزشش را داشت تا این عشق و ایمان به زندگی را تجربه کنم.

چطور شد به فکر عمومی کردن تجربه‌هایت در فضای مجازی افتادی؟

سال گذشته تیرماه یک روز که داشتم در مورد حس و حالم برای خواهرم حرف می‌زدم او گفت که من خیلی برخورد متفاوت و جالبی با بیماری‌ام دارم و پیشنهاد داد یک صفحه در اینستاگرام باز کنم، و تجربه‌هایم را بنویسم.

حس می‌کردم که قصه من با دیگران متفاوت است. می‌دانستم ریشه سرطان در مشکلات روحی و استرس‌هایی است که تاب آورده‌ام. سال‌های سال تحت فشار خشم و نفرت زندگی کردم. می‌خواستم تجربه‌هایم را با زنان دیگری که سرپرست خانوار و مثل من بیمار بودند در میان بگذارم. فشار‌ها و حلقه محاصره زندگی روز به روز بر من تنگ‌تر می‌شد و شیوه‌های متفاوتی برای مقابله با آن برمی‌گزیدم و این‌ها قابل انتقال بود.

این بار نمی‌خواستم از ترس قضاوت مردم سکوت کنم در شرایطی شیمی‌درمانی می‌شدم که به شدت بابت هزینه‌های زندگی و درمانم در مضیقه و فشار بودم ولی با همه این‌ها می‌خواستم تجربه‌هایم را تقسیم کنم و به همین دلیل هم گاهی فکر می‌کنم درد و رنجی که تحمل می‌کنم بیهوده نیست.

ماهرخ غلام حسین پور

همسرت در طول این مدت نفقه هم پرداخت می‌کند؟

او مردادماه نود و دو خانه را ترک کرد و من آذرماه مهریه‌ام را اجرا گذاشتم دو ماه بعد از شکایتم، حکم مهریه‌ام صادر شد. بعدش درخواست نفقه دادم. نفقه کار‌شناسی شد و گفتند که پنج میلیون میزان نفقه من است. اما تنها مالی که داشت پاداش سنوات خدمتش بود و با اینکه بیست و هشت میلیون دریافت کرده بود دو روز بعد از دریافت این پول خانه‌ای به نام خواهرزاده‌اش اجاره کرده بود و من نتوانستم در این مورد ادعایی داشته باشم.

چون برادرش را با این بیماری از دست داده، روزهای نخستی که مبتلا شدم گفت که تحت تاثیر قرار گرفته و قصد دارد به من کمک کند. اما آنچه که به من کمک کرد،‌‌ همان میزان نفقه‌ای بود که دادگاه برایم تعیین کرده بود و افزون بر آن تا به حال هیچ کمکی به من نکرده.

آیا متوسل به خشونت فیزیکی هم می‌شد؟

خیر. بخواهم صادق باشم خیر. اما چنان ترس و رعبی در دل من و بچه‌هایم انداخته بود که وقتی کلید را توی در خانه می‌انداخت من و دو بچه‌هایم می‌شدیم عین سه موش کتک خورده؛ هراسان و بی‌پناه، بابت خشونت‌های روانی و فضای بدی اکه ایجاد می‌کرد به شدت آزار دیدم.

پس برای چه در این رابطه ماندید؟

باید اعتراف کنم اشتباه کردم که در این رابطه خشونت بار ماندم. الان که مصمم هستم سکوتم را بشکنم به گذشته فکر می‌کنم و می‌بینم هم خودم تاوان این اشتباه را پس دادم هم فرزندانم. زندگی که می‌شد جور دیگری رقمش زد، از ترس آبرو و قضاوت مردم و اطرافیان و ترس از بیوه شدن تبدیل شد به این شکل بی‌قواره و ناموزن.

ما زن‌های ایرانی خودمان را به بهانه بچه‌ها فریب می‌دهیم. ادامه می‌دهیم مثلا به خاطر بچه‌هایمان. اما متوجه نیستیم که در یک رابطه نامتعادل، اتفاقا بچه‌ها هستند که به شدت آسیب می‌بینند و تا آخر عمرشان هم از زیر سیطره و تاثیر این آموزه‌های اشتباه خارج نمی‌شوند.

در طول این بیست و یک سال هرگز به جدایی فکر نکردی؟

فرزندانم دو ساله بودند که من مصمم به جدایی شدم. این مسئله را در صفحه اینستاگرامم هم نوشته‌ام. قبول می‌کنم که انتخابم از آغاز اشتباه بوده اما اشتباه واقعی و بزرگم، ادامه دادن این مسیر بود. خصوصا وقتی فرزندانم به دنیا آمدند و متوجه شدم که مسیرم اشتباه است. اما متاسفانه ما می‌ترسیم و واهمه داریم در فضای عمومی تجربه‌هامان را با دیگران قسمت کنیم. وانمود می‌کنیم که خوشبختیم. از سر حساسیت خانواده‌ام، در یک رابطه اشتباه ماندم. می‌توانستم مسیرم را اصلاح کنم. نخواستم شریک زندگی‌ام را آن طور که هست بپذیرم و مدام می‌خواستم اصلاحش کنم. می‌خواستم او را از رنج عمیق درونی‌اش جدا کنم در حالی که متوجه نبودم در آن سن و سال قادر به این کار نیستم و بعضی آدم‌ها رنج‌هایشان را دوست دارند، چسبیده‌اند به این رنج‌ها و تغییر مسیرشان کار من نیست.

بعد از این‌که فهمیدی قادر به این تغییرات نیستی چه کردی؟

وقتی فهمیدم نمی‌توانم مسیر زندگی را تغییر بدهم سکوت و تحمل را انتخاب کردم. از طرف خانواده‌ها تحت فشار بودم برای پذیرش آن زندگی. به من می‌گفتند می‌خواهی طلاق بگیری بعدش چه کار کنی؟ خیال می‌کنی سرنوشت بهتری در انتظار توست؟ کسی نبود به من بگوید تو کارمی کنی و درآمد داری. زیر سقف خانه پدری‌ات نشسته‌ای. قرار نیست دنیا کن فیکون بشود و تو زن لایقی هستی که از پس خودت برمی آیی. در واقع این تو نیستی که خودت را تحمیل کرده ایی.

انتظار تو دقیقا چه بود؟

او شریک بیست و اندی ساله زندگی‌ام بود. تنها درخواست من این بود که در حین روند درمانم از بچه‌ها حمایت کند. یکیشان سرباز بود آن روز‌ها و آن دیگری دانشجو.

وقتی صفحه اینستاگرامم مورد توجه قرار گرفت و روزنامه ایران با من مصاحبه کرد به او به شدت برخورد که من چرا مطرح کرده‌ام که سرپرست خانوارم؟ خوب تو من و بچه‌ها را ترک کردی، نه حاضر به ادامه زندگی هستی نه طلاقم می‌دهی نه آن طور که باید و شاید تامینمان می‌کنی. با این وصف چه کسی سرپرست خانوار است؟ من تحت فشار روانی زیادی قرار گرفتم این سال‌ها. پزشکان بعد از جراحی تاکید می‌کردند که یکی از مهم‌ترین فاکتور برگشت سرطان، شرایط روحی – روانی است. اما من واقعا در شرایط بدی زیست کردم در این چند ساله.

الان مخارجت را چطور تامین می‌کنی؟

خوب من مهریه‌ام را اجرا گذاشته‌ام و یک ماه و نیمی یک سکه دریافت می‌کنم. گاهی در خانه‌ام سفارش آشپزی می‌پذیرم و خانواده‌ام با اینکه خودشان در مضیقه هستند، اندکی کمک می‌کنند. پیش از این‌ها هم راننده سرویس دانشگاه بودم. به هر حال سعی‌ام را می‌کنم. از آن سو مثلا از همدلی پزشکم برخوردار شدم. او واقعا به من کمک کرد و هزینه ناچیزی از من گرفت. به هر حال از حق نمی‌گذرم که همسرم هم تحت فشار نزدیکان مرا بیمه تکمیلی کرد.

الان به لحاظ بیماری در چه شرایطی هستی؟

اردیبهشت ماه سال گذشته درمانم تمام شد اما از زمستان امسال که شرایطم متشنج شد و هر چه سعی کردم ماجرا را مدیریت می‌کردم، باز هم قادر به کنترل اوضاع نبودم و اوضاع بهم ریخت. دکتر باز هم شیمی درمانی تجویز کرد. از سی‌ام فروردین ماه دوباره شیمی درمانی‌ام به مدت شش دوره آغاز شده است

منبع :  خانه امن 

بیز فمینیستلر: دونیادا قادینلار و اونلارین پروبلئم‌لری حاقیندا بیر قدر اطرافلی دانیشا بیلرسیز؟ عینی زاماندا قادین حرکاتلاری باره‌ده نه دئیه بیلرسینیز؟

12814521_1249339908429490_2057893400743301650_nسویل سلیمانی : بورادا بیزیم اساس دیققت یئتیرمه‌میز گرکن مسئله اودور کی ، بللی بیر مدلی گؤتوروب او مدله اویغون اولاراق قادین حاقلارینی ده یرلندیرمه‌­ییمیز بیزی یانلیشلیغا سؤوق ائده‌بیلر. اونا گؤره ده قلوبال مسئله‌لری، یئرل و توپلوملارا اؤزل اولان مسئله‌لری بیر-بیریندن آییرمالی­ییق.

دوغرودور کی، قادین حاقلاری و اونلارین سورونلاری قلوبال بیر سوروندور اما اونوتمامالییق کی بو سورونلاری هر جغرافیانین اؤز مدنی، سیاسی. اقتصادی و سیاسی-کولتورو کونتئکسلری‌نین ایچینده آراشدیرمالییق. ایران‌دا، آذربایجان‌دا و آمئریکادا یاشامیش بیر فئمینیست اولا‌راق مدنیتین بو سورونلارا بوراخدیغی ایزلری یاخشی گؤره‌بیلدییمی دئیه‌بیلرم.

آمئریکادا فئمئنیزیم درسلرینده ده بونو اؤیرتمه‌یه چالیشیلار کی، غربده اولان “آزاد قادین” تجروبه‌لرینه اساسلانا‌راق، اونلاری( اوچونجو دونیا) باشا دوشدویوموزو ادعا ائده‌رک، اوچونجو دونیا[۱ [ قادین‌لاری‌نین سورونلارینا چؤزوم یولو تاپماق اولماز. آمئریکانین تحصیل سیستمینده، بیزی بئله بیر عمومیلشدیرمه‌لردن (جنرالیزیشن) چکیندیریرلر.

منه فئمئنیزیم سؤزونون وئردییی آنلاییشدان باخاندا، هئگئمونیا، ایرقچی‌لیق، سؤمورگجی‌لیک (مستمره‌چی‌لیک) و کولتورل نسبیت *(نسبی‌گرایی فرهنگی) کیمی قاورام‌لارین دا ایشین ایچینه قاتیلماسینین واجیب‌لیینه اینانیرام. آما عینی حالدا بین­الخالق قادین حقوق‌لاری‌نین کونتئکستیندن باخدیقدا، بئله نظره گلیر کی، اوچونجو دونیادا یاشایان باجیلاریمیز بیزیم قوروجولوغوموزا احتیاج دویورلار، (سؤمورگچی دوشونجه­نی یایماق) . اما بو سؤمورگچی ذهنیت، اؤلکه‌لرده اولان آتائرکیل (پاتریارخال) سیستئمین یایغین‌لیغی‌نین و بیچیمی‌نین کولتوردن کولتوره فرقلی اولدوغونو گؤرمزدن گلیر. بو گون قادین اینستیتولاریندا مسئله‌نین بو یؤنو یاخشی کی، گؤرولور و آنلاشیلیر. بو اوزدن قادین‌لارین سورونلارینی قلوبال گؤرمک اولار، اما هر بیر پروبلئمی اؤز یئرینده و اؤز اجتماعی، سیاسی و کولتورل شرطلری و تملی اوزرینده اینجه‌لمک لازیم‌دیر. قادین حرکاتی دا بو احتیاجا‌لارا دایانا‌راق یارانیر. مثلا عربیستانداکی قادینلارین دورومونو آمئریکا‌داکی قادین‌لارین وضعیتی ایله برابر توتماق اولمور. بو گون عربیستان قادینلاری سوروجولوک حاققی اوغروندا مباریزه آپاریرلار، آمئریکا قادینلاری ایسه نه اوچون اوشاق‌لارا جینسیتی آییران آدلار یاخود پالتارلارین سئچیلدییی کولتوره قارشی چیخیرلار. بوتون دونیادا گئدن حرکاتین تمل هدفی آیری-سئچکی‌لییی (دیسکریمیناسیانی) آرا‌دان قالدیرماق اولسا دا، بو موباریزه هر توپلوما اویغون اولا‌راق اؤزونه شکیل آلماقدا‌دیر.

