مقالات

پیام خانم فامزیلا ملامبو نگوکا Phumzile Mlambo-Ngcuka مدیر اجرایی امور زنان سازمان ملل به مناسبت روز جهانی محو خشونت علیه زنان:
ما بر امکان شکوفایی و پیشرفت زنان و دختران به همراه مردان و پسران در شرایطی صلح آمیز باور داریم و بر روی این موضوع کار میکنیم. با بهرگیری از منابع جوامع و با ارج گذاشتن به مهارت های زنان و قبول توانایی انها در به عهده گرفتن مسؤلیت های مدیریتی.
خشونت علیه زنان و دختران تاثیر ویرانگری بر فرد فرد افراد و بر جامعه دارد
زنان و دختران که خشونت را تجربه می کنند کرامت خود را از دست می دهند انها در ترس و درد زندگی می کنند و البته در بدترین شرایط حتی ممکن هست با جان خود هزینه این خشونت روا رفته بر انها را بپردازند. خشونت آزادی ما را که همه ما مستحق ان هستم به شدت از تحت تاثیر قرار می دهد آزادی زنان و دخترانی که باید یتوانند ازادانه و ایمن حرکت کنند، به مدرسه بروند ، کار کنند و زنانی که باید ازادانه بتوانند در کوچه و بازار قدم بردارند. ما باید بتوانیم انتظار داشته باشیم کسانی را که آزادی زنان را خدشه دار می کنند مجازات شوند، و عدالت برقرار شود و اینکه با ما حمایت و توجه کافی را بعد از حملات مذکور دریافت کنیم.
بله هنوز دربسیاری از کشورها قوانین غیر کافی هستند، نیروی پلیس علاقه کافی برای ایستادن در مقابل این خشونت ها را ندارد، وسیستم قضایی به اندازه کافی با مسئله درگیر نشده و یا هزینه های گزافی برای شکایت از طرف قریانی برای احقاق خقشان از طریق قوه قضاییه لازم است و یا حتی سیستم قضایی بر علیه زنان جامعه و به نفع مردها گام بر می دارد. برای تغییر اینها باید هزینه کرد چرا که بهایی که برای ماندن در همین شرایط می پردازیم در واقع بسی بیشتر است.
کارشناسان متفق القول بر این باور هستند منافع که از پایان دادن به این خشونت ها نصیب جوامع می شود بسیار بیشتر از هزینه سرمایه گذاری برای رفع این خشونت ها خواهد بود.
ما می دانیم حتی میزان ناچیزی از سرمایه گذاری در این جهت در صورتیکه به موقع و به درستی هزینه گردد منافع قابل توجهی را برای زنان و دختران جلب خواهد کرد. به عنوان مثال در تیمور شرقی یک برنامه سه ساله بسیار کوچک ولی موثر در قالب یک بسته کمکی جهت تامین خدمات ضروری برای زنانی که مورد خشونت قرار گرفته بود به انداز یک صدر از هزینه تولید ناخالاص ملی هزینه داشت اما تاثیر ان بر سلامت و بهبود وضعیت زنان بسیار چشمگیر بود. تغییرات عملی در ساختارهای بازار، اموزش کسب و کار و ارائه فروش بدون نیاز به پول نقد تاثیر بسیاری را به همراه داشت شرایط را به کلی تغییر داده و موجب شکوفایی و افرایش اعتماد به نفس زنان در بازا پاپوا نیو گینوا شد. در اوگاندا یک برنامه اجتماعی توانست زنان، مردان، روحانیون مذهبی کلیسا را برای تغییر نرم ها و سنت های اجتماعی گرد هم اورده و منجر به کاهش پنجاه و دو در صدی خشونت بر زنان از طریق نزدیکانشان شد.
این موقیت ها نشان داد دست یابی به موفقیت از طریق راهکارهای عملی ممکن هست. ما می توانیم بر مسائلی که زمینه ساز تبعیض و تعصب در جامعه مان شده و موجب شعله ور شدن اتش خشونت علیه زنان و دختر بچه هاست غلبه کنیم. ما می توانیم این منحنی را تغییر بدهیم و بر معضل خشونت علیه زنان و دختر بچه ها نقطه پایان قرار دهیم، برای رسیدن به این هدف ما به تعهد، سرمایه گذاری در حیطه ملی و بین المللی نیاز داریم.
این واقعیت که تا چه حد خشونت در جامعه نهادینه شده است ما را بر این وا می دارد که بپذیریم ریشه کن کردن این خشونت بر عهده تمام افراد جامعه است. تغییر باورهای نادرست فرهنگی مشارکت همه اعضای سهیم در این چرخه از جمله مردان و پسرها، روحانیون مذهبی و جوانان را می طلبد، با بهره گیری از گروههای ورزشی و هنری و دانشگاهی و باور به قانع کردن انها.
برنامه ما تا سال ۲۰۳۰ برای توسعه پایدار ابزاری را در اختیار ما می گذارد که به اهدافمان نائل بشویم. اهداف عالی ما ما را وامدارد تا با راه حل های خلاقانه و مشارکت اعضا از جمله دولت ها، بخش خصوصی و ارگانهای خیریه بتوانیم استفاده منابع را سازماندهی کنیم، امروز در روز بین الملی محو خشونت علیه زن بار دیگر همه دولت و کشورها را برای دست یابی به اهداف برنامه توسعه دعوت می کنیم و می دانیم می دانیم پیوندی ناگسستنی برای رسیدن به این موفقیت بین این دو وجود دارد و بار دیگر خود را برای دست یابی به موفقیت متعهد می دانیم.
ترجمه: ترکمن گمیچی
منبع : اینجا کلیک کنید
https://www.youtube.com/watch?v=SawF4MyuYeI

۲۵ نوامبر مصادف است با روز جهانی‌ اعتراض به خشونت علیه زن که از طرف سازمان ملل متحد در سال ۲۰۰۰ رسما نامگذاری شده است. خانم دکتر سیمین صبری از اعضای هیئت تحریریه بیز فمینستلر ” بیز فمینیستها” به مناسبت این روز با یکی‌ از زنان موفق و مبارز در راه عدالت اجتمایی‌ و برابر حقوقی در نروژ، ژورنالیست، فتوگراف و نویسنده خانم ماریت بنز مصاحبه‌ای به مدت ۴۵ دقیق انجام داده است. این مصاحبه به زبان نروژی است. قسمتهایی  از مضمون مصاحبه در اختیار شما خوانندگان عزیز می باشد.

سیمین صبری در ابتدای مصاحبه در مورد دلیل نام گذاری این روز به نام روز جهانی‌ اعتراض به خشونت علیه زن می گوید:

علت نامگذاری این روز به عنوان مبارزه برای رفع خشونت علیه زنان برمیگردد به قتل سه‌ خواهر در سال ۱۹۶۰ در جمهوری دومینیکن به دست دیکتاتور وقت به نام تورگیدو. هر سه‌ خواهران میرابل که فرزندان فردی سر شناس در جمهوری دومینیکن بودند ، به علت مبارزات عدالت خواهانه و تسلیم نشدن و در پی جواب رد یکی از خواهران به تمناها و تقاضاهای جنسی‌ دیکتاتور تورگیدو ، به شکلی‌ فجیع  بعد از شکنجه در سانحهٔ ساختگی حادثه اتومبیل در سال ۱۹۶۰ به قتل رسیدند . جسد خواهران در این ماشین به درّه‌ای پرتاب شد و رژیم تلاش کرد به قضیه رنگ حادثه دهد. کسی‌ در منطقه کاریبین و کشور د،مینیکن داستان ساختگی رژیم را باور نکرد. مردم خواهران را از فعالیتهای انسانی و عدالت خواهانه تحت نام ” پروانه ها” می‌شناختند . سالهای بعد کشورهای آمریکای مرکزی گرد هم آیی‌ کرده و به پیشنهاد جنبش زنان در این کشورها این روز را روز جهانی‌ اعتراض به خشونت علیه زنان نامیدند. بالاخره در سال ۲۰۰۰ مجمع عمومی‌ سازمان ملل نیز این روز را با عنوان روز جهانی‌ اعتراض به خشونت علیه زن به رسمیّت شناخت.

ماریت بنز در معرفی‌ خود, خود را زنی‌ “خوش شانس” مینامد که در سال ۱۹۵۹ در نروژ به دنیا آمد. او از این جهت خود را خوش شانس مینامد که در این سالها تغییرات بنیادی در راستای احقاق حقوق زن در این کشور انجام یافته بود. و می‌گوید : ما سه‌ خواهر بودیم. هر دو والدین ما معلم بودند . آنها بسیار اهمیّت می‌دادند که ما تحصیلات عالی‌ داشته‌باشیم. نه‌ تنها این، همچنین در تربیت ما به عنوان انسانهای مستقل و دارای اعتماد به نفس تلاش میکردند. مثلا ما در روز جشن تولدمان می‌توانستیم از کارهای دستی‌ پدرمان که به شکار علاقه داشت ، چاقوی شکار دریافت کنیم. از این رو ما هم به فعالییتها و علاقه مندیهای او ملحق میشدیم که ظاهراً تفنّن‌هایی‌ مردانه بودند. ما حقّ انتخاب همسر را صد البته داشتیم . هر چندن انتخاب اول من انتخابی مناسبی نبود و من و همسر اولم تفاوتهای فاحشی با هم داشتیم ، اما می‌توانستیم طلاق بگیریم و مسیر دیگری در زندگی‌ در پیش گیریم بدون اینکه کسی‌ در راه ما مانعی ایجاد کند. من به عنوان مادر تنها با یک فرزند پسر‌ ، بعد از طلاق به حمایت دولت که شامل مادران تنها است ، تحصیلات عالی‌ را در رشته فوتوگرافی و خبرنگاری آغاز کردم. دولت تمام هزینه‌های تحصیل من را پرداخت و من با اسودگی‌ خیال هم به تحصیل عالی‌ رسیدم, هم توانستم با فرزندم باشم ومجبور به کار نباشم. در مورد زوجها نیز تسهیلاتی وجود دارد که مرخصی بعد از زایمان نام دارد. حالا طبق قانون جدید زوجها هم که صاحب فرزند میشوند میتوانند این ‌مرخصی یک ساله را بین خود تقسیم کنند، یکی‌ بیش از دیگری بگیرد ، اما حتما باید پدران دست کم ۱۰ هفته از آن را داشته باشند. دیدن این که پدر در خانه است و درست به اندازه مادر موظف به نگهداری از کودک و انجام کار خانه است برای کودکان تربیتی‌ فراموش نشدنی‌ از برابری جنسی‌ است که شاید هیچ چیزی نمی‌تواند موثرتر تر از آن باشد. کودکان نه‌ با گفتار ما، بلکه با کردار ما تربیت میشوند.