بیز فئمئنیست اولاراق، قادین اوز‌ریندن توپلوم مهندیس‌لییی ائدنلره، قادین اوزریندن تجارت و سیاست ائدنلره قارشی دورمالییق.

قادین جینسیتی‌نین بو قدر هر شئیه آلت ائدیلمه‌سینه قارشی چیخمالیییق. ایستر زورلا قادی‌نین باشینی آچماق ایسته‌ین‌لر، ایستر زورلا باشینی قاپاتماق ایسته‌ین‌لر اولسون قارشیسیندا دورمالییق. بونون دا یولو یالنیز قادین‌لار اؤزلرینی بیر اینسان اولا‌راق گؤرمه‌لرینی اؤیرنمه‌لرینده بیلمه‌لییک. قادین نه ارکه‌یین قابیرقاسیندان دوزه‌دیلمیش، نه ده میللتین قوروماسی گرکن ناموسو‌دور. او، بیر اینسان‌دیر. هر اینسان کیمی سئچمه حاققی وار. آما اجتماعی کولتور و سیا‌سی سیستم اونون اؤزونو ایفاده ائتمه‌سینه اجازه وئرمیر.

بیز فمینیستلر: ایندیکی وضعیتده آذربایجان قادینی نه ائتمه‌لی‌دیر، اونون دورومو هانسی مرحله‌ده‌دیر؟

سویل سلیمانی :ایلک اؤنجه آذربایجان قادینی هارادا‌دیر سوروسونا جاواب وئرمک گره‌کیر. یا دا آذربایجان قادینی هارادا اولماق ایسته­ییر؟ آذربایجان قادینی‌نین بیر فرد اولا‌راق اؤزنون هارادا اولماسییلا باغلی بیر پلانی وار می؟ یوخسا آذربایجان قادینینا دؤولت، اجتماعی عادت و عنعنه‌لرین، دینین و مدرن کولتورون بیچدیگی «هارادا اولما» مجبوریتی می وار؟ بو سواللاری اورتایا قویدوغوموزدا گؤروروک کی، بیزیم مسئله‌یه باخیشلاریمیز بو کونتئکس‌لرین هر بیرینه گؤره فرقلنه‌بیلر. من بیر فئمینیست اولا‌راق بو سورویا بئله جاواب وئرمک ایسته­ییرم

بیز هر شئیدن اول اؤزوموزدن بونو سورمالیییق کی قادین حرکاتانین مقصدی ندیر؟ چونکی مرحله و یا آشاما، بیر آماجین بللی بیر نقطه‌سی‌دیر. قادین حرکاتینین اساس آماجی قادینی توپلومون ائشیت و برابر حاقلارا صاحب اولان عضوو ائتمکدیر. یعنی قادین اینسانلیغین بیر پارچاسی اولا‌راق، انسانلیق دونیامیزدا، زامان ایچینده ده‌ییشن شرط‌لره گؤره اؤزونه ­مخصوص یئر تعریفله‌یه‌بیلمکدیر. ده‌ییشن بو یئنی شرطلرین یارادیلماسیندا کیشی‌لر قدر تأثیرلی و ائتکیلی اولابیلمکدیر. یعنی اجتماعی رول‌لارین و بو روللاردان دوغان حاق و مسئولیت‌لرین تریفلنمه‌سینده اؤز پایینا دوشنی آلما‌لی‌دیر.

آذربایجانا گلدییمیزده بیز باخمالی­ییق کی، آذربایجان قادینی بو گون حاقلار و بو حاقلاردان دوغان مسئولیت‌لر باخیمیندان هارادا‌دیر؟ آذربایجان قادینی بو گون یارانان دیلده و سؤیله­مده نه قدر اورتاقدیر؟ بو اورتاقلیق اونا تحمیل ائدیلمیش بیر شریکلیلکدیر می؟. یوخسا او، آزاد و ائشیت اولان بیر اینسان کیمی توپلومون ده­‌ییشن گئدیشاتینا قاتیلماقدا‌دیر می؟ یعنی بو گون یارانان کولتورده، اقتصادی سیستئمین یئنی شکلینی تاپماسیندا نه قدر اورتاقدیر؟

بو یؤندن باخدیغیمیزدا ایستر قوزئی ایستر گونئی آذربایجان اولا‌راق قادین مسئله‌سینده هارادا اولدوغوموزو آنجاق بین­الخالق انسان حاقلاری بیاننامه‌سینه ­و قادین حاقلارینا گؤره بین­الخالق آنلاشما‌لارا گؤره اؤلچه‌بیلریک. دیققت ائدرسه‌نیز بورادا انسان حاقلاریندان‌ صحبت گئدیر، یعنی قادین حاقلاری اینسان حاقلاری‌نین آیرییلماز پارچاسی و اونو گلیشدیرن بیر پارچا‌سیدیر.

آما بو مسئله‌ده بئله بیزیم الیمیزده یئترلی قدر بیلگی و سند یوخدور. یعنی بو موضوعدا بیزده آراشدیرما یوخ. بیز اؤلچه‌بیلمیریک کی، بیزدکی حاقلار بیرلشمیش میللت‌لر تشکیلاتی‌نین بللی ائتدییی اینسان و قادین حاقلارینا نه قدر اویغون دوشور. بو حاقلارین گئرچکلشمه‌سی اوچون سیاسی آتوریتئت(اوتوریته) و توپلومدا دؤولتدن کنار وار اولان اوتوریته مرکزلری؛ عائله، دین، عادت-عنعنه‌لر و دیل نه قدر اجازه وئریر. اما بیلیریک کی، ایستر قوزئی ایسترسه ده گونئی آذربایجانداکی قانونی و یا معنوی مشروعیتی(لئجیتیمه‌سیی) اولان اوتوریت‌لر حرکت‌سیز و ده‌ییشمه‌یه قارشی چوخ سرت اولورلار.

بیزده قادین حرکاتی هله دیره‌نیش مرحله‌سینده‌‌دیر. قادین حاقلاری فعاللاری یئترینجه مسئله‌یه حاکم دئییللر. چوخ ساده اولا‌راق بو گون نه قوزئی و نه ده گونئی آذرابایجاندا فئمینیزیم آراشدیرما‌لاری و جندر بؤلوملری اونیورسیتئتلرده اوخونان و اونا گؤره دئپارتامئنتلری اولان بؤلوملر یوخدور.

منه بئله گلیر کی، هله‌لیکده بیز آذربایجان‌دا بیر قادین حرکاتی‌نین یارانماسی مرحله­سینده‌ییک. بو حرکات هله اؤزونو تانیتماغا و تعریفلمه‌یه چالیشیر. حتی، بو موضوعدا ائله بیر جدی ایش اورتادا یوخدور سؤزونو دئمه‌یه قورخورام.

و آما آذربایجان قادینی نه ائتمه‌لی‌دیر؟ گؤرن آذربایجان قادینی اؤز وارلیغینی سیاسی و اجتماعی حرکاتلاردا، کولتور احتصالیندا اوراتایا قویا‌راق اؤزونه ­مخصوص اولان یئرینی تعریفلمک ایسته­ییر می؟

من بیر فیمینستم و قادین حاقلاری موضوعسوندا بیلگیلی اولماغیم ضروری‌ و لازیمدیر. اما اگر سیز آذربایجاندا بیر قادین پارلامئنتار ایله دانیشسانیز، او زامان آذربایجان قادینین هارادا دوردوغونو بیلیب گؤرجکسینیز کی آرتیق آذربایجان قادینی پارلامئنت عضوولویونه سئچیب-سئچیله‌بیلمک حاققینی الده ائدیب، آوتوموبیل سوره بیلیر. اما توپلومدا اونون جینسیتینه قارشی یارانان دیلی و قانونلاری نه قدر ده ییشدیره‌بیلیب؟ آذربایجان قادینی ظاهری قوروماق آدینا آتارکیل دؤولت و توپلوم علاقه‌لری‌نین اونا وئردییی رولو اویناییر. بو رول اویونوندا بیر اینسان اولا‌راق کیشی ایله مقایسه‌ده نه قدر اؤز رولونو اویناییر؟ او، بو رول اویونوندا اونا وئریلن اویونو، بیر جینسی اویونجاق کیمی یاخود بیر فرد اولا‌راق اویناییر؟ او، ١٨ یاشیندان آشاغی ائولنمه­سینی اؤزو مو سئچیر ؟ او کیشی‌نین فیزیکی و دیل زوراکیلیغینا ساکیت قالماسینی اؤزو مو سئچیر؟ جاواب بللی‌دیر.

” شرط‌لر آذربایجان قادینینی بو دوروما سالیر.”- دئمکله تنمبلجه‌سینه سورونلارین اوستونو اؤرتجه­ییک می؟

هر گون یئنی شرطلر دوغور، چونکی هر گون توپلوم و اونون بوتون قورولوشلاری یئنیدن یارادیلیر. بو یارادیجیلیقدا هر کس اؤز یئرین آلماق ایسته­ییر. بو یارادیجیلیقدا آذربایجان قادینی بیر اورتاق اولما‌لی‌دیر. آذربایجان قادینی هر گون ده‌ییشن شرط‌لر و یئنی‌دن یارادیلان حیاتدا اؤز سوروملولوقلارینی اوزه‌رینه گؤتورمه‌لی‌دیر. بو گون اگر بعضی اؤلکه‌لرله مقاییسه‌ده اونلارین بعضی حاقلاری وارسا، او حاقلاری نئجه قورویوب، گلیشدیریب ایره‌لی­یه آپارماغی دا اؤیرنیلمه‌لیدیر.

بو گون بیزیم بؤلگه‌ده بعضی‌لری دینی قوروماق و جننتین قاپیلارینی اؤز شهوتلرینه آچماق اوچون قادین اوزرینده دینی تعریف ائدیر. بیریسی اونون باشیندان اؤرپه­یی گؤتورمکله اونو اؤزگور ائده‌جه­یینی سؤیله­ییر. بعضی‌لری ده -TV لردن رئکلام اولان بیر یاشاییش طرزینی قادی‌نین بئینینینه­ سوخا‌راق ساده‌جه اونو بیر مال آلیجی‌سی و بیر (توکتیجی) استئهلاکچی کیمی ایسته­ییر . بیر باشقاسی دا همن TVده اونو گؤستریلن احتشاملی یاشاییشا دعوت ائدیر. هانسی گئییم‌لری گئیرسه، داها خوشبخت اولاجاغینی اونا تلقین اولونور. گؤروروک کی، بو مسئله داها چوخ قادین جینسیتی اوزرینده اوینانیلیر. اونون جینسیتی، ساتیلان بیر اشیا حالینا گتیریلیر. بیر ایدئولوگیا هدفین گئرچکلشمه‌سی اوچون قادین ایدئولوگیانین مرکزینه قویولور. چونکی قادین ایماژینین یئنی‌دن تولید اولونماسی توپلوم اوچون وازگئچیلمزدیر. اما آتارکیل تؤردیلمه مئخانیزماسی بو جینسیت آیریلیغیندان بسلنمکده‌دیر. گؤروروک کی، قادین‌لاریمیز اؤزلرینی ان باها قیمته ساتماق اوچون رقابت ائدیرلر. آما بیر اشیا کیمی اؤزلرینی اورتایا قویما انرژی‌سی‌نین هاراداسا یوزده اونونو اقتصادی و شخصیت آزادلیغی اوچون اوراتایا قویمورلار.

بو گون آذربایجان توپلومونون ان یوکسک مقاملاریندا یئر توتموش قادینلار نئجه بو موقعیته چاتدیقلارینی و یا گتیریلدیکلرینی اؤزلریندن سورما‌لیدیرلار. نئجه بیر توپلوم ایسته‌دیکلرینی مباحثه ائتمه‌لی‌دیرلر. یعنی قادینلار توپلومون بوتون قورولوشلارینی یئنی‌دن تعریفلمه‌لی، اؤز کیملیک و منفعتلرینی بو اجتماعی قورولوشلاردا داخیل ائتمه‌لی‌دیرلر.

بیز فمینیستلر:آمئریکا ایله شرق، آذربایجان و ایران قادینی آراسیندا هانسی اوخشارلیق و فرقلری گؤرورسونوز؟

سویل سلیمانی :قادین هر یئرده قادین‌دیر و اؤزونه عاید سورونلاری واردیر. دونیادا بیر سیرا قادین سورونلاری عینی‌دیر. او جومله‌دن، زوراکیلیق، جینسی زوراکیلیق، تجاووز، قادینلارین دوغوم زامانی اؤلوملری، سوسیال-اقتصادی دئزاوانتاژ، آشاغی گلیر و گلیر برابرسیزلیگی، قادینا قارشی دیلده اولان ادبیات و ساییر مسئله لر.

بو سورونلارین اکثریتی بو اؤلکه‌لرده عینی اولسا دا، توپلومدان توپلوما بو سورونلارا قارشی دیرنیش‌لر فرقلنیر.

اؤرنک اولا‌راق جینسی زوراکلیغی، آذربایجان، ایران و آمئریکادا فرقلی درجه‌لرده اولماسینا باخمایا‌راق، اورتاق بیر سوروندور. حقوق سیستئمینی بیر کنارا قویارساق، هر اؤلکه اؤزونه عایید یاسا‌لار تعریفله‌ییب و او یاسا‌لارا اویغون جزا نظرده توتولور. توپلومون بو مسئله‌یه قارشی رئاکسیاسی هر اوچ اؤلکه‌ده بؤیوک فرقلرین اولدوغونو گؤستریر.

اگر آمئریکادا هامی تجاوز ائدنی قیناییب و تجاووزا قوربان اولانی محکمه‌یه گئتمه‌یه چاغیریرسا، ایران و یا آذربایجان‌دا تجاووزه قوربان اولانی، سورغو-سوالا چکجکلر کی، ندن، نئجه و هارادا اولوبسان کی، بئله حادثه ایله اوزلشیبسن؟ حتی، اگر ثبوت اولونارسا کی، تجاوزه معروض قالان قادینین هئچ بیر گناهی اولماییب، یئنه ده بیر چوخ حالدا او قادین بیر داها ائولنمک شانسینی ایتیریر، توپلومدا اونا بیر گوناهکار کیمی باخیلیر و اجتیمایتدن اوزاقلاشدیریلیر. بیر چوخ یئرده بو مسئله‌لرین، یعنی تجاوز و زوراکیلیغین اؤرت-باسدیر اولماسینا عائله‌لر سبب اولورلار.

بیر چوخ مسئله‌ده شرق جغرافیاسی‌نین قادین سورونلارینا اولان رئاکسیاسی غربدن فرقلنیر، بو رئاکسیا هم دؤولت، هم قانون و هم ده کولتور طرفیندن فرقلندییینی گؤستریر. بوتون دونیادا قادین سورون‌لاری‌نین فرقلری مؤوجودور. بعضی سورون‌لار دا قلوبال کاراکتئر داشیییر. زوراکیلیق، جینسیتین بیر اشیا حالینا گتیریلمه‌سی کیمی مسئله لر. اما مسئله بودور کی، غربدکی دین-دؤولت ایلیشکی‌سی، دؤولتله حقوق علاقه‌سی، دین ایله حقوق ایلیشکی‌سی فرقلی‌دیر. بونلاردان کناردا توپلومداکی بوتون قروپلار و تشکیلاتلار اؤز حاقلارینی مدافعه ائتمک اوچون چوخ آغیر موباریزه‌یه قوشولموشلار. غربده اگر قادینلار بیر حاق الده ائتمیش‌لرسه، قان وئریب، زحمت چکرک بونا نائل اولموشلار. بو گون ایراندا و یا تورکیه‌ده بئله، قادینلار چوخ جدی بیر مباریزه‌یه قوشولموشلارسا، طبیعی کی، بو اؤلکه‌لرده قادین حاقلاری قوزئی آذربایجاندان فرقلی اولا‌جاق.

باشقا طرفدن ده باتی و دوغو آراسینداکی تحصیل سیستمی و اؤیرنمه سیستمی هم عائلده، هم ده دؤولت یانیندا چوخ فرقلی‌دیر. غربده قادین و کیشی، اقتصادیاتین برابر بیر پارچاسیدیرلار.

اصلینده بو موضوع او قدر گئنیشدیر کی، بو حاقدا آذربایجانلی قادینلار جیددی ایشلر و آراشدیرما‌لار اورتایا قویما‌لیلار. اؤرنک اولا‌راق، بیر اؤلکه‌ده قادینلارین دورومو او اؤلکه‌نین اقتصادیاتیندا هانسی اقتصادی سئکتورون آغیرلیغینا باغلیدیر. یعنی بیر اؤلکه‌ده اگر خیدمت سئکتورو بؤیوک اولسا، بو قادین مسئله‌سینه تأثیر قویا‌جاقدیر. یعنی دئمک ایسته­دییم اودور کی، فرقلری یارا‌دان عامیللر چوخدور. اما یئنه ده دئییرم بیزیم دردیمیز غرب و شرق قادینی‌نین بیر-بیرینه اوخشارلیقلاری دئییل، بلکه اونلارین بیر اینسان اولا‌راق اؤز وارلیغیندان غرور دویمالاری و اؤزلرینه سایغی گؤسترمه‌لریدیر.

بیز فمینیستلر: گونئی آذربایجان دا فمنیزمه و قادین حرکتینه بو گؤن نئجه باخیلیر؟

سویل سلیمانی : بو گؤن گونئی ده یارانان قادین حرکاتی ایرانین مرکزی فمنیزم حرکاتی ایله چوخ فرقلی دیر. بو حرکاتین سببی ایسه ساده‌ جه قادین مسئله سینه دایانماماسی، ایرقچی لیک و بوتون آیری- سچکی لیک لره قارشی چیخماسیندادیر. بیر آذربایجان تورک قادینی ایراندا ایکینجی جینس اولماقلا برابر، هم ده آیری سئچکی لیک لره معروض قالان بیر تورک له ده اوزله شیر. بیر طرفدن قانونلاردا اولان پروبلئم لر و باشقا طرفدن اونو یوز ایللردی تاریخی بیر ایرقچی لیک له تورک اولماسینا گؤره جزالاندیران بیر سیستم له قارشی قارشییادیر. اما مسئله بوردا بیتمیر، اؤز توپلوموندان قایناقلانان دیل، دین، و کولتوردن گلن آتا ارک لیک له ده اوز-اوزه دیر. بو گون گونئی ده یارانماق ایسته ین فمنیزیم و یا قادین حرکاتی بونا دایاناراق اؤزونو فورمالاشدیرماقا چالیشیر. اما عینی حالدا دا فمنیزمه قارشی بیر منفی باخیش وار. فمنیزمی کیشی دوشمن لییی، ائؤلنمه‌یه قارشی و یا آنالیغا نیفرت ائدن و … بو تیپلی نگاتیو سؤزلرله باغلایرلار. قبول ائدیرم بو، دونیا سویه سینده اولان بیر باخیشدیر کی، تأسوف له فمنیزمه قارشی مؤوجوددور. اما آذربایجان کیمی مکاندا هر زامان آیری- سچکیلیک اونونلا یان-یانا اولوب. فمنیزم حرکاتی بو آیری-سچکی لیک لری اورتادان قالدیرماقدا بؤیوک رول اوینایا بیلر. چونکی تورک قادینی تورک کیشی لرین دوشمنی دئییل ، بلکه اونلاری دا اؤزو کیمی وار اولان بیر سیستمین قوربانی کیمی گؤرمه لی دیر.

بیر طرفدن ده قادین فعالاری فمنیزیمدن نه ایسته دیگینی اورتایا قویا بیلمه یب دیلر. بیزیم فمنیست لریمیز بونو اورتایا قویمالیدیرلار کی بو گونکو دونیادا پولورالیزم دموکراتیاسی اؤزو ایله اینسانلارا چشیدلی یاشام مودئل لری و حیات کولتورو گتیرمیشدیر. مدرنیزیم دؤنه‌مینین انسانلارا بللی بیر یاشام مدلینی تحمیل ائتمک ایدولوگیاسینی گونوموزده پوستـ مدرن آنلایشنی سئوال آلتینا آپارمیشدیر. بو ایسه انسانلارین قادین‌ـ‌کیشی نین اؤزگؤر بیر حیات سئچمه‌سینه بؤیوک امکانلار یاراتمیشدیر. بو مسئله قادین حاقلاری مسئله‌سینده چالیشانلارا دا بؤیوک امکانلار یاراتمیشدیر. چونکی قادین حاقلاری مسئله‌سی، اؤزوموزه اؤزل بیر یاشام مودئلینی تحمیل ائتمک دئییل. بلکه کیشی لر و قادین لار دا حاقلار باخیمیندان برابر حاقلارا صاحیب اولماغین ادراک نقطه‌سینه گتیرمه‌کدیر بیزیم ایسته‌دیگمیز. قادین و کیشیلرین دولت، حقوق سیستیمی، اقتصادی سیستیم طرفیندن برابر، عدالتلی شرط لرله دگرلندیریلمه‌سی و وار اولان امکانلاردان عینی سویه‌ده استفاده ائتمه حاقلارینا صاحیب اولمالاریدیر. بو نقطه¬دن سونرا قادینین هانسی یاشام مودئلینی سئچدیگی ایسه تمامیله فردی بیر سئچیم اولا بیلر. اونا گؤره‌ ده من قادینلاری بیر مودئله سیغدشدیرماغی، قادینین شخصیتینه ائدیلمیش ان بؤیؤک حمله اولاراق گؤرؤرم.

بیز فمینیستلر: سیزه موفقیت آرزو ائلیریک و بیزم ایله مصاحبه وئرگنیز اؤچون تشکر ائلییریک

[١] بورادا استفاده ائدیلن اوچونجو دونیا سؤزونده بیر ایرونیا وار. بو سؤز منفی آنلامدا ایشلنیلیر، بلکه باتیلیلارین اؤزلرینی بیرینجی دونیا اولا‌راق گؤروشلرینه بیر تنقیددیر.

*کولتورل نسبیت بیر کولتور یا اینسانین اینانج و فعالیتلری او بیری شخصین کولتورو آچیسیندان آنالاشیلب و باشا دوشمه سی گرکن لیکدیر.

سونای روحی   ایله آنا دیلی گونو مناسیبه تینه بیر صمیمی مصاحبه

بیز فئمئنیستلر: ایلک اؤنجه بیز فئمئنیستلر ایله موساهیبه ائتدیین اوچون سن‌دن تشککور ائلییرم .آنا دیلی گونو اؤنوموزده‌دیر .بیلیریک کی بو گون گونئی آذربایجان خالقینا باشقا بیر اؤنه م داشیییر .بو موساهیبه‌نی یاپدیغیمیز آن آذربایجان‌دا چوخلاری ، آنا دیلی و کیم‌لیکلری اوغرون‌دا موباریزه آپاردیقلاری اوچون زیندالاردالار. بو یول‌دا چوخ‌لو هزینه‌لر وئریب حتی تحصیل حاقلارینی بئله الده‌ن وئریبلر .
یاشامیمیزدا ، فرق‌لی دوروملاردا ، فرق‌لی کیم‌لیکلر و نقشلره صاحیبیک . سن سونای روحی ، بیر قادین ، بیر آنا ، بیر صنعت‌چی ، تورک ، گونئی آذربایجان‌لی ، و تبریزلی‌سه‌ن … بلکه بون‌دان چوخ‌دا کیم‌لیکلرین وار . آنا دیلی موناسیبتینه چوخ ایستردیک کی سنین سؤزلرینی اوخویوجولاریمیزلا پایلاشاق!
بیز فئمئنیستلر: هانسی ایلده دونیایا گؤز آچیب‌سان ؟! هاردا مکتبه گئدیب ، ایندی نه ایشله مشغول‌سان ؟!
سونای روحی : من سونای روحی ۱۳۵۸ گونش ایلی، گونئی آذربایجانین تبریز شهرین‌ده دوغولموشام . و تبریزده فارس ادبیات بؤلومون‌ده لیسانس آلمیشام . ایندی‌ده تورکییه‌ده موسیقی ساحه‌سینده چالیشیرام .
12359859_512403135595168_1015629863771828809_n
بیز فئمئنیستلر : نئچه اوشاغین وار و اونلارلا هانسی دیلده دانیشارسان ؟!
سونای روحی : ایکی اوغلان اوشاغیم وار، ائلجان ۶ یاشیندا و اوزان ۸ آیلیق‌دیر. البته کی اؤز آنا دیلیمیزده.
بیز فئمئنیستلر : تورکییه‌ده اولماسایدین اوشاقلارینلا هان‌سی دیل‌ده دانیشاردین و نیه ؟!
سونای روحی : هر هانسی بیر اؤلکه اولورسا اولسون اؤنجه‌لیگی آنا دیلینه وئره جه ییم ده ییشیلمز بیر قراردیر. منجه هر آنا اوشاغینا گره کلی و فایدالی اولان هر شئیه اؤنم وئرمه‌لی‌دیر و گنه لده بوتون آنالار بونو ائتمک ایسترلر. من ده آنا دیلینین اوشاقلار اوچون نقدر اؤنم‌لی و گرک‌لی اولدوغونو آنلامیش اولان بیر آنا کیمی بو قراری بیر جیددی سوروملولوق اولاراق داشیییرام.
بیز فئمئنیستلر : بیر فئمئنیستی سورو سوروشاجاغام !…اوشاقلارینیزی یئتیرمک‌ده نه قدر حیات یولداشینیزین موشاریکتین جلب ائدیب‌سیز ؟!
سونای روحی : من حیات یولداشیمین موشاریکتینی جلب ائتمک اوچون هر هان‌سی بیر چابا صرف ائتمه میشم. اصلینده منیم چابا صرف ائتدیگیم قونو، نئجه بیر دوشونجه و کاراکتئره صاحب اولان بیر ائرکه ییی حیاتیما یولداش و گله‌جک‌ده‌کی دوغاجاغیم اوشاقلار اوچون آتا سئچمک‌ده اولوب‌دور.12735749_537584343077047_508693337_n
 