ماریت بنز کتاب جدیدی امسال تحت نام ” کوارک” نوشته است کوراک در لغت به معنای ” آمپول سمّی” است او در  مورد محتوی  کتابش می گوید :

این رمان در مورد داد و ستد گندم و راه‌های خطرناک پر محصول کردن آن است که پای مافیا و دستهای مشکوکی را به میان می‌کشد که با ” تغییرات ژنتیکی‌ ” مشغولند . در این میان یکی‌ از مشهورترین این کشاورزان گندم به شکل مرموزی به قتل می‌رسد و دختری جوان که بعد از مرگ مادربزرگ مزرعه او را در ناحیه‌ای به نام “یولستر ” به ارث برده و به آنجا اسباب کشی‌ کرده است، تصمیم به پیگیری ردّ پای قاتلان این حادثه می‌گیرد. مقتول با همین مواد سمّی تزریقاتی به قتل رسیده بود. هم زمان با این دختر جوان ژورنالیست، یک پژوهشگر روسی هم که بد عزل فرار از اردوگاه کار در سیبری در یک کلبه در شمال نروژ به زندگی‌ مخفی‌ پناه برده است در حوادث جاری این کتاب و این حادثه رول اساسی بازی می‌کند. سیمین صبری کمی‌ از آمار موجود در مورد خشونت علیه زنان در مقیاس جهانی‌ می‌پردازد . آمارها بر اساس بیانیه‌های سازمان ملل به مناسبت همین روز ۲۵ نوامبر منتشر شده است: -تقریباً یک نفر از هر سه‌ زن در دنیا ، دست کم یک بار در عمر خود و اکثرا به شکلی‌ مزمن بارها مورد خشونت قرار گرفته‌اند. -نیم تا دو میلیون از انسانهایی که مورد خشونت و آزار اجتمایی‌ قرار میگیرند زنان هستند. -نصف زنانی که در سال مورد تجاوز جنسی‌ قرار میگیرند دختران زیر ۱۶ سال هستند. -۶۰۰ میلیون زن در کشورهایی زندگی‌ میکنند که در آنها خشونت علیه زن عادی است و هیچ پیگرد قانونی ندارد. ( جزئ از زندگی‌ شخصی‌ افراد است ). سازمان ملل معتقد است که خشونت در خانه مساله شخصی‌ نیست. این خشونت‌ها که از “هسته اولیه اجتماع” یعنی‌ خانواده برمیخیزند ، کّل اجتماع و افراد آن را تحت تاثیر قرار میدهند. با این خشونت هر کجا که اتفاق می‌افتاد باید مبارزه کرد و دست کم حتما آن را به مقامات قضا‌یی و پلیس گزارش نمود. در کشورهای که این خشونت‌ها علیه زن نرمالیزه شده است، طبیعتا زنان از امکاناتی چون ” خانه‌های اضطراری” که آدرس مخفی‌ دارند ، برخوردار نیستند. بارها پلیس هم در این کشورها جانب متجاوزان و جنایتکاران را گرفته است و در این امر همانطور که گفتیم بهانه ” مساله خصوصی هست” به کار برده شده است. این مساله ریشه دار است که با حمایت یا به کار گیری مذهب که میگوید “اطاعت زن از مرد را واجب است”، و همینطور از فرهنگ و رسوم کهن این جوامع تغذیه میشود. در این کشورها خود جنس زن نیز قربانی یک سیستم مردسالاری است که میتواند خشونت زنها ( مادران ، مادربزرگان و …) را علیه زنان تشویق و توجیه کند. حتا از زنانی که این خشونت را مخفی‌ نگه داشته قدردانی شده به عنوان زنان ” شایسته” نام برده میشود که باید الگوی دیگران با عنوان ” زن سر سنگین و متین” شوند. ماریت بنز به کشورهای مختلف دنیا از جمله آذربایجان و ایران مسافرت کرده است. خاطره تلخ او از آذربایجان دانشجوی حقوق که پسری جوان است می‌باشد که معتقد بود : تمام زنان غرب اروپا تنفروش هستند. به سوال ماریت در مورد این که :آیا این تجربه شخصی‌ او با یکی‌ یا تنی چند از آنان است؟، پاسخ داده بود که : نه‌، فقط می‌دانم که چنین است. ماریت پرسیده بود نظر این دانشجوی حقوق در مورد او و همکارش که در آذربایجان هستند چیست، که هردو از اروپای غربی هستند و میخواهند در مورد اینجا مطلب بنویسند؟ پاسخ این بود که : شما دلیل بر درستی‌ این ادعا هستید که همسرانتان و کودکانتان را برای مصاحبه و گردش در دیگر کشورها تنها گذاشته به اینجا امده ید ! تجربه او در مورد ایران هم جالب است. او با دو زن متفاوت از دو طبقه مختلف برخورد می‌کند . یکی‌ زنی‌ مبارز علیه رژیم ایران که هر دو دختر خود را به اروپا فرستاده که از خشونتهای رژیم ضد زن جمهوری اسلامی در امان باشند و شانس زندگی‌ نرمالی را چون یک انسان آزاده به دور از خشونتهای دولتی رژیم را داشته باشند، دیگری زنی مرفه که “حتا الکل مینوشد ، با دوست پسر خود زندگی‌ می‌کند و وقتی ماموران امنییتی رژیم دردسر میشوند او با پرداخت پول میتواند به راحتی‌ مشکل را حل کند”. او به این سوال که تکلیف آنهایی که فقیر هستند و پول کافی‌ برای پرداخت و خرید ” جرمشان” ندارند چیست، پاسخ داده بود که : فقرا جزو ” فرهنگ پایین” هستند و از این دست مشکلات ندراند ! ماریت و دوست و همکار او هأیدی هاتلستیین به جای اصفهان و شیراز و …به قوم رفته بودند. آنها خشونت حاکم بر زنان را در این کشور مذهبی از نگاه‌های سرزنش آمیز و حتا تهدید کننده در اتوبوس که از سوی مردان به آنها که گاهی‌ بلند می‌خندیدند ، حس کرده بودند. ” زن نباید بلند بلند بخندد”! مردی در اتوبوس فریاد کشیده و آنها را به باران فحش و بد و بیرا گرفته بود. اما ماریت می‌گوید بر عکس نگاه‌های شیطنت ازمیز و خرسند زنان در اتوبوس به ما که “مردان ” را از کوره به در کرده بودیم، جالب بود . به نظر ماریت علت خشونت از طرف مرد کمبود اعتماد به نفس, و ترس از از دست دادن کنترل بر همسر می‌باشد. او این فکت را در مورد خانواده‌های که از کشورهای رشد نیافته چون ایران میآیند ، و آنجا که زنان با ادغام سریع و پیشروی در جامعه دمکرات, وجهه اجتمایی‌ خود را حتا زودتر از مردان تثبیت میکنند ، تجربه کرده است . این موضوعی است که باعث فروپاشی خانواده‌ها در اروپا یا غرب شده است. مردی که به همسر خود اتهام ” غربی و فاسد شده” میزند ، در واقع می‌خواهد به ترسِ خود به علت ضعف در مقابل زن از نظر اجتمایی‌ و یا برابری که آن دو با هم بدان دست یافته‌اند ، سرپوش گذارد. آنها تحمل برابر حقوقی را نمیکنند و اضطراب و افکار بدبینانه سراپای وجود آنها را از همان روز اول فرا می‌گیرد. سیمین صبری از انواع کلاسیک خشونت صحبت می‌کند که خشونت روانی‌، فیزیکی‌، اقتصادی ، جنسی از معروف‌ترین آنها هستند. اما متد امروزین خشونتی که خشونت با اعمال تکنیک‌های مانیپولاتیو با به کار گیری تکنیک‌های کنترل رواج دارد ، نباید از نظر دور نگاه داشته شود. تحقیر، تمسخر، دادن حس شرم و کم ارزشی به همسر ، از متدهای معروف تکنیک‌های کنترل است. این فرم از خشونت باعث می‌شود زخمهایی روانی‌ در زنها پدید آید که علیرغم یک چشم کبود یا بازوی شکسته که میتواند با گذشت زمان خوب شود، به این زودیها ترمیم نمی یابد. به تمام قربانیان چنین تکنیک‌هایی‌ توصیه میشود که هرگز با این افراد یک تنه به مقابله نروند. وگر امکانش را داشته باشید حتما مشاور خانوادگی یا حتا وکیلی را نیز همراه خود داشته باشید.

 

 

 

برای دسترسی به فایل الکترونیکی نشریه دانشجویی نسیم که اردیبهشت ماه امسال با زحمات فراوان چند ماهه توسط کنشگران و فعالین حوضه مدنی و زنان و البته موانع و محدودیت های موجود در دو پرونده زبان مادری و حقوق زنان در دانشگاه علوم پزشکی تبریز منتشر شد اینجا کلیک کنید.

پیش درامد:

13133154_465276830328406_4723768465608859318_n
مهدی حمیدی کنشگر

محذوف شدگان، طردشدگان و ستمدیدگان همیشه باید روایت خود را بنویسند، آنها که در تارهای تنیده قدرت و هژمونی اسیر شده اند. قدم نخست برای بازپس گیری سهم خود از قدرت تعریف دوباره هویت این بار از منظر خود هست. اقلیت هایی که هرچقدر هم کثیر باشند اما تا زمانی که به این تعریف از خود نرسیده اند نخواهند توانست قدمی در راه بهبود وضعیت خود بردارند. حال اگر قرار است این اقلیت های نادیده گرفته شده که به خاطر زبان، جنسیت، مذهب، طبقه و یا هر علت دیگر به حاشیه رانده شده اند، خود نسبت به مطالبات دموکراتیک بی توجه باشند، پس آن وقت ندای آزادی، دموکراسی و برابری را در جهان کنونی از دهان چه کسانی باید شنید؟ این یک مبارزه مشترک برای آینده ای بهتر است، پس نباید در دام تقلیل گرایی افتاد، همه مطالبات دموکراسی خواهانه و جنبه های مختلف آن را باید در قالب یک گفتمان جای داد. اولویت بندی و طرح این گزاره که مسئله تو مسئله من نیست کار دموکراسی خواهان تقلیل گراست و یا به عبارت بهتر دموکراسی خواهان قلابی! در جهان کنونی کسی نمی تواند منکر این قضیه باشد که حوزه های ستم درهم تنیده است و نمی توان مثل گذشته به پاسخ های تک عاملی یا نسخه پیچی های چندخطی اکتفاء کرد. این قضیه به خصوص در مورد ایران نمود بارزی دارد، جنسیت، ائتنیک، مذهب و عقیده، و طبقه و… فاکتورهایی از این دست به شکاف های پیچیده و تودرتو منجر شده اند که در داخل هرکدام از آنها هم عامل های دیگر به درهم تنیدگی این حوزه های ستم می انجامد. هرچه یک فرد بیشتر اقلیت باشد به خاطر جنسیت، ائتنیک یا مذهب خاص بیشتر در معرض تعرض حقوق و نادیده گرفته شدن قرار دارد، حتی تا جایی که احتمالا یک فعال حقوق زنان به احتمال زیاد به خاطر برخورداری از ائتنیک متفاوت وقتی در مورد حقوق زبانی و فرهنگی اش حرف می زند متهم به تجزیه طلبی شود و این درد بزرگی است که دامن بسیاری از کنشگران جامعه مدنی ایران را گرفته است. همه کنشگران واقعا دموکراسی خواه ایران باید تلاش کنند تا این حوزه های ستم های درهم تنیده و تودرتو را بفهمند و پس از ان نوبت ان می رسد که با طرح گفتمانی نو و متفاوت و صدالبته دموکراتیک طرحی نو داراندازند و کوس رسوایی دموکراسی خواهان قلابی را به صدا دربیاورند. این مجله تلاشی هرچند کوچک برای شکل گیری چنینن فضایی از گفتمان حداقل میان فعالین جنبش زنان و فعالین هویت طلب است. امید داریم تا روزی و روزگاری نواهای همساز و همگرایانه از طرف همه کنشگران دموکراسی خواه ایران بلند شود.