بیز فئمئنیستلر : آتا آنا اولماق گؤروندویو کیمی تمامن شن‌لیک دئییل بلکه چوخ زحمتلری وار ! توپلوموموزدا تکراره‌ن بو سؤزو ائشیدیریک کی، یاخشی آنا بیر سوپئر چالیشقان قادین اولمالی‌دیر . او بوتون علاقه‌لرینی ، ایستکلرینی ، و آرزولارینی بئله ؛ لازیم اولسا اونوداجاقدیر . فداکار آنانین یورولماغا حاققی یوخدور و بوتون اوشاقلارین مسئولیت لرینی یئر به یئر ائدیب ، ائوده هر کسین ایستکلرین یوخاری بیر سوییه‌ده جاوابلایاجاق . سنجه بو عمل‌ده نه قدر مومکون دور ؟! بئله بکلنتی لر بیر قادینا نه قده ر ایسترئس یاشادا بیلر ؟!
سونای روحی : طبیعی کی من‌ده بیر چوخ آنالار و قادینلار کیمی ایسته مه دیگیم چتین‌لیکلری یاشاماغا مجبور اولدوغوم زامانلار دا اولموش، آما بو یاشادیغیم بللی بیر اینسانلا دئییل بلکه بؤیودویوموز کولتور و سیستئمین قورقولاری ایله ایلگی‌لی اولوب‌دور. منجه آرزولارین‌دان و گله‌جک پلانلارین‌دان ائولادی اوچون واز کئچه‌ن آنالار چوخ یاخشی آنا و اینسان اولدوقلارینا رغمه‌ن، بیلمه‌دن و ایسته‌مه‌دن سئودیگی بالاسی یا بالالارینا آرزولارینی و پلانلارینی چوخ ده یرلی توتماماغی و راحاتجا حاقلارین‌دان واز کئچمه یی اؤیرتمیش اولورلار. آنا و آتا ائولادلاری اوچون ایلکین اؤرنک ساییلیرلار . دئمک اونلار نئجه اینسان اولوب و نئجه بیر حیات سوییه‌سی سئچرلرسه ، اوشاقلار اونلارین دوام‌چیلاری کیمی اونلارا بنزه یه‌جکلر . اینسان نفسه‌ن یاشاماق اوچون و حیاتی آنلایاراق ، دادینی چیخارماق اوچون دیری‌دیر . منجه ان یاخشی قادین و آنا ، ان سئوینج‌لی و ان خوش باخت آنادیر . آرزولارینا ده یه ر وئره‌ن و بو وارلیغی الده ائتمک اوچون بوتون وار گوجو ایله ساواشانی‌دیر . طبیعی‌دیر کی اومودسوز بیر دورومون تحممولو چتین و سورک‌لی بیر ایسترئسی اولاجاق‌دیر. بئله بیر ایسترئسلر عاییله‌نی کؤتو ائتکیله‌یه‌جک‌دیر .سونای
بیز فئمئنیستلر :گئنه قاییداق آنا دیلی مسئله‌سینه .تورکییه‌ده اوشاقلاری یئتیرمک اوچون تورک دیلین‌ده پروقراملار طبیعی کی داها چوخ ال وئریش‌لی‌دیر . بو مسئله سنین نیگران‌چی‌لیقلارینی قال‌دیرماق‌دا طبیعی کی تاثیرلی رولو واردیر . اما ایران‌دا بعضی آنالار بو مسئله نی بهانه ائدیب اوشاقلاری ایله فارسجا دانیشیرلار . سنجه بو نیگران‌چی‌لیق یئرلی‌دیر می ؟
سونای روحی : تئلئویزیون پروقراملارینا گلدیکجه ، بو پروقراملار بیر تورکییه‌ده یاشایان اوشاغا نه قدر الوئریشلی‌سه گونئی‌ده یاشایان اوشاقلارادا عینی‌دیر .اما مالاسف بعضی آنالاریمیز فارس دیلینه داها چوخ اؤنجه‌لیک وئریرلر . بو دا ایللردیر فارس حاکیمیتینین آسئمیلاسیون سیاستی اساسیندا گرچکلشیب . منجه دیل ائییتیمی یئرینه ، اونون اؤنم‌لی و گرک‌لی اولدوغو حاقدا اینسانلاری و اؤزل‌لیکله‌ده آنالاری معاریف لندیرمک لازیم‌دیر. آنا دیلی بیر میراث دیر ، بیر معنوی میراث . نئجه کی بیر مادی میراثی دیشله باشلا قورویوب اوشاقلاریمیزا چاتدیریرساق ؛ بئله‌جه‌ده دیل ، عادت و عنعنه‌لریمیزی‌ده قورویوب اونلارا یئتیرمه لی ییک.
بیز فئمئنیستلر : یولداشینیزین موشاریکتینی جلب ائتمک اوچون نه قدر چابا خرج ائتمیش‌سیز ؟!
سونای روحی :”ارکک ائوده ایشلمز ” دئیه‌ن بیر نسیلین آردیجی‌لی اولاراق ، بو قونودا هامیمیز بعضی زورلوقلارلا قارشیلاشیریق .
منجه بو اؤنم‌لی دئییل ، اؤنم‌لی اولان اؤزوموزو آیدین سایان بیری‌سی کیمی، نئجه بیر نسیلی تؤردجه ییمیزدیر . آرخامیزا دؤنوب باخماق بیزی بیر یئره چاتدیرماز .گله‌جه‌یه باخیب بیر آیدین باخیش‌لی آنا و قادین کیمی یئنی‌لنیب و یئنی باخیش‌لی نسیل تؤرتملی ییک.

بیز فمینیستلر : تشکر ائلیریک و سنه و عایله نه اوغورلار آرزو ائلییریک.

گستره جغرافیایی که کشور ایران کنونی بخشی از این پهنه را شامل می شود همواره بستر همزیستی مسالمت آمیز فرهنگی و زبانی تمدنهایی بوده است که در طول زمان در تسامح با یکدیگر به زندگی ادامه داده اند. حضور و رواج بیش از هفتاد زبان مختلف در ایران کنونی خود گواهی بر این مدعاست.

بدنبال جنبش مشروطه در سال ۱۲۸۵ و سپس با دنباله روی از فلسفه سیاسی کشورهای اروپایی در مورد ایجاد «ملت – دولت» و اتخاذ سیاست مرکزگرایی توسط حکومت وقت در ایران گفتگو پیرامون اهمیت زبان مادری نیز به یک موضوع مورد مناقشه با ماهیت فرهنگی – اجتماعی و سیاسی مبدل گردید. نقطه آغازین معضل کنونی سیادت زبان فارسی در ایران عمدتا به سیاست بانی حکومت پهلوی یعنی رضا شاه باز می گردد. در زمان حکومت رضا شاه بود که زبان فارسی بعنوان تنها ابزار ارتباطاتی برای آموزش و تحصیل در مدارس و تنها واسطه مکاتباتی در دوایر دولتی بدل گردید. از زمان حکومت رضا شاه به این سوی معضل زبان مادری مانند گرهی ناگشوده همچنان باقی مانده است. فارسی تنها زبانی است که رسمی است و دهها زبان دیگر در نهان و آشکار به حاشیه رانده می شوند.

بدنبال انقلاب اسلامی ۱۳۵۷ روایت ناسیونالیسم رضاشاهی و ساخ تن هویت پارسی جای خود را به »امت اسلامی« آیت ا لله خمینی داددر پی صدور انقلاب خود به کل جهان اسلام بود و از اینرو این گمان می رفت که بنا به باقتضای این اهداف سیاست تسامح زبانی بازتری نسبت به رضا شاه ایجاد شود. با این وجود سیاست »یک زبان- یک ملت« بعد از انقلاب نیز همچنان دست نخورده باقی ماند و اقلیت های زبانی (ملت هایی که زبانی بجز فارسی دارند – مترجم) هرگز نتوانستند طعم آزادی زبان مادری خود را بچشند.

به مناسبت ۲۱ فورال روز جهانی‌ زبان مادری خانم دکتر سیمین صبری عضو هیت  سردبیری  وب سایت “بیز فمنیستلر”  به مناسبت روز جهانی زبان مادری، با پروفسور توو ایسکوتناب کانگاس در تماس بوده است و جویای نظرات ایشان شده است. پرفسور کانگاس از معدود پژوهش گرانی  که در زمینه زبان و اهمیّت زبان مادری، زبان و قدرت ، چند زبانگی ، زبان و سیاست ، نسل کشی‌ زبانی و مقوله حقوق زبانی در کنوانسیون‌های حقوق بشر سازمان ملل …دارای دو درجهٔ دکترا از دانشگاههای هلسینکی و دانمارک‌ میباشد.

او اصلا سوئدی -فنلاندی است که دو زبانگی بخشی جدایی‌ ناپذیر از زندگی‌ خود او بوده است. تحصیلات اولیه را در رشته پداگوژی و معلّمی در هلسینکی آغاز کرده است . از سال ۱۹۶۷ تا سال ۱۹۶۸میلادی  به آمریکا رفت و در رشته زبانهای نوردیسک (اسکاندیناوی) در دانشگاه هاروارد مشغول به کار شد. از سال ۱۹۷۰میلادی  به عنوانه محقق در دانشگاه‌های فنلاند و دانمارک‌  به کار پژوهشی در همین زمینه‌ها مشغول بوده است. در ساله ۱۹۷۶میلادی به گرفتن اولین دکترای خود را در زمنیه “دو زبانگی” نایل شد. از ساله ۱۹۹۵میلادی تا سال ۲۰۰۰میلادی در دانشگاه ” روسکیلد” در دانمارک به تدریس مشغول بوده است. این همان دانشگاهی است که پروفسور کانگاس در آن از سال ۱۹۷۹ تا ۲۰۰۷میلادی  به عنوان محقق مهمان نیز فعّالیت نمود .

موضوع فعالیتهای او در درجهٔ اول تحقیق در مورد شرایط دو زبانگی و دو زبانه ها است. از سال ۱۹۸۰میلادی این موضوع را تا تبعیض زبانی‌ ، و به طور مشخص تبعیض در مورد زبانهای اقلیت‌ها توسعه داد. پروفسور کانگاس  شدیدا سیاست تحصیل و آموزش را در مورد  کودکان با پیشینه خارجی‌ در کشورهای مهاجر پذیر، برای مثال کودکان ترک در آلمان ،  به انتقاد میکشد و از مساله کم بها دادن به دوزبانگی  ، به عنوان هدفی‌ سیاسی با مقاصدی چون سود جویی‌ اقتصادی- سیاسی نام میبرد که قدرتهای حاکم برای دست یابی‌ به آن به ” نسل کشی زبانی‌” میپردازند. و این کار نه تصادفا بلکه برنامه ریزی شده و هدفمند با غیر رسمی‌ کردن بعضی‌ زبانها و رسمی کردن برخی‌ دیگر صورت می‌گیرد که نهایتاً منجر به ” کانابالیسم ” زبانی‌ یا ” همجنس خوار‌ی زبانها ” میشود. نتیجه پژوهش‌های بسیار ارزنده پروفسور کانگاس نشان میدهد که در  روند نابودی زبانها، نه عوامل  طبیعی و تصادفی‌  بلکه عوامل سیاسی و تمامیت خواهاندگی دولتها و قدرتها به طور مستقیم نقش دارند.  پروفسور کنگاس از زمرهٔ‌ افراد نادری  است که مکانیسم سیستم تحصیلی‌ و سیاست را  در پیوند گسست ناپذیر با همدیگر در سرکوب زبانی‌ و در نتیجه آن اسارت و عقب ماندگی گروه‌های زبانی‌   زبانهای محکوم و ” غیر رسمی‌” در دولتهای توتالیتر و کثیرالمله به شکلی‌ علمی‌ آشکار ساخته و ثابت نموده است. کتاب او تحت نام ” قدرت و زبان ” دقیقا به همین مسائل می‌پردازد.پروفسور کنگاس در این زمنیه به سخنرانی و تدریس در بسیاری از دانشگاه‌های برجسته جهان دعوت شده است. نتیجه تحقیقات و سالها تلاش ایشان را به شکلی‌ تقریباً خلاصه شده می‌توان به این صورت عنوان کرد: مولف ۲۱ کتاب ، ویراستار ۱۲ کتاب ، مولفه ۱۷ منگراف یا مقاله کوتاه،  مولفه بخش‌های از ۲۳۸ کتاب، ۲۲ مقاله در مجله علمی‌ و ۲ ترجمه. 