برای دسترسی  به فایل پی دی اف اینجا کلیک کنید

 

 

 

تشکیل و تداوم فعالیت های سازمان محلی زنان روستای گمیچی اورمیه با بیش از 60 عضو فعال نمونه ای بارز از فعالیت های مثمرثمر جامعه زنان روستایی آذربایجان است که نظیر آن را کمتر می توان سراغ گرفت.
آیین شایین (محمد علی ارجمندی)
آیین شایین (محمد علی ارجمندی)
 
ـ تاسیس دو صندوق جداگانه زیر نظر سازمانهای محلی «گمیچی» و «شور دنیز»
ـ اشتغالزایی و حمایت از قشر آسیب پذیر جامعه زنان
ـ کمک هزینه تحصیلی برای دانشجویان دختر
ـ فعالیت های زیست محیطی
ـ شرکت در جشنواره های ملی و محلی
ـ جلسات هم اندیشی و اشتراک در مدیریت طرحهای روستایی
از اهم فعالیت های زنان روستای گمیچی است که به نوبه خود علاقه برخی از مسئولان اجرایی را نیز جلب کرده است.
معصومه ابتکار معاون رئیس جمهوری و رئیس سازمان محیط زیست ایران از جمله مسئولینی است که در سفر به اورمیه از نزدیک با جامعه زنان روستای گمیچی دیدار و ابراز خرسندی کرده است.
 
هر چند که بر خلاف وعده های داده شده از سوی مسئولین کمترین حمایتی از سازمان محلی زنان گمیچی به عمل نیامده و تمامی سرمایه صندوق متعلق به اعضا می باشد. موضوعی که عضو فعال صندوق «ایران اسد زاده» نیز بدان اشاره کرده و می گوید: محل سازمان زنان روستا اجاره شده که این چندان خوشایند نیست.
37466055752832198453
سازمان محلی زنان گمیچی تحت نظارت رئیس، منشی و دو نفر توسعه یار اداره می شود. «فاطمه قنبرزاده» از فعالین مدنی جامعه زنان روستایی برگزاری انتخابات محلی برای تعیین اعضای سازمان های مردم نهاد محلی را تمرین و آموزش مشارکت مدنی و آموزش استفاده از حقوق شخصی و اجتماعی به منظور ایجاد همگرایی برای رفع مسائل روستاها می داند.
84153752820907892040
همچنین احیاء دریاچه اورمیه را نیز می توان از دغدغه های بسیار مهم جامعه زنان روستایی گمیچی اعلام کرد. نکته مهمی که «سمیه مکرم» از اعضای سازمان محلی زنان روستای گمیچی در سفر معصومه ابتکار به روستای گمیچی و دیدار با جامعه زنان گمیچی و شور دنیز در چهارم دی ماه سال 94 با اشاره به اثرات منفی چالش دریاچه اورمیه بر زندگی مردم بومی حاشیه دریاچه همچون سرعت گرفتن مهاجرت و خالی شدن روستاها از سکنه، تاکید می کند که این طرح فرصتی برای هموارسازی مسیر و زمینه فعالیت زنان روستا به منظور مشارکت در احیاء دریاچه اورمیه است که امیدواریم از حمایتهای لازم برخوردار باشد.
 
فعالیت های جامعه زنان روستای گمیچی، باردیگر سخنان «محمدامین رسولزاده» در خصوص زنان مترقی اورمیه و همین روستاهای حاشیه در یاچه اورمیه را تداعی می کند. رسول زاده ، که به شهر های مختلف ایران سفر کرده بود در کتاب و یادداشتهای روزمره خود برای روزنامه ترقی با عنوان گزارشهایی از انقلاب مشروطه ایران می نویسد ؛ «به هنگام ورودمان به اورمیه یک شب را مهمان اهالی روستای گولمانخانا شدیم ، نخستین بار است که در ایران شاهد حضور زنان در مجلس مردان هستیم از این پیشامد خیلی خوشحال هستیم.
 
رسول زاده به هنگام ورود به شهر اورمیه نیز می نویسد ،؛ در خیابان قدم می گذاریم بر خلاف شهر های دیگر ایران در این جا خانه ها به خیابان پنجره دارند ، و به هنگام قدم زدن در سطح شهر نیز می نویسد: در اورمیه بر خلاف سایرنقاط ایران زنان بصورت خود روبند نمی اندازند و در کنار رودخانه و جوی آب با لباس محلی رخت و لباس می شویند مردم این شهر مهربان و رفتار متمدنانه ای دارند.
 
معصومه ابتکار نیز بعد سفر به روستای زیبای گمیچی و دیدار با زنان مترقی روستا در بخشی از پست اینستاگرام خود در اینخصوص می نویسد:
«یکی از بهترین بخش های سفرم به استان آذربایجان غربی حضور در کنار مردم روستای کشتیبان «گمیچی» از توابع ارومیه بود. در جمع گرم و صمیمی مردم حضور یافتم و از آنها درخواست کردم که این مهربانی و صمیمیت آذری را به آب هم با تمام وجود داشته باشند؛ اصلا به نذر آب بیاندیشند …. یاشاسین کشتیبان، یاشاسین ارومیه، یاشاسین آذربایجان، یاشاسین ایران»
آیین شایین.

دوست پسر سابق لیسا Lisa Fontes فونتس هیچ وقت او را با مشت نزد هیچ وقت اورا هل نداد، اما او کامپیتوتر لیسا را هک کرد و با نصب دوربین در اتاق خواب لیسا عملا او را از خانواده و دوستانش ایزوله کرد.
با این حال لیسا فکر نمی کرد که قربانی خشونت خانگی هست، لیسا ۵۴ ساله معلم بزرگسالان می گوید ؛ من اصلا نمی توانستم این را قبول کنم من فکر می کردم این فقط یک ارتباط دوستی نا مناسب بوده است ؛
درست بعد از تحقیق بر روی سواستفاده های احساسی بود که او متوجه می شود که مسئله ای که او با آن روبرو بوده است “کنترل-اجباری” Coercive control است که برخی( در بیشتر موارد مردها) آن را بکار می گیرند تا بر پارتنر خود غالب شوند. در واقع (“کنترل-اجباری”) توصیف شیوه ای از رفتار است که فرد به روش های مختلف از جمله تحقیر ایزوله سازی سواستفاده های مالی ، دست کاری و هک کردن ، و بعضا سواستفاده فیزیکی و جنسی قربانی خود را کنترل می کند.
دکتر فونتس نویسنده “زنجیره نامحسوس فائق امدن بر کنترل اجباری در روابط دوستانه ” می گوید : زنی در مراجعه به او گفته بود که شوهرش از او می خواهد که به پشت بخوابد، او مجبور بوده که کارت خرید خود را به شیوه ای که شوهرش از او می خواهد بچیند، لباس هایش را به شیوه خاص بپوشد و حتی به شیوه مشخصی دوش بگیرد!
در حالیکه عبارت کنترل اجباری در آمریکا در سطح فراگیری مورد استفاده قرار نمی گیرد مفهوم سو رفتار از نوع غیرفیزیکی به عنوان خشونت خانگی در حال شناسایی است، در ماه می هشتگ ؛ شاید او به تو آسیب فیزیکی نزده است در تویتر بارها استفاده شده.
 
در دسامبر سال گذشته انگلستان و ولز معنی سواستفاده و خشونت خانگی را در مفهوم جامع تری گسترش دادند به طوری که کنترل اجباری در روابط نزدیک و خانوادگی به عنوان یکی از مصادیق ارتکاب جرم شناخته شده و حداکثر ۵ سال زندان برای فرد خاطی به دنبال خواهد داشت از زمان تعیین این جرم، حداقل برای ۴ نفر با این قانون حکم صادر شده است.
 
دکتر ائوان استارک Evan Stark مددکار اجتماعی و استاد بازنشسته دانشکاه راجرز که در شکل گیری این قانون در انگلستان تلاش بسیار کرده بود می گوید : در قانون جدید بسیاری از اعمالی به لحاظ شدت بزه در رده پایین قرار می گرفتند پس از این یک عمل مجرمانه جدی در نظر گرفته خواهند شد؛
دکتر استارک نویسنده ؛ کنترل اجباری؛ خاطر نشان می کند این قانون در انگلستان به مرور زمان به یک هنجار اجتماعی تبدیل خواهد شد اما در قوانین امریکا هنوز شناسایی این رفتار را به عنوان جرم در دستور کار سیستم قضایی قرار نگرفته است. قوانین فعلی فقط برای حمایت زن را در برابر صدمات فیزیکی در نظر گرفته شده است. اما حدود ۲۰ درصد خشونت های خانگی بدون صدمات فیزیکی انجام می شود
بر اساس مطالعاتی که در سال ۲۰۱۰ انجام و در ژورنال Interpersonal Violence منتشر شد کنترل اجباری واقعا موضوعی جددی است که اغلب به خشونت فیزیکی همسر ختم می شود. کانی بک Connie Beck استادیار روانشناسی دانشگاه آریزونا و نویسنده مشترک مطالعه فوق می گوید اگر آزادی های اساسی و پایه ای فرد از جمله، رفت و امدها ،اعمال و ملاقات هایش را تحت کنترل درآورید ممکن است صدمه فیزیکی به صورت مداوم بر فرد وارد نشود اما این وضعیت نهایتا به خشونت فیزیکی منجر خواهد شد.
در مراحل اولیه رابطه دوستی در چنین ارتباطی از دید قربانیان کنترل اجباری چنین رفتارهایی ممکن است حتی به اشتباه تعبیر به عشق و دوست داشتن شود به خصوص در شرایطی که قربانی به لحاظ احساسی در وضعیت آسیب پذیری باشد.
به عنوان مثال خانم فونتس زمانی که در سن ۴۰ سالگی با دوست پسر سابق خود آشنا می شود به دلیل اینکه تازه از همسرش جدا شده بود در وضعیت احساسی اسیب پذیری قرار داشت. از دید او دوست پسرش جذاب و قایل تحسین و البته کمی وسواس داشته است. همه این اتفاقات در شرایطی برای او اتفاق رخ می دهد که خانم کونتس خود دکتر و مشاور روانشناسی دارای تخصص در زمینه آزار جنسی کودکان و خشونت علیه زنان بوده است.
او می گوید برای فردی که به دنبال عشق و رمانتیزم هست اینکه فردی بخواهد رفتارش را مورد توجه وکنترل قرار دهد در ابتدا بسیار خوشایند به نظر می رسد.
 