در گفتگوی مستقیم سایت “بیز فمینیستلر “به مناسبت ۲۱ فورال روز جهانی‌ زبان مادری ، پروفسور کانگاس ضمن پاسخ به سوالات همچنین اظهار داشتند که اکنون در شهر لوند سوئد با همسر خود روبرت فیلیپسن به روی کتاب ۱۶۰۰ صفحه‌ای ” حقوق زبانی‌ ” کار میکنند  که در ماه اوگوست منتشر خواهد شد.

آن چه در زیر می‌خوانید ترجمه و فشرده‌ای بسیار خلاصه شده از پاسخ ایشان، همراه با تمام منابع نشریاتی که شامل کتابها و مصاحبه‌ها و سخنرانی‌های اوست که ضمیمه پاسخ های خود نموده اند.

TSK1

در بررسی نقض حقوق آموزشی،  باید به صورت د واضح و روشن ازنقض حقوق زبانی بشر در آموزش و پرورش، و نسل کشی زبانی که  در ایران نیز وجود داردصحبت کنیم. در این رابطه من می‌خواهم به میثاق‌های بین المللی در مورد تعریف حقوق زبانی‌ ، حقوق کودک و تعریف نسل کشی فرهنگی اشاره کنم.  در فصل دوم وششم مقاله ای با نام “ایسکوتناب کانگاس و روبرت دنبار ( ۲۰۱۰)” به شکلی‌ روشن در مورد  تعریف و توضیح این مفاهیم نوشته ام.  این مهم است که توجه داشته باشید که حق آموزش نیز در تعدادی از معاهدات مهم حقوق بشر منطقه ای شناخته شده است.

محدودیت‌های ساختاری در سیستم آموزشی همچنین در ایران در مورد گروه‌های ملی‌ مختلف از عواملی هستندکه میتواند به نسل کشی زبانی – فرهنگی بیانجامد . در کنوانسیون بین المللی سازمان ملل متحد در مورد پیشگیری و مجازات جنایت نسل کشی (E793، 1948)  به ۵ ماده از تعریف نسل کشی برمیخوریم که نسل کشی زبانی و فرهنگی با دو مورد از این تعاریف  یعنی بند b و e مطابقت دارد. و نشان میدهند که یک سیستم تحصیلی اجباری بر اساس زبان حاکم‌ منجر به نسل کشی فرهنگی اقلیت زبانی – فرهنگی گروهی می شود که به زبان حاکم تکلم نمی کنند.

درتعریف نسل  کشی بر اساس این کنوانسیون امده است:

a) کشتن اعضاِ یک گروه اجتمایی‌ ،

b) منجر شدن به آسیب اعضا گروهی هم از نظر صدمات فیزیکی‌ و هم صدمات روانی‌ ،

c)فراهم کردن عمدی شرایطی از زندگی‌ به شکلی‌ که به نابودی بخشی یا تمام آن گروه منجر شود ،

d)جلوگیری از تولید مثل در گروه ،

e) کوچ اجباری کودکان یک گروه در گروهی دیگر

همچنان که مشاهده می‌کنید می‌توان گفت که بر اساس تعاریف نسل کشی در کنوانسیون نسل کشی سازمان ملل، سیستم آموزشی اجباری بر اساس زبان گروه متهاجم یکنوع جنایت بشری و نقض حقوق بشر و نسل کشی فرهنگی بر علیه بومیان و اقلیتها می باشد .

ما در نامه‌ای به انجمن دائمی سازمان ملل متحد بر اساس یک استدلال جامعه شناختی‌ و حقوقی نشان داده‌ایم ، یک سیستم آموزشی اجباری به زبان حاکم،  کودکان دیگر زبانها و بومیانی را که به زبان حاکم تکلم نمیکنند مورد آزار روانی‌ قرار داده  و به انها صدمات  روحی‌ وارد می کند. به گونه ای که موانع زبانی‌ و نتایج آموزشی  سیستم تک زبانه حاکم و تاثیرات روانی‌ حاصل از آن، منجر به عدم دسترسی‌ کافی‌ به دانش میشود و در نهایت به فرار از مدرسه می انجامد.  (معمولاً در کشورهای کثیر الملله شاهد ارقام بالای فرار از مدرسه در بین شهروندان‌ اقلیت اتنیکی زبانی هستیم). بدین ترتیب محدود شدن رشد استعدادهای تداوم فقر ه در میان گروههای زبانی اتنیکی را به دنبال دارد ( نگاه کنید  اقتصاد ایز برنده جایزه نوبل امارتیا سنّ)

در مقاله کارشناس دوم از“ ایسکوتناب کانگاس و دنبار ۲۰۰۸“ ، ما به جزئیات این امر متمرکز شده‌ایم که نشان دهیم که چگونه یک چنین سیاستی در سیستم آموزشی تبعیض آمیز تک زبانی‌ میتواند حتی منجر به آزار قربانیان خود شود و حتا بر اساس کنوانسیون “پیشگیری و مجازات جنایت نسل کشی ” سازمان ملل از دیدگاه آموزشی و اجتماعی این چنین سیستم آموزشی مستقیما به نسل کشی فرهنگی میانجامد .

به این ترتیب در تعریف نسل کشی موارد b و e به طور مشخص در مورد ملتهای قربانی سیستم یک زبانی‌ و محدود کننده کاملا مصداق دارد. ازنظر متخصصان  آموزش کودک آغاز سال تحصیلی‌ به زبانی‌ به غیر از زبان مادری همواره چون فشاری روانی‌ و جنبی در شروع مرحله ی‌ نو از زندگی‌ آنها بر آنها تحمیل می شود. از همین رو بی‌ سوادی در مناطقی از کشورها و اقصا نقاط دنیا در ناحیه‌هایی‌ ثبت شده است که این چنین سیستم تحمیلی محدود کننده و نابود کننده زبان‌های مادری  برکودکان اجرا میشود. این نتیجه با بند“ ب“ کاملاً سازگار است و نوعی از نسل کشی است.

همچنین وادار کردن کودکان گروهی از انسانها به تحصیل و آموزش در مدارس تک زبانی ان هم در آغاز تحصیل‌ موجب، به حاشیه رانده شدن میشود و نهایتاً به آسیمیله کردن  کودکان در فرهنگ  زبان حاکم و انتقال آنان به آن گروه زبانی‌ حاکم میشود. این دقیقا با تعریف گنوسید در بند“ e‌‌‌ ”سازگاری دارد که انتقال اجباری کودکان یک گروه در گروهی دگر را چون نسل کشی تعریف میکنند.

سابقا گمان میشد که این تعریف تنها در مورد انتقالات فیزیکی‌ کودکان از جایی‌ به جایی‌ مصداق دارد ، حال آنکه امروز ثابت میشود که انتقال سیستم زبانی‌ و فرهنگی کودکان از زبانی به زبانی دیگر جز زبان مادری آنها به نسل کشی فرهنکی و از بین رفتن هویت و زبان و فرهنگ در نسل‌های آینده منجر میشود.

چنین سیستم آموزشی‌ سرکوب کننده ای میتواند از نظر قانونی به شکلی‌ که خلاصه وار اشاره شد مثالی بر نقض حقوق بشر و جنایت نسل کشی باشد. نقض حقوق بشر از این‌جهت که در دراز مدت  این سیاست ها  به انقراض اتنیکی- زبانی‌ گروه‌های انسانی‌ مورد تهاجم می شود. با به کار گیری‌این مفاهیم ملاحظه میشود که در حقوق بین ملل کیفری چنین سیستم‌های سرکوب گری‌ به جهت اعمال این سیستم غیر انسانی‌ باید مورد مجازات قانونی قرار گیرند. در واقع، در آنجا که هرم زبانی با هرم قدرت سیاسی و اقتصادی همپوشانی می‌کند, عدم دسترسی اقلیت ها به حقوق  زبانی یک امر قابل پیش بینی است که به درگیری و تنش می‌انجامد. این امریست که برای مثال، محققان صلح مانند بیورن هتنر,،آسبیورن ایده و یوهان گالتونگ و جامعه شناسان فرهنگی حقوق بشر، مانند رودولفو اشتافنهاگن نشان داده است.

یک مثال خوب از احترام به حقوق زبانی انسان قانون اساسی اولیه 1867 از اتریش است. در بخشی از متن قانون اساسی اتریس امده است:

“تمامی اقلیت های قومی در دولت باید از حقوق یکسانی داشته باشند و به خصوص، حق مطلق برای حفظ و توسعه ملیت خود و زبان خود را دارند. همه زبان های مورد استفاده در استان ,داشتن حقوق برابر با توجه به آموزش و پرورش، مدیریت و زندگی عمومی توسط دولت شناخته شده است.  در استان‌ها  گروه های قومی، نهادهای آموزشی عمومی  چنین است که تمام گروه های قومی برای به دست آوردن آموزش و پرورش آنها  بدون نیاز به یادگیری یک زبان دیگر در استان   میسر است (  ذکر شده در Capotorti 1979: 3).

بسیاری ازکشور  ها در دهه های گذشته به طور رسمی چند زبانه شده اند، بعضی‌  بیشتر بر روی کاغذ (به عنوان مثال آفریقای جنوبی) و بعضی‌  در عمل، از طریق حداقل  پیاده سازی (به عنوان مثال هند، پرو، بولیوی و چندین کشور دیگر آمریکای لاتین ). یک احتمال این است که به  اقلیت نسبتا در مناطق خاص متمرکز  زندگی می کنند، حقوق زبان های منطقه ای در این مناطقداده شده است، از جمله برای مثال، سامی در فنلاند و نروژ، یا پنج اقلیت های ملی رسمی در سوئد. این به چند عامل مثبت در کشورهای ذکر شده منجر شده است که این در ایران نیزممکن است.

در یک سیستم درست برنامه ریزی شده آموزشی‌ در واقع کودک در وحله اول زبان مادری ، در کنار آن یک زبان منطقه و حتی زبان سوم بین المللی چون انگلیسی را میتواند همزمان بیاموزد. بیشتر والدین از این حق بی‌خبرند و فریب میخورند که گویا باید انتخاب کند که یا این یا آن ، در مورد دو یا چند زبانگی و امتیازات آن نه دانش نه آگاهی‌ حقوقی دارند. مثلا آنها گمان میکنند که اگر کودکانشان می‌خواهد انگلیسی یاد بگیرد باید آن زبان را برگزیند و زبان مادری خود را قربانی کند. والدین باید بدانند که آنها حقّ دارند در دو یا چند زبان در مدارس, کودکان خود را با سواد کنند، چیزی که در هزاران مدرسه در دنیا هم اکنون در حال اجرا است !

با توجه به آخرین اطلاعات ائتنولوگ شماره 23 از 7106 زبان  لیست شده و دیگر جداول ائتنولوگ باجزئیات پیچیده، زبان فارسی  به عنوان یک زبان در خطر انقراض دیده نمی شود. در این موتور جستجو  که بر اساس اطلس زبانهای در معرض خطر زبان طراحی شده در ایران در حال حاضر 4 زبان های آسیب پذیر، و 14 زبان قطعا در معرض خطردیده می شود. فارسی در میان این زبانها نیست. یونسکو همچنین نه معیار سرزندگی زبان   معرفی کرده است

زبان از آنجا که مستقیماً بخشی از هویت را تشکیل میدهد. غالباً با به خطر افتادن آن احساسات مدافعه گرانه چون نفرت از زبان حاکم  را به دنبال دارد. در حالی کهدر یک برنامه ایده‌آل تحصیل و آموزشی ، زبان مادری باید در ابتدا محور اصلی‌ باشد، لا اقل تا کلاس ۸. یک زبان ارتباطی‌ نیز یا از ابتدا یا از سالهای ۳ یا ۴ یا ۵ میتواند به موازات آن چون یک ماده درسی‌ تدریس شود هفته‌ای چند ساعت. غیر از این ، هر کشوری البته مدلهای مناسب حال خود را دارد که می‌توان در گفتگویی به جزئیات پژوهشی و نتایج حاصل از آن پرداخت.