اما از دید خانم راشل. ج Rachel G زنی ۴۶ ساله که با سه فرزندش در بوستون زندگی می کند و مایل نبود هویتش فاش شود این نوع کنترل یک مسئله فراگیر است، همسرش او را مجبور می کرده از مسواک مشترک استفاده کنند ، اجازه نمی داده که در حمام را ببندد او حتی دوربین هایی را در اطراف خانه نصب کرده بود و با نصب جی پی اس در اتومبیل تمام اعمال و حرکت های خانم راشل را کنترل می کرده است. او بعضا بی خبر در محل کار خانم راشل حاضر می شد با این بهانه که دلش برای خانم راشل تنگ شده در حالیکه اعمال او فقط جهت کنترل رفتار خانم راشل بود.
خانم راشل که هم اکنون موسس یک ارگان غیرانتفاعی برای جذب سرمایه است این وضعیت فاجعه بار را ۱۸ سال تحمل کرده بود، و هیچ تلاش برای خروج از این وضعیت نکرده بود. او سه فرزند داشت و می گوید همسرم همیشه به من می گفت من هر کجا بروم راضی و خشنود نخواهم بود. او می گوید
من نه تنها همسر بدی بودم در عین حال من یک مادر اهمال کار به عبارتی یک مادری از خود راضی بودم که به اندازه کافی از او همسرش حمایت نمی کند. یک آشپز بد و یک زنی که کارش را به خانواده اش ترجیح می داده. خانواده من او را بیشتر از من دوست داشتند حتی دوستانمان او را بیشتر از من دوست داشتند. هر چه قدر که بدبینی و شک من نسبت به خودم بیشتر می شد نگاه او را در مورد خودم و اینکه دنیا چکونه باید باشد در من درونی تر می شد و من بیشتر و بیشتر تسلیم او و خواسته هایش می شدم.
در نهایت خانم راشل هیچکاه برای طلاق اقدام نکرد و این همسرش بوده است که بعد از اینکه خانم راشل متوجه ارتباط خارج از ازدواج همسرش می شود فرم های طلاق را پر می کند! خانم راشل با اینکه از اعمال خودش در گذشته خشنود نیست اما از اینکه این اتفاق باعث شد که از ان زندگی خارج شود سپاسگذار است. خانم راشل می کوید اگر او اینکار را نمی کرد شاید من هیچگاه برای خروج از ان رابطه اقدامی نمی کردم او می گوید من ترسیده بودم. بعد از جدایی همسر سابقش چندین بار برای از سرگیری ارتباط با اعضای خانواده و دوستان تلاش کرده است.
اما خانم فونتس در نهایت بعد از ۴ سال دوست پسرسابقش را ترک می کند و این اتفاق زمانی می افتد که او به مدت دو هفته از او دور بوده است و متوجه می شود تا چه میزان زندگی اش متاثر از رفت دوست پسرش در وضعیت نازلی قرار گرفته بوده. او می گوید مدام تلفتی تماس می گرفت و یا ایمیل می فرستاد اما من نهایتا نگاه خودم را در مورد خودم به عنوان یک فرد جدا شده مورد بازبینی قرار دادم.
ترجمه : ترکمن گمیچی
منبع : نیویورک تایمز

در المپیک زمستانی ۲۰۱۴ ترسی جاگ Therese Johaug برای کسب مدال طلا در مسابقات اسکی ۱۰ کیلومتر شرکت کرده بود او در حال حاضر تلاش دارد برای مسابقات ۳۰ کیلومتر بر حریفان خود غلبه کند. او بعد از یک ساعت تلاش طاقت فرسا تنها با سه ثانیه تاخیر بعد از مریت برگن Marit Bjorgen مربی خود در رده دوم ایستاد و مدال نقره را از ان خود کرد. هر دو انها در صدر زنان اسکی باز در نروژ هستند اما به جای دشمنی انها دوستان صمیمی برای یکدیگر هستند.

در حالی که خانم مریت برگن Marit Bjorgen بیش از یک دهه یکه تاز رقابت های اسکی بود ترسی جاگ Therese Johaug با هشت سال سن کمتر وارد صحنه شد اما خانم برگن او را زیر بال و پر خود گرفت.

این مورد نمونه از بسیاری از اتفاقاتی است که هر روز اتفاق می افتد اما عموم مردم هنوز بر این باور هستند که زنان همدیگر را پشتیبانی نمی کنند. در مدرسه انها را “حسود” می دانند ، بزرگتر که شدند به انها “زنبور ملکه” می گویند. چرا که زنبور ملکه ازکمک به دیگران سرباز می زند.

اماواقعیت این است که این موضوع حقیقت ندارد بر اساس تئوری زنبور یک زن مدیر قاعدتا باید تاثیر منفی بر روی زنانی برای کسب رتبه بالاتر در مشاغل خود تلاش می کنند داشته باشد. مطالعه ای که توسط یک استاد استراتژی بر روی ۱۵۰۰ شرکت در طول ۲۰ سال انجام گرفته نشان می دهد که وقتی زنی به پست مدیریتی می رسد احتمال اینکه امکان ایجاد شرایط را برای رسیدن به موقعیت مشابه برای زن دوم ایجاد کند ۵۱٪ کمتر است. اما فردی که در واقع مانع زن دوم می شود معمولا زن نیست بلکه مدیر ارشد مرد است! و وقتی زنی مدیر ارشد می شود عکس این قضیه صادق است یعنی زنان در شرکتی که مدیر ارشد آن زن است شانس بالاتری برای کسب رده های مدیریتی پیدا می کنند.

تحقیقات صحت این مسئله را در بیزینس خصوصی و درمشاغل دولتی نیز ثابت می کند. در سطح شرکت ها احتمال دست یابی زنان به پست های بالا کمتر هست حتی در صورت داشتن مهارت های بالاتر از مردان، مگر اینکه قبلا زنی در برد مدیریتی باشد. این مسئله در مورد سیاست هم صدق می کند. در امریکای لاتین ما بین سالهای ۱۹۹۹- ۲۰۱۳ روسای جمهور زن ۲۴ ٪ بیشتر از روسای جمهور مرد، وزیران زن درمیان اعضای کابینه خود داشته اند.

زنبور های ملکه وجود دارند اما تعداد انها خیلی کمتر از ان چیزی که عموم جامعه تصور می کند در واقع این حس رقابت در زنها بیشتر از مردهای نیست اما چون کلیشه مرد خشن و زن مهربان بر سر زبان ها بوده پس از زنان انتظار می رود برخوردشان بیشتر مهربانانه باشد و اگر رفتارشان منطبق بر کلیشه های رایج نباشد ما در مورد انها قضاوت بسیار سخت گیرانه ای می کنیم.

در تجریه تحقیقی از شرکت کننده گان خواسته شد که حسشان را در مورد بحث دو همکار زن، دو همکار مرد، یک همکار مرد و یک همکار زن بنویسند ، شرکت کنند گان بحث های دو زن را مخرب ولی بحث دو مرد را مباحثه سالم قلمداد کردند.

تئوری زنبور ملکه در واقع حاصل بی عدالتی است نه به وجود اورنده آن به طوریکه تحقیقات نشان می دهد که در جوامع مردسالار زنان در مورد موقعیت خود نگرانی بیشتری دارند بنابراین مقاومت زن ها در چنین جوامعی برای ایجاد موقعیت مشابه برای هم جنسان خودشان بیشتر است به عبارتی منطقی است که وقتی فقط یک کرسی برای زنان موفق در نظر گرفته شود زنان یگدیگر را تهدیدی برای همدیگر تصور خواهند کرد. این نگرش در واقع ناشی از جنسیت نیست بلکه یک واکنش طبیعی به تبعیضی است که گروه تحت تبعیض به پیرامون خود نشان می دهد. اینکه فردی احساس می کند در گروهی قرار گرفته که ارزشهایش نادیده گرفته شده ممکن است تلاش کند از میان هم گروههای خود خارج شود و این تبعیض در او درونی شده و از قرار گرفتن در گروه هم جنسان خود سر باز می زند.

با این حال باز هم زنان برای پشتیبانی از زنان دیگر ممکن است هزینه بدهند در یک تحقیق که بر روی بیش از ۳۰۰ مدیر مرد و زن انجام گرفته مشاهده شد که اگر مدیر مردی که به مسئله تکثر و حضور نیروهای مختلف از جمله مشارکت زنان توجه کند به عنوان مدیر خوب یاد می شود در حالیکه اگر مدیر زن شیوه مشابه داشته باشد زن مدیر متهم به عدم برخورد حرفه ای می شود.

ترجمه ترکمن گمیچی

منبع : نیورک تایمز

در آغاز قرن بیستم نتیی استیونس Nettie Stevens بیولوژیست آمریکای موفق به گشودن یک راز علمی شد که برای مدت های بشریت را مبهوت خود ساخته بود. چرا یک پسر پسر می شود و یک دختر دختر به دنیا می آید؟ . نتیی استیونس در تلاش خود برای کشف این مسئله در کالج برین ماوور Bryn Mawr, دریافت که تفاوت در کرموزوم های جنسی موجب تفاوت های جنسی در جنین می شود. حالا بعد از کشف نتیی استیونس همه ما می دانیم که جنیست یک انسان یک مسئله ارثی است که از سوی پدر به صورت خاص تعیین می شود.

نتیی استیونس در سال ۱۸۶۱ متولد شد ، او با کمی تاخیر در سن ۳۵ سالگی در رشته علوم آغاز به تحصیل کرد و در سال ۱۹۰۰ توانست تحصیلات کارشناسی ، کارشناسی ارشد را در دانشکاه هاروارد به پایان برساند. بعد از اینکه او برای گذاراندن دوره دکتری در کالج برین ماوور پنسیلوانیا او تصمیم می گیرد که توجه خود را معطوف حل مسئله تعیین جنسیت نماید.

در سالهای ۱۹۰۰ ایده تاثیر کرموزوها در تعیین جنسیت جنین یک موضوع کاملا تازه بود. تلاشهای گروگر مندل Gregor Mendel توسط دانشمندان درحال بررسی بود تا به نحوه انتقال ویژگی ها جنسیتی در میان نسلها پی ببرد.

nettie-stevens

استیون می خواست بداند که چگونه جنسیت از طریق وراثت منتقل می شود او با میکروسکوپ خود متوجه شد که تفاوت در یکی از ژنهای Tenebrio molitor موجب تفاوت جنسیت می شود و این را در یادداشت های خود نوشت، او نام این کروموزوم های را x و y ننامید این نامها بعدا بر روی انچه که او کشف کرده بو د نهاده شد.

در حالی که همکار استیونس و همچنین استاد او به نام ای بی ویلسون E.B. Wilson به عنوان شخصی که این موضوع را کشف کرده شناخته می شود و دلیل ان بسیار ساده است.

ویلسون برای یک پروژه مشابهه کار می کرد و او نتیجه این تحقیق را در قالب یک مقاله مشابه منتشر کرد او در واقع بر روی گونه ای کار می کرد که ثابت می کرد جنس نر این گوته یک کروموزوم کمتر دارد که در طبیعت بسیار نادر است. اما یافته استیونس دقیقا پایه و اساس تفاوت جنسیت را تعیین می کرد.

براش رایت می گوید که ای بی ویلسون E.B. Wilson به نتیجه مشابهه به طور همزمان دست یادفته بود اما براش در ادامه می نویسد به احتمال زیاد ویلسون بدون مطالعه  نتیجه گیری نتیی نمی توانست به چنین نتیجه ای در مورد ژن تعیین جنسیت در انسان برسد اما به دلیل مشارکت ویلسون در حوضه ژنتیک این افتخار به نام او ثبت شد.

مقاله ویلسون زودتر از مقاله استیونس منتشر شد و او به عنوان مردی که در این زمینه شهرت بالاتری داشت  اعتبار  کشف این حقیقت را از آن خود کرد ولی انچه مسلم است این افتخار به دلیل فعالیت های استیونس و نتیجه گیری او از آن  اوست. این در حالی بود که در بدترین حالت هر دو انها باید به صورت مشترک به عنوان کاشفان چنین حقیقتی معرفی می شدند ولی در ان زمان این فقط ویلسون بود که به عنوان کاشف ژن جنسیت معرفی شد.

نیویورک تایمزدر اگهی درگذشت نتیی استوینس در سال  ۱۹۱۲ که به دلیل بیماری سرطان پستان چشم از جهان فرو بست نوشت : او یکی معدود زنان در حوضه علم بود و مقام بالایی در میان بیولوژیست های زمان خود دارد.

ترجمه : ترکمن گمیچی

منبع : ووکس

در خرداد ماه سال ۹۷ شمسی آشوری ها و ارامنه توانسته بودند حاکمیت خود بر شهرهای ارومیه و سلماس را تحکیم ببخشند . از سوی دیگر ارامنه شمال ارس (آراز) نیز با قتل عام و کوچاندن ترک های  ایروان ، جمهوری مستقل ارمنستان را به مرکزیت این شهر بنا کنند و  لزوم برقراری ارتباط بین ارامنه مستقر در ایروان ، ارومیه و شهر وان ( ترکیه ) احساس می شد و در این بین تنها شهر تصرف نشده خوی  بود. ارامنه می خواستند با اتصال به جیلوها و ازآنجا به انگلیسی ها نقشه تأسیس ارمنستان بزرگ ( طرحی همانند اسرائیل در بین سه کشور) را عملی کند

مأموریت اشغال خوی به آندرانیک  از ارامنه شمال آراز ، واگذار می شود و او با نیرویی که تعداد آن را بین ۳ تا ۱۲ هزار می نویسند عازم تصرف خوی می گردد.

روز اول تیرماه ۱۲۹۷ شمسی با عبور قشون ارمنی ، نیروهای مستقر عثمانی مستقر در خوی همراه با تعدادی از مردم خوی برای مقابله با مهاجمان عازم می شوند و در گردنه ارسی در شرق خوی با آنان درگیر می گردند . تفوق ده به یک نفرات دشمن ، نتیجه ای جز شکست مسلمانان دربر ندارد . عده کمی به زحمت خود را به شهر می رسانند . فرمانده نیروهای عثمانی چاره‌ای جز ترک شهر و آوردن قوای کمکی نمی‌بیند ، لذا از مردم شهر می خواهد یک شبانه روز مقاومت کنند تا او بتواند نیروی کمکی بیاورد.

همهمه ای در بین مردم شهر می افتد ، عده ای  بار و بنه جمع کرده به سمت کوهستانهای غرب شهر فرار می کنن دراین هنگام یک زن درحالی که تپانچه ای دردست داشت وبه سوی دشمن شلیک میکرد  وارد معرکه شد و برای جلوگیری ازعقب نشینی مدافعین شهر روسری ازسربرمی گیرد وفریاد می زند “من به جای شما می جنگم”  و این سخن مدافعین درحال عقب نشینی رابازگرداند و موجب نجات وسپس پیروزی خویی ها گردید .

نام این زن قهرمان بالا زرخانم بود تصنیف معروف ترکی الده تاپانچا بالا زرخانیم. گله رم دالینجا بالا زرخانیم به یادآن زن خویی سروده شده است…

در ادامه ویدئویی از آرشیو قرار می دهیم در این ویدئو که از تی ار تی پخش می شود خواننده با لحن و لهجه ترکی استانبولی آهنگ را ایفا می کند.

آغا مالی چرقت بالا زر خانیم

ائو اولدی خلوت بالا زر خانیم

شلتنی ترپت بالا زر خانیم

الده تاپانجا بالا زر خانیم

گللم دالینجا بالا زر خانیم

منیم اولونجا بالا زر خانیم

شلته گئیب سن بالا زر خانیم

یولدان ائدیر سن بالا زر خانیم

دوزون دئمیر سن بالا زر خانیم

الده تاپانجا بالا زر خانیم

گللم دالینجا بالا زر خانیم

منیم اولونجا بالا زر خانیم

پتک ده آری بالا زر خانیم

ایچینده بالی بالا زر خانیم

گل منه ساری بالا زر خانیم

الده تاپانجا بالا زر خانیم

گللم دالینجا بالا زر خانیم

منیم اولونجا بالا زر خانیم

ائو اولدی خلوت بالا زر خانیم

شئیطانا لهنت بالا زر خانیم

شلته نی ترپت بالا زر خانیم

انچه خواهید خواند ترجمه  مقاله “ایران و قفقاز” نوشته  سکندر امان الهی است که در ژورنال بریل منتشر شده است این مقاله توسط خان ییلدیز Xaan Yıldız به زبان ترکی ترجمه و در اختیار وب سایت بیز فمینستلر قرار گرفته است. ترجمه ترکی این مقاله به همت اعضای بیز فمینستلر به الفابت عربی برگردانده شده است.

گيريش
سون ايللرده قادينين جمعيتده‌کي يئرينی اؤرنمک استقامتینده آپاریلان آنتروپولوژي ايشلر آرتماغا باشلادي. آمئريکا بيرلشميش دؤولتلرينده‌کي فئمينيست حرکاتی دا داخيل اولماق اوزره، بو مؤوضوع حاقيندا اولان اثرلري نظردن کئچيرن ”ناومي قوينن“ “فئمينيستلر، قادينلارين جمعيتده‌کي يئرلريني درک ائتمه یه قارشي اولان ماراقلاري خاريجينده، فئمينيست حرکاتي اؤزو قادينلارا اينتئللئکتوال بير رول وئرمک ایله، جمعيتلرين اينکيشافيني بو گونه قدر آچيقلاميش اولان نظريه‌لري سورغولاماقدادير”- دئميشدير.
1970-جي ايللرده بو گونکي باسين-نشره ياخينلاشاجاق شکيلده کيتاب و مقاله ياييميندا بير پارتلاییش اولدو. اکثريتيني آمئريکالي قادينلارين مئيدانا گتيرديگي آنتروپولوقلاردان تشکیل اولونان، بین الخالق بیر حرکات، قادينين جمعيتده‌کي يئري اوزره دوشوندوکلرينين اثباتي استيقامتينده تاماميله يئني بير ادبيات ياراتدی.
بو اينکيشافا باخماياراق ايران و ياخين شرقده يايلاق-قيشلاق ائدن ائلات قادينلارين وضعيتي هله تام اولاراق آیدینلاشمامیشدیر و مرکب بير موضوع اولاراق مؤوجوديتيني قوروماغا داوام ائتميشدير. آيريجا اورتا شرقده‌کي يايلاق-قيشلاق ائدن يا کؤچري خالقلار اوزرينده آپاریلان آنتروپولوژي آراشديرمالاردا، قادينين جمعيتده‌کي مؤوقئعيينه داير جيدي شکيلده تدقیقات آپاريلماميشدير و گؤرولن ايشلر بير-بيرييله اختيلاف حاليندا اولموشدور.(ضیدیت تشکیل ائدیردی) عومومیتله سؤيله‌مک لازيم گلرسه، بو موضوع حاقيندا يازان ائتنوگرافلار چوخ نادير حالدا اؤزلرينین قادينلارباره سینده نه دوشوندوکلريني نظره آلميشلار. ”جينتهيا نئلسون ”ين دئديگي کيمي “اگر يايلاق-قيشلاق ائدن يا کؤچري ائلين قادينينين خوصوصي حياتي حاقيندا اگر چوخ شئي بيلسه ايديک, داها فرقلي بير جمعيت تخييولونده و اونون اجتيماعي گوجو اطرافيندا بير فيکير سؤیله یه بيلرديک.”
دئمه لی، قادينلارين اؤزلرينين ايفاده ائتديکلري دوشونجه‌لر نظره آلينماميشدير. بونون سببي ایسه یازیچیلارین اؤز مدني مئفکوره‌لريندن قايناقلانان ظنين اؤنده گلمه‌سي و قادينلارين گرچک و آکتوال مؤوقئعلريني يانسيتماماسيدير. ”رضا فارض“ طرفيندن يازيلان بير مقاله‌ده بو وضعيت آيدين گؤرونور: “اوبايا تاثير ائدن بير قرارين آلينديغي يئر عوموميتله کيشيلردن عيبارت اولان بير مجليسدير”. بو وضعيته شاهيد اولان مشاهيده‌چيلر اوباداکي قرارآلما اورقانينين يالنيز کيشيلردن عيبارت اولدوغونو گؤستریر. ماراقليدير کي، قادينلارين وئرديکلري معلوماتلاردا اجتيماعي گوج و حاکيميته صاحيب اولان شخصلرين کيشيلردن عبارت اولدوغو فيکريني تصديقله‌يير. لاکين بير آدام، “کيشي حاکيميتي يا آتا ارکيلليک ” نظامیندان تاثير آلميش دئييلسه، قيسا مدتده حقيقتا اصلينده بئله اولماديغينين فرقينه واراجاق.
يوخاريدا سؤيله‌ننلردن راحاتجا آنلاشيلا بيلديگي اوزره يايلاق قيشلاق ائدنلر يا کؤچري ائللر اؤزلريني دوغرو ايفاده ائتمه‌لرينه باخماياراق، ائتنوگرافلار فرقلي دوشونورلر. داها دوغروسو ائتنوگرافلارين قايناقلاري يا آز يا دا هئچ ساییلابیلجک قدر اورتا شرق کؤچري ائل قادينلارينين اجتيماعي ستاتوسو حاقيندا معلوماتا صاحبدیر. نتيجه ده بير نئچه آراشديرما استثناء اولماقلا، بو جمعيتلرده قادينلارين نه کيمي حاق و آزادليقلارا صاحيب اولدوقلارينا داير الده هئچ بير معلوماتيميز يوخدور. آنجاق اونلارين حاق و آزادليقلاري ايله جمعيتین گونده لیک یاشاییشینداکی یئرلرینی بیلسه ایدیک، آدي چکلن قادينلارين جمعيت ايچينده نئجه بير مؤوقئعده اولدوقلاريني آنلايا بيلرديک.
بو مقاله دونيا گؤروشولو سويه‌ده قادينين جمعيتده‌کي مؤوقئعييني، قادينلارين جمعيتده قرار آلما میخانيزملرينين نه شرائطده اولدوغونو، و نهايت جمعيتده اؤزلريني نئجه گؤردوکلريني تقديم ائده‌جک. بو ايش، اساسا مؤلفین اؤزونون بو ساحه ده بيرباشا ائتديگي مشاهيده‌لره و تاپينتيلارا سؤیکه نیر.
قاشقايلار
قاشقايلار، ايرانين گونئیینده فارس بؤلگه‌سينده ياشايان تورکچه دانيشان بير خالقدير. اونلارین سایی 30،000 عاييله نين اوستونده‌دير. عنعنه وي اولاراق بير طايفا نظاميندا تشکيلاتلانميشلار، اونلار ” قاشقاي ايلي” اولاراق تانينيرلار. ”ائلخانیلر“ آدي وئريلن بئي لردن تبعیت ائدیرلر. خالق ایچینده بئش بؤيوک طايفا تانينماقدادير. بونلارين باشيندا دا طايفا بئیي اولان ”کالدنتار“ مؤوجوددور. بو خالق حيواندارلیق و قونارکؤچرليک حياتينین گتيرديکلرينه دايانير.(عادت-عنعنه سینه سؤیکه نیرلر)
سون ايللرده ، قاشقايلار ايرانداکي ديگر طايفالار کيمي ده ييشمه‌يه باشلاميشلار. مرکزي حؤکومتين مداخيله‌سي نتيجه‌سينده سياسي سیستملری پوزولدو. بونون آردينجا حؤکومتين طبیعتی قوروما و مئشه تصروفاتي ايله باغلی آلديغي قرارلار نتیجه سینده اکينچيليک ساحه لرينين گئنيشلنمه‌سي قاشقايلارين کؤچري حياتيني محدودلاشدیرماغا باشلاميشدي. بو سببدن ايسلام انقيلابيندان سونرا اؤتن اون ايل ايچريسينده قاشقايلاردان چوخ سايدا اينسان کؤچري حياتي ترک ائده‌رک قصبه لره يئرلشدي. تضييقلره و ده ييشيکليکلره باخماياراق هله ده قاشقايلارين اکثریتی کؤچئري حياتي داوام ائتديرمکده‌ديرلر.
قاشقايلارین اقتيصادي قورولوشو، عوموميتله حيواندارلیق و اکينچيليگه سؤيکه‌نير. بونونلا یاناشی بعضي طايفالار اصلا اکينچيليکله مشغول اولمازلار و تک یاشاییش قايناقلاري حيواندارليقدير.
قاشقایلارين مختلف چئشيدلرده حئيوانلارينین اولماسينا باخماياراق، بونلارين اکثريتي قويون و يا کئچيدير. اساسا اونلارین یاشاییشلاری حئيوانلاردان استحصال ائتدیکلری محصوللارا دايانير. بونلار اساسا، سود و سود محصوللاريدير. سود و سود محصوللاري قاشقايلارين هم اؤزلري طرفيندن استئهلاک اولونور، هم ده آیری احتياجلاريني تأمين ائتمک اوچون بازار و مارکئتلرده ساتيلير.
ايکينجيسی، یونلاریندان دوزلتیلن آلتلر، چاديرلار، چانتالار، توربالار، باشقا ال ايشلري و دیگر محصوللاردير.
اوچونجوسو، قوچ و قوزولار هر ايل بازارلاردا استفاده ائديلميش اشيالار، چاي، شکر و ديگر احتياج وسايطلري قارشيليغيندا ساتيلير..
 