درپایان پرفسور کانگاس  با اظهار “همبستگی‌ فمینیستی”  برای گردانندگان و خوانندگان بیز فمینیستلر  آرزوهای موفقیت کرده است.

حق انتشار برای سایت بیز فمینیستلر محفوظ است.

موضوع هشتاد هشتمین برنامه “سویداش” اختصاص داشت به بررسی وضعیت زنان آذربایجان همچنین نقش جنبش زنان در جنبش برابری طلبی آذربایجان در ایران و تاثیر متقابل زنان و حرکت ملی در پیشبرد اهداف هر دو جنبش.

خانم صبری در پاسخ به سوالات مجری برنامه ضمن بر شمردن تبعیضها و خشونت هایی که زنان در زندگی روزمره با ان مواجه هستند همچنین اشاراتی داشتند به  اعدام ها و احکام تبعیض آمیزی که زنان را به موجب آن به پای چوبه دار می برد و  در مواردی انها را با حکم سنگسار روبرو می کند. او همچنین از زنانی که برای رهایی از رفتارهای خشونت آمیز در خانواده   به سمت ارتکاب جرم سوق داده شده اند سخن به میان آورده و نبود نهادهایی را که از بروز چنین حوادثی پیشگیری کند یکی از دلایل افزایش چنین جرمهایی ارزیابی کرد.

خانم صبری در ادامه سخنانش همچنین سیستم تربیتی و آموزشی در ایران را یک سیستم آموزشی تبعیض آمیز در محتوی قلمداد کرده و می گوید;  دانش اموزان ترک نه تنها از تحصیل زبان مادری خود محروم هستند بلکه از تاریخ، و ادبیات  و افتخارات خود بی خبر و ومحروم هستند. سیستم آموزشی به شکلی کاملا غیر محسوس بر ارزشهای پان ایرانیستی بنا نهاده شده است لذا در پایان دوران متوسطه فارغ التحصیلان این دوره به لحاظ درک هویتی با بیگانگی از خود مواجه هستند .

در مورد نقش زنان در جنبش برابرطلبی اتنیکی آذربایجان گفت، نادیده گرفتن زنان نه تنها از سوی سیستم سیاسی بر زنان اعمال می شود بلکه جنبش برابری طلبی اتنیکی آذربایجان نیز توجه کافی به موضوع برابر جنسیتی نداشته و همین مسئله جنبش را از حضور و پتانسیل های جامعه بزرک زنان محروم می کندو این مسئله را یاداوری کرد که تربیت زنانی که به حقوق خود آشنا هستند لازمه به نتیجه رسیدن جنبش های اجتماعی از هر نوعی اعلام کرد.

او در ادامه گفت : جوامع مختلف در طول تحولات اجتماعی از یکدیگر تاثیر گرفته اند  بسیاری از علوم اجتماعی از کشورهای غربی وارد حوزه علوم اجتماعی شده است لذا هرگاه از برابر حقوقی زنان صحبت می کنیم، می توانیم به راحتی به اتکا به فمینیسم به عنوان سیستمی که در این راه موفقیت های بسیاری در استقرار حقوق برابر زنان داشته به اهداف خود نزدیک شویم.

خانم صبری اعلام کرد که  به اتفاق تنی چند از زنان ترک آذربایجانی قصد دارد یک سازمان زنان آذربایجان در نروژ را را پایهگذاری و  به ثبت برساند.

مصاحبه کاملتر را از ویدیو زیر ببینید

 

سارا کُرال در سال ۱۳۷۱ در شهر تبریز، در خانواده‌ای هنرمند و روشنفکر به دنیا می آید سارا از کودکی به هنر علاقمند است و ورود به دنیای هنر را با رقص شروع می کند. در زمینه‌ی آواز، مادر و پدرش به او کمک می کنند تا استعدادش را در این زمینه پرورش دهد و با فراگرفتن درس‌های ویولن و پیانو، نوشتن ترانه و ملودی‌ها و همزمان با آن، سناریونویسی را آغاز می کند.

او در مسابقه او سس ترکیه در سال 2015 از آواز خوان هایی است که خوش درخشیده است. او سس ترکیه یک مسابقه آواز خوانی است که در ترکیه برگزار می شود. این مسابقه که در پنج مرحله و با داوری پنج نفر ” ابرو گوندش”، “مراد بوز ” حادیثه” و “هاکان اؤز اوغوز” و “گوگان اؤزغوز” اجرا می شود. .سارابا نمایش گذاردن هنر وقدرت آواز خوانی خود در رقابت ماه اکتبر امسال این مسابقه با اجرای آواز La Vie En Rose توانست نظر داوران این مسابقه را جلب کند و با انتخاب تیم ابرو گوندش به مرحله بعدی قدم نهاده است.

بیز فمینیستلر مصاحبه کوتاهی با سارا کرال زن آواز خوان خوش آینده تبریزی ترتیب داده است.

بیر فمینیستلر:کار آواز را از کی رسما شروع کردی؟

سارا: در سال 2010 به آذربایجان شمالی رفتم و در دانشکده موسیقی باکو در رشته‌ی اپرا مشغول به تحصیل شدم. از اساتید بزرگی از جمله ژاله جعفراوا، شفیقه ممداوا و آیگون صمد زاده درسهای وکال، بازیگری و تئوری را فراگرفتم و در سال 2014 برای ادامه‌ی فعالیت‌های هنری‌ام به ترکیه رفتم.

بیر فمینیستلر: با توجه به سن کم موفقیت های خوبی را در عرصه هنر آواز کسب کرده ای با این حال به عنوان یک زنی که وارد عرصه هنر آواز شده احتمالا مشکلاتی داشته ای در مورد سختی های راه که با آن پیشرو بوده ای بگو؟

سارا :زمانی که حضور در صحنه‌ی موسیقی برای یک زن به مثابه‌ی جرم وگناه بود، جاده‌هایِ امید بسیار تاریک به نظر می رسید با این حال ایمان دارم که اگر همه‌ی رنگ‌های دنیا را انکار کنند، اگر صدای زنان را خفه کنند، نفس و آوازشان را در کفن‌های سیاه بپیچند، باز نسیمِ ‌‌هنر از چوبه‌ی دار رها خواهد شد. هیچ ظالمی آن‌قدر قدرتمند نیست که قادر به کشتن هنر باشد. نه شلاق‌ها و نه تحقیرها این صدای نابِ هستی را خاموش و نارسا نمی‌کنند. گویی هر چه سکوت می‌کنی فریادی از سینه‌ات سربرمی‌افرزاد. از درون خاکستری که سِتم‌وار گل‌های امیدت را آتش زده‌بود از نو، جوانه‌هایی می‌روید از جنسِ نوا…

بارها دچار حس یاس می شدم وصدای کسانی که تلاش داشتند من را از این راه منصرف کنند در ذهنم طنین می‌انداخت و ناظره گر جدال بودم که میان نبایدهایی که مرا به توقف وامی‌داشت و نورامیدی که در سینه‌ام بود.

بیز فمینیستلر:چه کسی یا کسانی سعی داشتند تو را از راهی که می خواستی در ان قدم بگذاری منصرف کنند؟

سارا:بارها با پیام‌های ناامید کننده‌ی هنرمندان روبرو شده بودم که “آواز برای زن هنر مناسبی نیست”. در این زمان از طرف یک گروه سینمایی دعوت به همکاری شدم و درحالی که آن را روزنه‌ای از امید برای خود می دیدم با حقیقتی تلخ روبرو شدم. متوجه شدم اینجا تُرک بودن هم مانعی بر سر راه هنر است. من نباید یک هنرمند ترک، بلکه عروسکی باید باشم که خوب فارسی حرف می زند و در شرایط لازم به ملت و زبان خودش توهین می‌کند.

وقتی تصمیم گرفتم با سرسختی از پس این مشکلات برآیم و راهم را ادامه دهم چهره‌هایی که در پس نقاب‌ها بود، آرمان‌هایم را بر باد می داد. من در پشتِ لبخندهای دروغین، آخوندهایی مدرن دیدم که بر آن بودند تا گِرِه‌های کور روحشان، هوس‌های سرکوب شده‌ی وجودشان را با خفه کردن پرنده‌ی کوچکی که سودای پرواز داشت، ارضاء کنند.

بیز فمینیستلر:در برابر فشاری که با آن روبرو بودی چگونه مقاومت کردی؟

سارا:تصمیم گرفتم گروهی از دخترانِ هنرمند را اطراف خود جمع کنم اما به دلیل جاسوسی افرد همین گروه چندین بار دستگیر شدم ولی با وجود تمامی این فشارها و اتهامات، مقاومت کردم و تسلیم نشدم چرا که آرمانی در سر دارم در سال 2010 به آذربایجان شمالی رفتم و در دانشکده موسیقی باکو در رشته‌ی اپرا مشغول به تحصیل شدم. از اساتید بزرگی از جمله ژاله جعفراوا، شفیقه ممداوا و آیگون صمد زاده درسهای وکال، بازیگری و تئوری را فراگرفتم و در سال 2014 برای ادامه‌ی فعالیت‌های هنری‌ام به ترکیه رفتم.

بیز فمینیستلر:در کنار آواز و فعالیت اصلی هنری‌ات کتابی نوشته ای در مورد نوجوانان ایرانی میشه در این مورد کمی توضیح بدهی؟

سارا:در سال 2009 کتابی را که درقالب طنز در مورد جنایت‌های رژیم نوشته بودم در سوئد به چاپ رسید. این کتاب تحت عنوان «تصمیم کُبرا» در مورد سنگسار، خشونت و فشارهای اجتماعی علیه زنان است. سعی کردم در کتابم سختی‌های زندگی نوجوانان ایرانی، محدودیت‌ها وفشارهای روانی را به تصویر درآورم. همچنین جنگ یک‌جانبه‌ای که هنرمندان را درگیر خود ساخته. آن‌ها در دوراهیِ جنگ و انزوا محکوم به مرگی تدریجی‌‌اند. نظام با اتکا به نگاهی سنتی تلاش دارد رفتار وحشیانه‌ی خود را توجیه کند. کُبری شخصیتی در کتاب‌های درسیِ قدیم بود و پس از جا گذاشتن کتاب‌هایش زیر باران، تصمیمی قطعی برای آغازی نو می‌گیرد. اما آنچه کبرای امروز، در این کتاب از دست داده باختی فرهنگی‌ست… باختی به بهای زندگی‌اش!!!

بیز فمینیستلر: به عنوان سوال پایانی حتما آرزوهای زیادی داری خوشحال می شویم یکی از آرزوهات را برای ما اینجا بگی.

سارا: آرزویم این است که روزنه‌ی امیدی برای جسارتِ پایمال شده‌ی کودکان آذربایجان باشم. دوست دارم آن دختر کوچک در روستای آذربایجان بداند که می‌تواند آواز خاموشش را فریاد کند.

برای مشاهده آواز خوانی سارا در مسابقه او سس ترکیه که در اکتبر امسال 2015 برگذار شد اینجا کلیک کنید این مسابقه هنوز ادامه دارد برای سارا آرزوی موفقیت می کنیم.

نسرین ستوده، وکیل دادگستری و فعال حقوق بشر ایرانی، می‌گوید که در ماه‌های اخیر «مکررا» به «اسیدپاشی، مرگ و مثله شدن» تهدید شده است. 

خانم ستوده در گفت‌وگویی با سایت کمپین بین‌المللی حقوق بشر در ایران که جمعه ۳۰ مرداد منتشر شده، گفته است: «از شروع تحصن در مقابل دفتر کانون وکلا بار‌ها مورد تهدید قرار گرفتم. حتی یک بار، موتورسواری من را تهدید به اعدام کرد. همین طور طی ماه‌های تحصنم، سه بار ماموران اطلاعات من را به همراه همسرم بازداشت کردند. در‌‌ همان روز‌ها تلفنی هم به من شد که فردی خودش را مامور اطلاعات معرفی کرد و خواست من از مصاحبه با رسانه‌های خارجی خودداری کنم.»

این وکیل دادگستری تاکید کرده که این درخواست را نپذیرفته است. 

به گزارش رادیو فردا نسرین ستوده همچنین افزوده است: «طی دو ماه گذشته مکررا پیامک‌های تهدیدآمیز دریافت می‌کردم که در آن فرستنده با طرح خواسته‌های نامشخصی می‌گفت اگر این خواسته‌ها را اجابت نکنم به اسیدپاشی، مثله کردن و مرگم می‌انجامد. این‌ها مشکلاتی بود که من این مدت با آن‌ها مواجه بودم.» 