ائو
قاشقايلار ائوين ايچينده استحصال و استئهلاک نظامينيندا اولدوغو ساده بير اجتيماعي تشکيلاتا دايانير. قاشقايلارین ائو سیستمی ”بارته“ طرفيندن ده آنلاشییلدیغی کیمی، داها چوخ ”باسسئريلئر“ ايله اوخشارلیغی وار: “بوتون چاديرلاردا بير باشکيشي وار. بو باشکيشي طايفانين رسمي مأمورلارلا، و ديگر يابانجيلارلا حل ائديله سی لازيمی ايشلرده وظيفه داشيماقدادير. اگر ائو، نووه بير عائیله ايسه، بو باش آدام کيشي دير. اگر چاديردا بؤيوک بير عاييله ياشاييرسا، ان بؤيوک کيشي بو وظيفه‌د نی داشییر. اگر ائوده يئتگين کيشي يوخدورسا و يا او اسنادا اورادا دئييلسه بير قادين باش آدام اولور. نئجه کي بئله وضعيتلرده قادين رسمي ايشلرده بير قوهومو طرفيندن تمثيل ائديلير “.
هر ائوين اؤزونه عائيد بير چوخ قويون و کئچيسي وار. بو سورونون بؤيوکلوگو ائولره گؤره ده ييشیر. اورتال حسابلا بو سورونون 100 باش قويونو اولارسا، ديگر ائولرده بو داها آز اولا بيلر. عومومیتله ائولرين اکثريتي اکره بير تورپاغا صاحيبديرلر. بو تورپاقلارين مولکيتي ايسه ائوين باشينداکي کيشينين اوزرينده‌دير. بونونلا برابر، ائو ايچينده‌کي فردلرين ده اؤزلرينه عائيد حيوانلاري اولا بيلر.
 
ايش بؤلومو
ائو ايچينده‌کي ايش بؤلومو ياش و جينسيته سؤيکه‌نير. بونونلا برابر، بعضي ايشلري کيشيلر و قادينلار بیرلیکده گؤرورلر. بوتون ايشلر اوچ بؤلومه آيريلير. بيرينجيسي قادين و قيزلار طرفيندن گؤرولن ایشلردير: او جمله دن يئمک پیشیرمک، حيوان ساغماق (کيشيلر و اوغلانلار حيوانلاري اوتارار، آما اونلاري ساغمازلار)، اوشاقلارا باخماق، ائو تميزلمک، ايپليک و توخوماق ايشلری، گئييم سؤکوکلئريني تيکمک، حيوان دريسي و يونوندان محصوللار حاضيرلاماقدير. اورتا ايشلر ايسه کيشيلر و اوغلانلار طرفيندن حياتا کئچيريلير. بونلار: اکينچيليک، چوبانليق، قصابليق، اووچولوق، اوتاراغا يئر تاپماق (چاديرلارين قورولاجاغي ساحه سيني تاپماق)، بازارا گئتمک، آخشاملار ائوي و سورونو قوروماق و چؤلده‌کي ايشلري حل ائتمکدير ( تيجارت ائتمک، ييغينجاقلارا قاتيلماق، قصبه و شهرلرده رسمي اورقانلاري زيارت ائتمک).
اوچونجوسو ایسه هم قادينلار، هم ده کيشيلر طرفيندن گؤروله‌سي ايشلردیر. بونلار: کؤچ اسناسيندا اشيالاري دوزمک، چاديري ييغماق و سيلکه‌له ييب چيرپماقدير.
اجتيماعي وظيفه جهتیندن آيدين اولدوغو کيمي قاشقاي قادينلارينين ايشلري عوموميتله چاديرلارينين يانيندادير. قادينلار ائو ايشلري ايله ائله مشغولدورلار کي باشقا شئ لر ائتمه‌يه چوخ چتين واخت تاپا بیلیرلر. اونلارین وظیفه‌لري سحر ائرکن ساعاتلاردان باشلايير و آخشام گئج واختلاردا بيتر. قادينلار، اوزون ساعاتلار بويونجا چتين ايش گؤرمه لرینه باخماياراق، ائوي دولانديرما موضوسوندا اؤزلريني کيشيلر ايله برابرسویه ده گؤرمزلر. اؤزلريني داها چوخ، ائوي گئچينديرئبيلمه باخیمیندان کيشيلره تابع اولاراق گؤرمکده‌ديرلر. اونا گؤره ده قادينلارين چادير و اونون اطرافيندا قالماسينين سببي اساسيندا، مدني فاکتورلارلا اساسلانان بير ايش بؤلومودور. کيشي موختليف وظيفه‌لری یئرینه یئتیرمک اوچون چوخو چؤلده اولور، اما قادين نادير حاللاردا چيخا بيلير. مثلا، ديگر بير طایفادان گنج بير آدام چوبان کیمی ايشه گؤتوروله بيلر. بئله بير وضعيتده بو چوبان ايشه گؤتورن آداملا بيرليکده ياشاياجاق. بونونلا یاناشی، قاشقايلار قيزلاريني و باجيلاريني چاليشماق مقصديله طايفالارينين خاريجينه گؤندرمه‌لري هئچ بير زامان سؤز موضوعسو اولماییب و اولماز. بو اساس مقصد قاشقايلارین قادينلاريني قوروما ايستگيندن ایرلی گلیر. بئله لیکله بير قادين اصلا اريندن اجازه آلمادان بیر یئره چیخماز. موطلق بيري اونونلا بيرليکده اولماليدير. جغرافياداکي حرکت چتینلیگی البتده کي، قادين اوچون بير طالع سيزليک دئمکدیر و بو دا اونون اجتيماعي مؤوقئعينه بؤيوک بير تاثير بوراخیر. قادينلار، چؤلده چاليشاماديقلاری اوچون، اقتيصادي، اجتيماعي و سياسيباخیمدان ار و قوهوملارينا باغليديرلار.
ائندوستري للشميش جمعيتلرده‌کي کيمي چؤلده ايش آختارا بيلن و اقتيصادي جهتدن آزاد اولا بيلن قادينلارين عکسينه اولاراق کؤچري ياشايان قادينلارين هئچ واخت بئله امکانلاري اولماز. نتيجه ده اونلار حياتي بويونجا آسيلي بير آدام حاليندا اولورلار. اؤزو گنج ياشدايکن عائيله سي، ائولنديگينده اري و ياشلانديغيندا ايسه اوغوللاری طرفيندن دستکله نیر.

ائندوستري للشميش جمعيتلرده‌کي کيمي چؤلده ايش آختارا بيلن و اقتيصادي جهتدن آزاد اولا بيلن قادينلارين عکسينه اولاراق کؤچري ياشايان قادينلارين هئچ  واخت بئله امکانلاري اولماز. نتيجه ده اونلار حياتي بويونجا آسيلي بير آدام حاليندا اولورلار. اؤزو گنج ياشدايکن عائيله سي، ائولنديگينده اري و ياشلانديغيندا ايسه اوغوللاری طرفيندن دستکله نیر

قرار وئرمک

اورتا شرق کؤچري حیات سورن ائللرينه داير ائتنوقرافيک معلوماتلاردا، قرار وئرمه حاديثه سي حاقينداکي معلوماتلار هميشه بير ضيديت ايچينده‌دير. مثال اوچون بارته، باسسئريلئر حاقيندا دانيشارکن دئميشدير: “ائو خالقينين قرارلارينا حؤرمت گرکیرسه، قادين و کيشيلر اساسا برابردير. جمیعتین داغينیقلیغی ايسه فردلره گؤره ده ييشر. بئله لیکله ساحه دکي استحصال و استئهلاک داغينیقلیغی ایله موقاييسه‌ده قرار وئرمه‌ده سئچمک بيردن چوخ سؤز مؤوضوسودور (کؤچ يوللاري و قوناق ساحه لرينه قرار وئرمه استيثنا اولماق شرطیله). بونلار قوهوملوق، ائوليليک، اوشاقلارين تحصيلي، بيريني طايفایا داخيل ائتمه کيمي عائيله نين حياتينا تاثير ائده‌جک اهميتلي قرارلار آلماق، اوتوراق حيات شرائطینه کئچمک کيمي اهميتلي قرارلارين هاميسيندا قادينلارا و عائيله بؤيوکلرينه دانيشيلير. بورادا تاثيرائدیجی شخصلرين جينسيتلري دئييل، بيلگيلري و نوفوذلاريدير. بو نقطه‌ده باسسئريلئرين عائيله ايچينده قوردوقلاري نظام حددن آرتیق غرب دونياسينين شهرلرينده‌ یاشايان عايئله قورلوشلارینا اوخشاییر.”

يوخاريدا ايضاح ائديلنلره ضيد اولاراق باشقا بير يازیچی ”کابابيشلردن“ بير نومونه وئرير: “بوتون عائيله عضولرینین يئگانه مسئوليتي، احتياجلارينی قارشيلانماقلا یاناشی؛ کيشيلرله بيرليکده ائوين مادي قايناقلارينا و رهبرليگينه داير يئکون قرارلاري وئریرلر … قادينلارين حقوقلاری ائوين ايچينده قبول ائديلرکن، سياسي قرارلار آلماقدا بدوي کيشيسي نين تک مرجع اولدوغو آچيق-آیدین گؤرونور. کيشيلرين يالنيز بير سياسي سؤزو اولا بيلر. ”

فاضیلي ايسه بوير احمد ائلی آراسيندا قادينلارين قرار وئرمه اورقانلارين بیر پارچاسي اولماسی باره سینده فرقلي بير معلومات بيلديرير. اؤزونون ايره‌لي سوردويونه اساسا “بوير آحمد قادينلاري ائو اقتيصادياتلاريندا چوخ اهميتلي بير اؤلچوده يئر آليرلار. محصول حاکيميتي و قايناقلارين تعييني باخيميندان ائوده‌کي گوجون تملي اونلاردادير “. فاضیلي ايسه بوير آحمد لیلر آراسينداکي قرار میخانيزميني داها فرقلي ایضاح ائدیر. ايفاده ائتديگینه اساسا “بوير آحمد قادينلاري ائو اقتيصادياتينداکي نفوذلو عضولردير. استحصال و اقتيصادي قايناقلاري یونلندیرمکده خصوصیله گوج و حاکيميت اونلارين الينده دیر. فاضیلیه گؤره “يالنيز قادينلار حيواني محصوللارين نظاملانماسیندا سؤز صاحيبي اولا بيلرلر، بو سببدن بو ايشلرده سون سؤز هر زامان قادينلاريندير”. بونا باخماياراق فاضیلي حيواني محصوللاردا تام شکیلده کيشينين وظيفه‌سيني تصوير ائتمکده باشاریلی اولا بيلمه‌ميشدير. منجه  اولا بيلسين اونون بو ادعاسي بوتونلوکله دوغرو دئييل. نئجه کي، سون ايللرده بو موضوع منيم ايش ساحه مه داخيل اولماق اوزره دیر.

قاشقاي قادينلاري نه حيواني محصوللارين اداره‌سينده و نه ده اونلارین باره سینده تام شکیلده سون قراري وئرمک حکمونه صاحيبيديرلر. قاشقاي قادينلارينين، خالق آراسينداکي رولو عوموميتله باسسئريلئرينکينه اوخشاییر. لاکين سون سؤزده کيشيلرين حؤکمو بير آز داها چوخدور. شوبهه وارسا کيشي ائوه تداروک تأمين ائدن شخص اولدوغوندان سون سؤزو سؤيله‌مک ده داها چوخ حاقا صاحيبيدير. قادينلار بعضي موضوعلار حاقيندا، يئمک و تهلوکه‌سيزليگي تأمين ائتمک مسئله‌لرینده ايلک اولاراق ارلرينه ايشاره ائديرلر: ” حيات يولداشيم طرفيندن من و اوشاقلاريم دویوزدورولور و قورونوروق. بو سببدن حياتيميزا داير سون قرارلاري وئرن ده اودورر.”  دیگر طرفدن قادينلار ائوين داخيلي ايشلرينه مسئول اولدوقلاري اوچون او باره ده ده معلوماتيني دا وئریرلر. مثلا قاشقاي قادينلاريندان بيري “حيات يولداشيم لازيمي تداروکاتی تأمين ائدر و گئري قالان بوتون قرارلاري ایسه منیم اوزه ریمه بوراخار» دئميشدير.“ او، دويونو آلسا دا، نه قدر و نئجه پيشیجه یينه قرار وئرمک منيم اوزه ریمده دیر “.

قادينين اساس حقوقلاري

قادينلارين اساس حقوقلاريني بیلمک اوچون اونلارين اجتيماعي مؤوقئعلريني گؤرمه ییميز لازيمدير. ائتنوگرافلار اورتا شهرقده کؤچري ائللرده قادينلارين جمعيتده‌کي مؤوقئعلريني اؤيرنمک ايسته‌ديکلرينده بو مؤوضوعيا لازيم اولدوغو قدر اهميت وئرمه‌ييبلر. آشاغیدا وئریلن قيسا شرح، قاشقاي قادينلارينين اساس حقوقلاريني تصوير ائده‌جک.

اولجه ائولي قادينلارين قارشيليقلي عهده لیکلری و سونرا ایسه ميراث حاقلاريني شرح ائتمه ییمیز لازيمدير. قاشقاي ائوليليگی، ائولیلیک آنلاشماسینا (قراردادینا) دایانان بير ائوليليک دیر. بو موقاويله “باشليق” پولو آیدین اولدوقدان سونراباشلار. باشلیق داماد، یوخسا قوهوملاری طرفیندن اؤده نیلن بللی بیر مقداردا پول و یا اشیادان عبارتدیر. عمومی ایله باشلیغین مقداری بیر نئچه یوزدن-مین دوللارا قدر، گلینین عائیله سینین اجتماعی موقعیتینه گؤره تعیین اولونان، بیر مبلغ دیر. آیریجا،  بوشانما موضوع سو اورتایا گلدیکده داماد کبین  اولاراق مقداری بيلينن، اؤدنمه‌سي لازيم اولان نفقه نی اؤده مه‌ليدير. نفقه نین مقداری گلین و دامادین اجتماعی موقعیتلرینه گؤره، اؤز آرالادیندا آنلاشمایا دایانان بیر نئچه یوز ایله مین دوللار آراسیندا ده ییشه بیلن بیر مبلغ دیر.

باشلیق قارشيليغي اولاراق دا گلين طرفي بير جهيز حاضيرلاماليدير. جهيز قادينين خوصوصي اشيالاريندان عبارتدیر و بوشانما اولارسا  قادين بونو گئري آلا بيلر. بو ائلین ائوليليک عادت- عنعنه گؤره آروادي اوزه رينده، اره اوچ تمل حاق قازانديرير. بونلاردان بيرينجيسي آرواديلا جينسي علاقه(سئکس, اينگ.) قورا بيلمه‌سي، ايکينجيسي قادينين ائو ايشلريني گؤرمه سی، اوچونجوسو ده قادين ارینین سؤزونه باخماسیدیر. قاديندان، کيشينين حقوقلارينا حؤرمت ائتمه‌سي گؤزله‌نيلير. اگر قادين اوشاق دوغورمازسا، کيشي بو قاديندان بوشانا بیلر و يا ايکينجي بير قادينلا ائولنه بيلر. بير بوشانما مؤوضوعسو اورتایا گلدیکده وهم ده بو جوتون اوشاقلاري وارسا، کيشي اوشاقلارين قورويوجوسو اولاراق قبول ائديلير. هر جهاز اوچون ده قادينين بعضي اساس حقوقلاري واردیر.

  1. اري ایله جينسي علاقه قورا بيلمک. بو وضعيت، کيشي ايکينجي بير قادينلا ائولندي دئيه، ياخود گيزلي شکیلده باشقا بير قادينلا “برابر” اولدو دئيه، قادين بیر امتیازا صاحيب اولماسی دئمک دئییل. نئجه کي، اَيری شخص باشقا بير قادينلا “برابر”  اولدو دئيه، قادينين بوشانما حاقي يوخدور. آنجاق قادين زينا ائدرسه، قادينين بوشانما حاقي واردير. آيريجا کيشي جينسي برابرليک وظيفه‌سيني يئرينه يئتيره‌جک قدر “گوجلو” دئييلسه، يئنه قادينين بوشانما حاقي مؤوجوددور.
  2. دستک حاقي واردير. کيشي، قادينينا و اوشاقلارينا يئمک، گئييم و سيغيناجاق تأمين ائتمک مجبوريتينده‌دير. اگر کيشي تنبلسه و يا قصدن بو وظيفه‌لريني يئرينه يئتيرمک ايستميرسه قادينين بوشانما حاقي واردير. آنجاق اگر کيشي اليندن گله‌ني ائدير، اما بونا باخماياراق وظيفه‌لريني يئرينه يئتيرميرسه قادين بوشانماق اوچون محکمه یه مراجعت ائده بیلمز.
  3. عادل اولونماليدير. فيزيکي اولاراق کيشينين حيات يولداشيني جزالانديرما حاقي اولسا دا، اونو کئيفله دؤويه بيله جه یی آنلامینا گلمز. دايما کيشي قادينا پيس داورانديغي تقديرده قادينين، اونو ترک ائتمه حاقي واردير.

بوشانما

بوشانما، قاشقايلار آراسيندا نادير اولان بير حاديثه دير. آچيقجاسي من هر هانسي بير بوشانما ادعاسيله چیخیش ائدن شخصی تاپا بيلمه‌ديم. لاکين، دئدی ییم کیمی، بوشانما مؤوضوعسو اورتایا گلدیکده، هر کیکیسینین (قادين و کيشيلرين) اؤزلرينه عائيد حاقلاري واردير. يوخاريدا قید ائتدی ییم کیمی قادين اريندن پيس رفتار گؤردويو زامان، ارينين ضعيفليگي اوزوندن حاميله قالا بیلمه دی یی زامان و مادي دستک گؤره بيلمه‌ديگي زامان آيريلما حاقي واردير. بئله بير وضعيتده قادين آليمئنتيني و جهيزيني آليب آيريلا بيلر. لاکين قادين هر هانسي بير سبب گؤسترمه‌دن آيريلارسا بو قادين نفقه سینی و جهيزيني آلیب آیریلا بیلر. اگر قادين، اريني ائوليليگين داها ايلک گونلرينده ترک ائدرسه، اري وئردی یی باشليق پولونو طلب ائتمه یه حاقي واردير.

ارين ده بعضي نقطه‌لرده قاديني بوشاما حقوقلاري مؤوجوددور: ائوليليک زامانی بکارتين ايتکيسي، زينا، نورمال بير جينسي برابرليک قورا بیلمه مه سی و اوشاق دوغورا بیلمه مه سیي. ايلک وضعيتده يالنيز قادين نفقه سینی آلا بيلمه‌ديگي کيمي،  قادينين عائيله سي باشليق پولونو دا گئري قایتارمالیدیر. لاکين قادين جهيزيني گئري آلا بيلر. زینا مسئله سی اورتایا گلدیکده قادین یالنیز جهیزینی گئری آلا بیلر، آنجاق نفقه سینی آلا بیلمز. قید ائتمک لازیمدیر کی، کیشی، قادینین نفقه سینیاؤده دیگی تقدیرده، قادینی ایستدیگی زامان بوشایا بیلر. سونوندا بوشانما وضعیتینده اوشاقلارا باخماق کیشینین دائیمی وظیفه سی اولاجاقدیر.

ميراث

اسلامي حقوقدا قيزين ميراث حاقي کيشينه نسبتده ایکیده بیر اولسا دا قاشقايلاردا ميراث موضوعسوندا عؤرفي حقوق حاکيمدير. قادين عائيله سينده ياخود حیات يولداشينين عائيله سيندن معين شرطلر داخيلينده ميراث آلا بیلر. قاشقاي عنعنه لرينه گؤره بير آدام اؤلدويونده باخماق مجبوريتينده اولدوغو آناسي و باجيسي اولدوغوندا اونلار ميراثي آلا بيلر. ائولي اولمايان بير قيز باخيجيسينين اؤلومدن سونرا يالنيز یاشاییرسا عميسي اونون قوروماسي اولاراق قبول ائديلير و عوموميتله عميسي اوغوللارينين بيريله ائولنديريلير. اگر ائولي بير قيز وارسا ميراث دان پاي آلا بيلمکله بيرليکده، قاینی ایله ائوله نه بیلر. اوخشار وضعيتده، قيز آناسيندان هئچ بيرشئي آلا بيلمز. واريث کيشي اولاراق تانينير. آنا قيزييلا بيرليکده دئييل، اوغلويلا بيرليکده ياشایار. نتيجه ده آنا ياشلانديغيندا اونو دستکليه‌جک آدام دا اوغلاندير. بوندان علاوه بو قادين اؤلدويونده آرخاسيندان اونسوز دا بوراخا بيله‌جگي چوخ بير شئي اولماياجاق. بونونلا برابر قئيد ائتمک ايسته‌ييرم کي، آنالار عوموميتله لعل-جواهيراتلاريني قيزلارينا داها حياتدايکن بوراخارلار.