وی در عین حال از احضار مجدد خود به دادسرای اوین خبر داده است.

نسرین ستوده در تاریخ ۱۳ شهریور ماه ۱۳۸۹ بازداشت شد و به اتهام اقدام علیه امنیت ملی، تبلیغ علیه نظام و عضویت در کانون مدافعان حقوق بشر در دادگاه بدوی به ۱۱ سال حبس، ۲۰ سال محرومیت از وکالت و ۲۰ سال ممنوعیت خروج از کشور محکوم شد. این حکم در دادگاه تجدید نظر به ۶ سال حبس و ۱۰ سال محرومیت از وکالت کاهش یافت. 

خانم ستوده پس از تقریبا سه سال حبس و طی بیش از نیمی از محکومیتش در روز ۲۷ شهریور ماه ۱۳۹۲به دستور مقامات قضایی از زندان اوین آزاد شد. 

پس از آزادی به دستور دادگاه انتظامی وکلا، پرونده وکالت خانم ستوده در مهرماه ۱۳۹۳ به مدت سه سال ابطال شد. این وکیل در اعتراض به حکم محرومیت از وکالت از روز ۲۹ مهرماه ۱۳۹۳ در مقابل کانون وکلای دادگستری تهران تحصن کرد. در این تحصن که تقریبا هر روز ادامه داشت خانم ستوده چندین بار به همراه همسرش برای ساعاتی توسط ماموران اطلاعات بازداشت شدند. 

نهایتا در ششم تیرماه ۱۳۹۴ دادگاه انتظامی وکلا حکم تعلیق پروانه وکالت خانم ستوده را از سه سال به ۹ ماه کاهش داد. پس از تغییر این حکم، نسرین ستوده به تحصن روزانه خود در مقابل ساختمان کانون وکلای دادگستری که ۹ ماه طول کشیده بود، خاتمه داد.

مصاحبه خانم ستوده را با رادیو فردا می شنوید:

 

 

12 سال قبل فستیوال سینمای ترکیه شاهد حضور فستیوال جدید با نام “زنان سینما را می سازند ” و با شعار “زنان برای زنان” بود و امسال 13 امین سال برگزاری این فستیوال از شهر استانبول با راهپیمایی زنان شروع و پس از اجرا در شهرهای نو, مولا ,دیار بکیر ,آدانا نهایتا درشهر ازمیر خاتمه یافت.

فستیوال بین المللی سینمای زنان  در این سالها با موضوعات مختلفی نظیر “کیف پول خود “,جنسیت”, “بدن من حق من “ برگزار شده است  امسال نیز در حالی با حضور 25 کشور شرکت کننده در این فستیوال  بیش از 60 فیلم با موضوعیت “سینمای زنان مقاوت زنان ” به روی پرده رفت و از 13 مارس تا 23 آوریل به طول انجامید.

10406890_892661240790315_2288336538933091991_n

 

فیلم های نمایش داده شده در این فستیوال اغلب با محوریت دلایل انفعال زنان ,سنت ,دنیای فارغ از جنسیت ,مقاوت ,ساختار های چامعه ,آموزش و اشتغال برابر, انتخاب می شوند.

به همین مناسبت خانم فاطمه نصیرپور از فمینیستهای نسل جوان آذربایجان گفتگویی داشته  است با ملک اوزمان از مجریان 13 امین فستیوال بین المللی سینمای زنان.

در ابتدا خلاصه از فستیوال و اهداف آن را بفرمایید؟

این یک فستیوال فمنیستی است که ۱۲ سال قیل برای بررس و ساخت فیلم هایی با موضوعیت زنان ایجاد شده است .در این فستیوال معمولا فیلم هایی که به هر دلیلی اکران نشده اند نمایش داده میشود.هدف این فستیوال در حقیقت به اشتراک گ‌ذاری این    فیلم ها با دیگر زنان بود که پس از مدتی فعالین دیگر شهرها از ما خواستند از تمرکز فستیوال در استانبول کاسته شود و زنان دیگر شهرها هم شانس شرکت و دیدن فیلم ها را داشته باسند.در نتیجه در سالهای اخیر فستیوال به طور گردشی برگزار می گردد.

همانگونه که مستحضر هستید ,سینمای ترکیه با بهتر بگویم تلویزیون ترکیه در ایران وبالاخص مناطق آذربایجان بینندگان زیادی دارد.اما تفاوت فاحشی هست بین آن سریالها و فیلم هایی که در این جا مشاهده می کنیم.

بله, باید بگویم متاسفانه.این موضوع خیلی عمیق و قابل بحث است اما همان طور که در همه جای دنیا مطرح است در کشور هایی که قدرت حاکم در دست محافظه کاران باشد سیاست مردان حاکم ابتدا در مدیای آن کشور خودش را نشان می دهد.در اصل من تولید این سریالها و جذب این همه بیننده را بسیار خطرناک می دانم . مردم دیگر توان اقتصادی کافی برای رفتن به سینما ندارند  و از طرفی روز به روز بر تعداد درهای پلمپ شده سینما افزوده می شود و مردم رفته رفته از سینما دورتر می شوند.در حقیقت نویسندگان و کار گردانها هم تولید را بر اساس سلیقه ی بیننده تطابق می دهند.سلیقه ای  که به نظر بنده نه از روی آگاهی بلکه به طور خاموش بر او تحمیل میشود.مرگ سینما همراه شده است با انفجار سریالهای زرذ تلویزیون .در واقع انسان امروز خیالها و آرزوی های خود را در سریالها جستجو می کند

ملک جان بیشتر کانل های کشور ترکیه خصوصی است.به نظر شما سیاست و خواست دولت حاکم چقدر می تواند تاثیر گذار باشد؟

صد در صد.ببینید چیزی که الان بر سینما و تلویزیون ترکیه تاثیر می گذارد بیشتز از سانسور اتو سانسور است.اتو سانسور یا سانسور پنهان که حاصل اموزش رایج در جامعه است.چیزی که در لایه های ‌‌ذهن من  و شما ها چندین سال است که رشد داده شده است بدون آنکه خودمان متوجه و یا عامل آن باشیم.

 

تصویری که سریالهای ترکیه از زنان این جامعه ارائه می کند زنان طبقه مرفه غالبا با لباسهای مجلسی و کفش پاشنه بلند حتی در داخل خانه ,حسود , بد جنس که در زندگی دغدغه ای جز عشق و ازدواج ندارند .نقش مادر فداکار در این سریالها بسیار پررنگ است و ما شاهد آن هستیم که حتی بعد از ماجرای غیر قانونی کردن سقط جنین که از طرف آقای اردوغان مطرح شد این مسئله  به وفوردر سریال ها بیان می شود

من فکر می کنم مسلما گزینش تک تک سریالها غیر ممکن است و همانطور که گفتم چیزی که متاسفانه سینما و تلویزیون دچار شده اتو سانسور است.یعنی تولید بر اساس خواسته بازار.اما با وجود این همه تلاشی که برای بازگرداندن و نگه داشتن زنان در پستوهای خانه می شود ما چیزی خلاف و متضاد با این را شاهد هستیم .امروز قتل ,تجاوز و خشونت علیه زنان در ترکیه بیش تر شده است .به طور میانگین هر روز ۵ زن به قتل می رسند.روز به روز بستر مرد سالار رشد داده می شود و با سیاستهای دولت محافظه کار این بستر پتانسیل بیشتری برای رشد پیدا می کند.اما از جهتی این قتل و جنایت ها  فقط یک تراژدی نیست بلکه  تلنگری است که شاید چشم های ما را به حقایقی باز کند.تحمل این همه جنایت و خشونت غیر قابل باور است امما علی رغم تلاشی که برای سکوت زنان می کنند زنان اگر قربانی می دهند به دلیل شکستن این سکوت است.هر روز بر تعداد دادخواست طلاق از طرف زنان افزوده می شود.این تاوان به دلیل “نه” ای است که زنان در قبال خشونت ابراز می کنند.هر زنی که کشته می شود از این که مظلومانه و تنها کشته می شود ,از اینکه چرا فریاد این زنان نشده ایم شرمنده می شویم.در گذشته حد اقل زنان به بهانه هایی مانند سبزی پاک کردن در کوچه و یا خانه های همدیگر جمع می شدند و این فرصتی بود برای ابراز هر انچه که بر آنها می گذرد. امما زن امروز خود را در خانه ای حبس کرده است که از دیوار هایش هم امکان انتقال صدایش نیست و او هر روز در میان این چهار دیواری به تنهایی مبارزه میکند و جان می دهد.

نقش قانون را چقدر موثر می دانید؟

من معتدم تا زمانی که اصلاحات ریشه ای صورت نگیرد قانون تاثیر چندانی نخواهد داشت.چون با بهترین و ایده آل ترین شکل قانون هم تا زمانی که اجرای قانون در دست نظام جنسیت زده غالب باشد اجرای آن قانون محال خواهد بود.

دوباره بر گردیم به فستیوال. ملک معیار انتخاب فیلم در فستیوال چه هست؟

در این فستیوال قطعا فیلم هایی که  کارگردانان زن  دارندانتخاب می شود.فستیوال از قسمت های مختلف با موضوعات مختلف تشکیل می شود که متناسب با این موضوع ها فیلمم انتخاب می شود.

آیا از ایران هم فیلم فرستاده می شود؟

خیلی زیاد.به طوری که ما یک سال قسمتی از قستیوال رو رو به نام سینمای زنان ایران اختصاص داده بودیم.امسال هم فیلم داستان های خانم بنی اعتماد از جمله فیلم های اکران شده ایرانی بود.

در پایان اگر صحبتی برای خوانندگان ما دارید بفرمایید؟

آرزوی ما جامعه ای  بدون از تبعیضهای جنسیتی, اتنیکی, دینی  و …است .و معتقدم فمنیسم یعنی مبارزه با هر گونه ظلم و تبعیضی که انسانها را از مسلم ترین حقوقشان محروم می کند.پس همه با هم “نه” به هر گونه خشونت.

متن کامل «مقاله بیاد مریم و بانوی شعر اورمیه» نوشته محمدعلی ارجمندی در هفته نامه یاشایش شماره 115 ـ 6 مرداد 89  و نشریه آغری شماره 130 ـ 11 تیر 91

مریم جهانگیری در سال 1296 شمسی در بحبوحه فجایع جیلولوق در خانواده ای حسینخان جهانگیری ( بیگلر بیگی ) 1  در اورمیه چشم به جهان گشود. حسین خان جهانگیری پدر مریم در پشت جلد قران کریم زمان دقیق تولد فرزندش را اینگونه یادداشت می کند: ( ساعت یازده و نیم صبح روز شنبه دهم شهر رمضان 1335 هجری قمری مطابق با دهم تیر ماه 1296 شمسی)2

تولد وی همراه بود با فجایع جیلوق و قتل و عام مردم اورمیه توسط جیلوها، طولی نمی کشد که با آمدن سال 1337 ه.ق صحنه عملیات دولتهای بیگانه و استعمارگر در قطعه ای از زرخیز ترین نقطه آذربایجان یعنی اورمیه به نحوی دیگر عرض اندام می نماید و این بار به نوعی دیگر و به شکلی بدتر توسط سیمیتتو و عشایر تحت فرمانش، که در پوشش مهمانان ناخوانده شهر اورمیه را با بازیگردانی پاکارد آمریکایی و کاپیتان گرد انگلیسی غارت می کنند. به گفته علا الدین تکش برادر مریم: تمام این اعمال فجیع و اوضاع قبیح در آیینه مغز کودکانه او موثر و او را طوری حساس و پر مهر و محبت بار آورد که این خصایل عالیه تا آخرین دقایق حیات او را ترک نکرد.3

قسمتی از شعر آذربایجان سروده مریم جهانگیری:

داغ و داشی پارلایانن الماس تک توپراغی زر

چایلاری جوشقون هامی بوستانلاریندا چوخ ثمر

پوزگینان بیگانه فکرین نقشه سین ائیله بیرجه هدر

قویما نا محرم ائده او عارضه بیرجه نظر

ای شرافت کانی ای غئیرتلی آذربایجان

قهرمانلار یوردوسان شهرتلی آذربایجان

دوران کوردکی مریم با همه سختی ها  و رنج ها سپری شده و وی به سال 1310 ش موفق به اخذ گواهینامه شش ساله ابتدایی از دبستان دولتی (اناث)می شود.

بنا به گفته نزدیکانش، مریم در طول تحصیلاتش همواره شاگردی ممتاز بوده و این نشان از بهره هوشی است که وی داشته .

در طول چند سال که وی به تحصیل اشتغال داشت اغلب در منزل مشغولیت خاطرش مطالعه مجلات و روزنامه هایی مانند علم وهنر چاپ برلین و حبل المتین معروف بود که به پدرش فرستاده می شد و اوقات دیگر خود را صرف تعلیم تربیت دختران کارکنان و مستخدمین منزل پدری که استطاعت مالی جهت تحصیل نداشتند می کرد.4

طولی نمیکشید پدر مریم با اصرار مداوم متصدی اداره فرهنگ آنروز با استخدام دخترش موافقت نموده و مریم در کودکستان شماره 3 اورمیه که به مدیریت بانوی فعالی اداره می شد به کار پرداخته و تعلیم و تربیت عده ای از کودکان را به عهده می گیرد.

ازدواج مریم

مریم در سال 1313و در حالیکه هنوز هیجده برگ از کتاب حیاتش ورق نخورده بود خواستگاران زیادی داشت ولی با صلاحدید خواهر بزرگ و موافقت مادر و رضایت پدرش با یکی از اقوام ازدواج می کند و قدم در خانه شوهر می گذارد و شمع آن جمع پریشان قرار می گیردو آن کاشانه تنگ و تاریک را با نور جمال و کاردانی و کمال خویشتن وسعتی بی اندازه و بهجتی تازه می بخشد. و به قول خودش خویشتن می سوخت و صد بزمی می افروخت.5

مریم در شعر گوهر جان این چنین می سراید:

ای خوش آن روزی که در تاب و تبت می سوختم ـ 

 با غمت خو می گرفتم لب فرو می دوختم ـ

حاصل یک عمر ناکامی براهت شد نثار ـ

گوهر جان بود کان در دیده میاندوختم ـ

قصه عشقم به هر جمعی گذشت و همچو شمع ـ

خویشتن می سوختم صد بزم می افروختم ـ

نازم آن سوزو گداز مکتب عشق تراـ

زندگی را سوختن افروختن آموختم ـ

علاالدین تکش برادر مریم در اشاره به سالهای جوانی و علاقه مریم به شعر و شاعری می نویسد:  ایام جوانی مریم به آرامی می گذشت و مریم در این موقع مدت دو سال بود که به زبان  فرشتگان پی برده بود و همواره در آرزوی این بود که به زبان آنان سخن بگوید و تصورات خود را به قالب سخن موزون و منظوم در آورد طولی نکشید در اثر تشویق پدر اشعار او ارزش پیدا کرده و در برخی از جراید از جمله ( شاهین) چاپ تبریز و (کانون شعرا) چاپ تهران به طبع رسید (و همچنین در آن موقع بود که مریم (اپرای گلها) و نمایشنامه های ( فرشتگان) و ( سرباز میهن) را نوشت و سروده هایی را که تا آن وقت سابقه نداشت را برای دوشیزگان به نظم آورد.6

متأسفانه مقدار زیادی از مقالات و یادداشت های ادبی و خاطرات شیرین مریم با اشعار نغزی که داشته و یادگار اواخر حیاتش بوده در اثر اهمال اطرافیانش از میان رفته .

مریم علاوه بر ادبیات در موسیقی نیز دستی داشت و همچنان از حسن نظر بهره کافی و از حنجره دلنشین نصیب وافر داشت.7  و با سرودن اشعاری برای کودکان ونواختن آهنگهای زیبا در ( ماندولین) به فرزندان نونهال خود در خانه آرامش می بخشید، برای نمونه:

جوجه آی جوجه

سئومیلی ساری جوجه

دئمدیک حنائی جوجه

سیندیردین یومورتایین

نئجه گوردون دونیایین؟

گوردوم یئریم داریدی

آغداش دان دیواریدی

پنجره سی یوخیدی

درد و غمیم چوخیدی

اوردا تک قالمیشیدیم

سارالیب سولموشیدیم

اؤزومه وئردیم تکان

مثل رستم پهلوان

جوجول له دیم آتیلدیم

جوجه لره قاتیلدیم

شعر و ادبیات جزئی از زندگی وتنهایی مریم از اوایل زندگیش تا اواخر عمرش بود و این شاید به خانواده و به  خصوص ( پدرش8) بر می گردد که عموماً اهل شعر و ادب بودند و با هم مشاعره می کردند. 9

نمونه یکی از مجالس مشاعره، رباعی زیر است:

بیگلر بیگی پدر مریم:من تخم وفای تو به دل کاشته بودم

مریم : مهرت ز ازل در دل خود داشته بودم

عموی مریم : دیدم که وفا در دل تو نقش نبسته است

برادر مریم: بیهوده خیالیست که پنداشته بودم

اما نخستین کتاب شعر و شاعری که مریم با او آشنا شد ( حیران ) 10ـ و دیوانش بود به طوری که در غالب اشعارش این علاقه بارز است و بعد ها با راهنمایی پدرش با شاعران دیگری به مانند حافظ ، سعدی و مولانا آشنا شد وی به دیوان غزلیات مولانا که منتخباتی از آن به نام شمس تبریزی معروف است ارادت می ورزید و از شعرای ترکی زبان به فضولی مهری خاص داشت .

نمونه ای از اشعار مریم :

 گل دو لاشما گینان اول زولف پریشانه کؤنول

صبر ایله دؤز بو قرانلیق شب هجرانه کؤنول

اولما نامرد، محبت ائیله مه نا اهله

باغلاما ز عاقیل اولان الفتی نادانه کؤنول

مریم در شعر هایش به خوبی نشان می دهد که حتی با مسائل سیاسی جهان نیز آشنایی خوبی داشته
و نمونه بارز این حرف شعر ( یادی از مسلمانان ) است که مریم آن را به مناسبت جنگ اسرائیل با اعراب سروده و جایی بس تقدیر و تحسین دارد که در آن شرایط زمانی چنین آزادانه با روح بزرگش آلام مسلمانان را بیان میکند.

 با قسمتی از این شعر آشنا می شویم : 11

کنون خواهد از نو مسیحای دیگر

 ز اسلام مصلوب سازد یهودی

 

ز خون مسلمان به بیت المقدس

 ز هر کوی جاری نموده است رودی

 ( مریم یک دسته گل ، یک عالم کمال و یک دنیا زیبایی بود و همین بود که پدر ، مادر ، خاله ، عمو ، برادر ، خواهر ، دوست ، آشنا همه و همه به مریم ارادت می ورزیدند و مصاحبت با او را نعمتی بزرگ می شمردند .12

اما حیف و صد حیف که عمر مریم نیز به مانند گلی زیبا کوتاه بود و در عنفوان جوانی در حالی که 34 سال بیشتر از بهار عمرش نمی گذشت دوستارانش را داغدار کرد.

شعری با عنوان رشته مهر و محبت از مریم:

روزهایم همه بیماری و شب بیداری

آه از این درد که ما را نبود غمخواری

رشته مهرو محبت بگسسته است چرا؟

آخر این است مگر قاعده دلداری

مریم همچنین در جایی دیگر می سراید:

ای شب چرا نرفته و تاخیر می کنی؟

ای صبحدم در آمدنت دیر می کنی؟

ای ناله ساعتی برو از تنگنای دل

ای سوز دل ز زندگیم سیر می کنی

مریم در شهریور 1331 ش بیمار می شود و بنا به گفته برادرش در اثر تجویز نادرست دارو توسط پزشکان بیماریش به سختی می گراید و در روز هفتم شهریور 1331 چشم از جهان فرو می بندد.

27269796765459290942

دفتر شعر مریم پس از مرگش با عنوان «به یاد مریم» چاپ و منتشر شد هر چند که بسیاری از اشعارش در نتیجه اهمال اطرافیانش هرگز روی چاپ شدن به خود ندیدند.

دفتر شعر مریم پس از مرگش با عنوان «به یاد مریم» چاپ و منتشر شد هر چند که بسیاری از اشعارش در نتیجه اهمال اطرافیانش هرگز روی چاپ شدن به خود ندیدند.

مریم رفت و از او دو دختر و دو پسر باقی ماند با خاطرات زیبایی که با مادرشان داشته اند یکی از شیفتگان علم وادب و دوستار مریم چه زیبا شاعر دلها را توصیف می کند.( آری او ملکه بانوان اورمیه بود و حالا ملکه در عالم ملکوت است ،روحش شاد ابدی باد.)13

مزار مریم جهانگیری در صحن آرامگاه آیت ا.. عرب باغی قرار دارد که در این اواخر با مسطح کردن محوطه آرامگاه سنگ مزار مریم که اشعار زیبایی توسط آقای فخرایی سروده و بر سنگ مزار حک شده بود از میان رفته و تنها قطعه سنگ کوچکی که نامش بر آن حک شده بود به جای آن قرار گرفته است. که جای بسی تاسف و گلایه را دارد که مسئولین میراث فرهنگی آذربایجان غربی و اداره اوقاف هیچ گونه علاقه ای از خود برای حفظ این سنگ نوشته و بزرگداشت مقام بانوی شعر اورمیه نشان ندادند.

22312655657491759771 شعری كه بر سنگ مزار مریم جهانگیری نقشی بسته بود :

مریم ای تازه گل باغ صفا      ـ  مریم ای بلبل گلزار صفا

مریم ای چشمه عرفان و ادب    ـ   ای درخشان گهر پاك نسب

نو گل باغ جوانی بودی     ـ    جامع فضل و معانی بودی

در كمالات جهانگیر شدی      ـ    تو چه دیدی ز جهان سیر شدی

رفتی و بر دل ما داغ زدی   ـ     داغ بر لاله هر باغ زدی

هفتمین روز مه شهریور       ـ   شد گل مریم زیبا پرپر

پی نوشت ها:

تصویری از خانم فرین صمصامی و آقای محمد علی ارجمندی نگارنده مقاله

10877951438187552319

-1 حسین جهانگیری ( بیگلر بیگی ) پسر حبیب ا… خان بیگلر بیگی بود كه پس از مرگ پدرش جانشین او شد .

-2 بیاد مریم – علاءالدین تكش – چاپ و انتشار آتشكده – آذرماه 1334- ص 6

-3 همان منبع ص 8

-4 چنان كه این مطلب در شماره پنجم سال یازدهم شهریور ماه 1310 خورشیدی مجله ( عالم نسوان ) كه تنها نشریه خانوادگی وقت شمرده می شد و در تحت نظر هیئت رئیسه مدرسه اناثیه آمریكایی در تهران انتشار می یافت در ستون ( داوطلب تدریس افتخاری ) با تقدیر و تقدیس از احساسات نوع پرورانه او درج گردیده است .

-5بیاد مریم ص 10

-6شرح كاملی از این سروده هادر ضمن اخبار شهرستان ها در شماره 3030 سال یازدهم روز شنبه سوم بهمن ماه 1315 خورشیدی در روزنامه ( اطلاعات ) چاپ تهران درج گردیده است .

-7 اورمیه در گذر زمان – حسن انزلی – چاپ دوم – ص 849

-8یك نمونه از  اشعار پدرش – درج در ارومیه در گذر زمان ص 816 – سوز آهیمنن یانار هر لحظه مین پروانه لر – عشق اودی یاپمیش عجب سینمده آتش خانه لر – خالوی گورجك گوگول اوچدی آلیشدی زلفوه – بیلمه دی چوخلاری سالمیش دامه اشبو دانه لر

-9علاء الدین تكش در این باره می گوید ص 15-14 بیاد مریم ، پدر در صدر مجلس می نشست و ماحضری در مقابل او ، با اشاره پدر برادر گوشمالی به « تار » خود می داد و مریم خود را آ ماده می كرد و با صدای دلنوازش آهنگی را به تركی می خواند و در فواصل موسیقی بحث شعر و شاعری در می گرفت .

-10حیران خانم ، حیران از شاعره های نادره گفتار اورمیه است ، خواهر كریم خان جد كریم لوهای اورمیه است كه در تاریخ 1218 ش پس از عهد نامه تركمان چای در قفقاز نمانده و به همراه خانواده اش به ایران آمده و پس از اندكی اقامت در تبریز به اورمیه آمده و در قریه « قزل خنیه » كه از طرف دولت به عنوان تیول به كریم خان داده شده بود اقامت گزید ، گویا حیران در قفقاز نامزد داشته و نامزدش در نخجوان مانده بود و بدین جهت حیران اشعار سوزناكی در فراق دلدلر سروده است :

 « حال ما را كه كند عرض به جانانه ما »

«شودآگاه ز حال دل دیوانه ما »

«ای ستمگر منی رسوای جهان ایله می سن

 گوزومون یاشینی چون دجله روان ایله می سن»

-11متن كامل این شعر در مجموعه « به یاد مریم » ص 32و3 موجود می باشد به اهتمام علاء الدین تكش چاپ 1334 – آتشكده

-12همان اثر ص 15

-13همان اثر ص 20