اري اؤلدوکدن سونرا عوموميتله قادين اؤز ائوينده قالار و اوشاقلارينا باخماغا داوام ائدر. اگر اوشاق داها چوخ گنج ايسه اؤلن کيشينين قارداشي ائوين داخيلي ايشلرينه قاريشماماغا  ديقت ایئتیره رک، اونلارلا ماراقلانار. ائوين اوغلان اوشاغي بؤيويوب ائوين رئيسي اولانا قدر قادين ائوی دولانديرماغا چاليشير. قادين مرحوم ارينين طايفاسيی ایله قالديغي مدتده اؤز ائويني اداره ائتمه حاقينا دا ماليکدير. لاکين آيريلماغا قرار وئرسه، ميراثدان بو شکيللرده پاي آلا بيللر:

  1. اؤلموش ارينين اوندان بير اوشاغي يوخسا قادين 1/8 اولاراق داشينان اشيا آلا بيلر (قادينين اريندن تورپاق پایی آلماق مسئله سی اولا بیلمز).
  2. اؤلن ارين اوندان بير اوشاغي يا دا (باشقا بير قاديندان) اوشاقلاري وارسا، قادين 1/8 داشينان مال آلا بيلر. هر ايکي وضعيتده ده قادين جهيز و اؤزونه عائيد اولان اشيالاري آلا بيله جکدير.
  3. اؤلن آدامين اوشاغي وارسا لاکين باشقا بير قاديندان اوشاغي يوخسا و قادين بونلاري ترک ائتمک ايستییرسه عميلري اونلارا باخاجاقدير
  4.  اگر قادين حياتدا قالان تک آدامديرسا قادين کيشينين عائيله سينده قالديغي مدتده ميراثين صاحيبي اولاجاق. لاکين ايسترسه قروپو ترک ائده ، اوندا 1 / 8 بير پاي آلار و آرتیق قالان دا مرحومون قارداشلارينا چاتار.

عوموميتله قادينلار کيشينين عائيله سينده قالیب و اوغلو بؤيوينه قدر ده مال و مولکو اداره ائدر.

اول ده قید ائیلدیگی کيمي ايراندا ياشايان قادينلارين کيشيلرله اولان علاقه لرينه گؤره اجتيماعي شرطلرده دايير بير چوخ معلومات مؤوجود دئييل. لاکين بو کيمي معلوماتلار قادينين جمعيتده‌کي مؤوقئعيينی قطعي اولاراق اورتايا چيخارماق اوزره دیر.

اؤتن عصرده غرب جمعيتلرينده يئرلشن، قادينين استحصالدا برابر بير نقطه‌يه گليشي چوخ احتیمال کی، ايران کؤچرلري آراسيندا يوخدور. ايرانين کؤچری قاديني حؤرمتلي بير مؤوقعده اولماسينا باخماياراق، کيشيلرله برابر بير وضعیتده دئييل. قاشقاي قاديني عاغیلیلیق جهتدن اؤزونو کيشيلرله مقاييسه و خالق ايچينده ضعيف و آشاغي سویه ده  گؤرور. اؤزلري بو وضعيتين فرقينده اولمالارينا قارشی اولاراق قادين-کيشي برابرليگي فيکريني رد ائدیرلر. قاشقاي قادينلارينا گؤره بير قادينين اری ایله برابر اولماسي بيلينمه‌ين و خیال ائتمه‌سي حقيقتا چتين بير فيکيردير. نئجه کي، بو قادينلاردان بيري بئله دئميشدير: “آللاه قادين و کيشيني فرقلي ياراتميشدير، برابر اولدوقلاريني نئجه دوشونه بيلريک اگر بير قادين اريله برابر اولسا، اونونلا ائولنمه‌سينه نه گرک قالار “. بوندان چيخاريلاجاق نتيجه بئله اولموش.“ قادين ضعيفدير و قورونوب دستکلنمه‌يه احتيياجي واردير. عومومیتله، قاشقايلاردا قادین – کیشی برابرليگي فيکري ياد بير ايفاده دير. قادينين آشاغيدا اولماسی ستاتوسونا باخماياراق، اما  کيشيلرله حقوقلاری برابردير و  بو دا اونلارا بير آزادليق تأمين ائدیر“.

قایناقلار (منابع)

Naomi Quin, “Anthropological Studies on Women’s Status”, Bernard Siegle, et a L(eds), Annual Review of Anthropologv, Califormia, 1977 . [1] Cynthia Nelson, “Public and Private Politics: Women in the Middle Eastern World”, American Anthropologist, vol. I, No.3, 1974: 551-561. [1] Reza Fazel, “Social and Political Status of Women among Pastoral Nomads: The Boyr Ah-mad of South-West Iran”, Anthropological Quarterly, vol. 5, No.2, 1977: 77-89.
E. g. Safia Mohsan, “Aspects of the Legal Status of Women among Awlad Ali”, Peoples and Cultures of the Middle East, e d. Louise E. Sweet, New York: The Natural History Press,v ol, 1: 220- 233; from the recent publications see A. Zarian, Ki-ni ranakanzo lovurdneriava ndakanke nc’alum, Er e-van, 2003. [1] See in detail M. S. Ivanov, Plemena Farsa: KasVkajskie, Xamse,K uxgiluye, Mamasani, Moskva, 1961: 26-120.
FredrickB arth, Nomads of South Persia, Boston, 1961.
See, e. g. Cynthia Nelson, “Women and Power in Nomadic Societies in the Middle East”, Cynthia Nelson( ed.),The Desert and the Sown: Nomadsin the Wider Society. Berkeley: Institute of International Studies, University of California, 1973. [1] Barth, op. cit.: 14-15. [1] Cynthia Nelson, 1973: 45-46. [1] Reza Fazel, op. cit.: 87
Ibid.: 80. [1] See, however, Safia K. Mohsan’s above mentioned paper (f.n. 4), where the legal status of women among the Awlad Ali of Egypt has been described. It is interesting to note the similarities of the Qashqai and those of Awlad Ali in regard to women’s rights.
S. Amanolahi,M anzalat-e Zand arE jtema’-e’a Wdyeri-eTehran, 1975. [1] Mohammad Bahman-Begri,’ Orfv aA ddtd ar ‘asdyer-eFd rs,T ehran, 1945: 23-24; S. Amano-lahi, op. cit.: 40-41.
This phenomenon, by the way, can be observed not only among the

نفیسه آزاد
نفیسه آزاد

وقتی برای اولین بار کار رابطه‌ام به جایی رسید که باید «جدا» می‌شدم، در ساعت اول ناشیانه فکر کردم که من یک آدم قوی هستم و خم به ابرو نمی‌آورم!  شب وقتی اشکم بند نمی‌آمد و به هر دری می‌زدم تا از یار جدا شده خبری بگیرم فهمیدم قضیه به این سادگی‌ها هم نیست. من به تجربه در زندگی یاد گرفتم چطور با این موقعیت کنار بیایم و همچنان هم یاد می‌گیرم. رابطه‌ها و فراز و نشیب‌هایشان بخشی جدایی‌ ناپذیر از زندگی انسان هستند، هرچقدر بیشتر بنویسیم و بخوانیم جای دوری نمی‌رود.

این مقاله را چند روز پیش در ستون  «مدرن لاو» نیویورک تایمز خواندم، ستونی که اگر به این موضوع علاقمندید به شما هم توصیه می‌کنم  بخوانید. این مقاله را ترجمه کردم چون فکر می‌کنم در زبان فارسی چه در نوشته‌ها و چه در فرهنگ روزمره و آنچه در طی بزرگ شدن یاد می‌گیریم خیلی کم درباره «جدایی» یا «تمام کردن» رابطه یاد می‌گیریم. چیزهایی که در اطرافم دیده‌ام اغلب یک فاجعه ارتباطی بوده است. نویسنده این مقاله خانم ملیسا هیل است، خانم هیل عصب‌شناس است و روایتی که از جدایی دارد دیدگاه جالبی است که از چیزی که عموما  شنیده‌ایم متفاوت است و آنچه می‌خوانید ترجمه بسیار سریعی است از این مقاله:

5modernlove-master768

همدیگر را در پارکینگ خانه او دیدیم و خیلی سریع مثل کاری که بر خلاف عادت انجام می‌دهی  همدیگر را بوسیدیم. آن موقع نمی‌دانستم که این آخرین بوسه ما خواهد بود. او عصبی بود، چشم‌هایش همه‌جا می‌گشت جز بر من.

دقیقا به خاطر نمی‌آورم که چه گفت، اما اینطور تمام کرد که : «فکر نمی‌کنم بیشتر از این بتوانم به این رابطه ادامه دهم.»

همینطور که دلایلش را می‌گفت قلبم به سینه می‌کوبید. گوش می‌کردم ولی توان پردازش نداشتم. آنجا ایستاده بودم، سردم بود، از این پا به آن پا می‌شدم و دست‌هایم را در جیب ژاکت به هم می‌مالیدم. تلاش کردم که جوابی بدهم ولی بین کلمه‌ها گیج شده بودم. معمولا آدم معاشرتی و پرحرفی هستم، اما حتی یک جمله هم نمی‌توانستم سرهم کنم. احساس می‌کردم حرارت از گونه‌هایم بیرون می‌زند.

به عنوان یک دانشجوی عصب‌شناسی، یاد گرفته‌ام که صمیمانه‌ترین روابط بین مغز و قلب در جریان است. آنها از طریق شریان کاروتید مثل دوستان بسیار خوب حرف می‌زنند، شریانی که خون را با سرعت سه فوت بر ثانیه از قلب به مغز می‌رساند.

مغز مکانیزمی برای تشخیص خطر دارد، این سیستم به محض اینکه حس کند تهدیدی وجود دارد عکس‌العمل نشان می‌دهد. زمانی‌که تهدید شناسایی شد، پیام اورژانسی به هیپوتالموس می‌رسد، یعنی مرکز فرماندهی هورمون‌های بدن. هایپوتالاموس اعصاب سمپاتیک را به حرکت وامی‌دارد، کورتیزول را در رگ‌ها جاری می‌کند، ضربان قلبمان تند می‌شود، جریان خون قدرتمندتر می‌شود و آدرنالین در کل سیستم جریان می‌یابد. راه‌های هوایی باز می‌شود، با هر نفس بیشتر آماده می‌شویم. چشم‌هایمان گشاد می‌شود. وقتی در معرض خطر هستیم آماده‌ایم تا بجنگیم.

اما این چیزی نیست که در جدایی اتفاق می‌افتد.

واکنش روانی به «طرد شدن» به کلی متفاوت است. ما نیازی ذاتی برای مورد پذیرش واقع شدن داریم، درست مثل نیازی که به آب و غذا داریم تا زنده بمانیم. درست برعکسِ زمانی که تهدید را احساس می‌کنیم در زمان شنیدن جواب رد، مغز اعصابب پاراسمپاتیک را فعال می‌کند.

سیگنالی از مغز به قلب و شکم ارسال می‌شود. ماهیچه‌های سیستم گوارشی منقبض می‌شوند، احساس می‌کنیم که چاهی در شکم‌مان دهان باز کرده است. راه‌های هوایی تنگ می‌شوند و نفس کشیدن سخت‌تر می‌شود. ضربان قلب کند می‌شود. خیلی عمیق و واقعی احساس می‌کنیم که قلب‌مان شکسته.

بعد از شنیدن آن جملات شوم که مرا پس می‌زد، به خانه رفتم خودم را کف زمین انداختم و گریه کردم و بعد خودم را به آغوش بهترین دوستم رساندم.

او مهربانانه می‌گفت که: «همه دل‌شکستگی را تجربه می‌کنند». « همیشه اولین بار بدترین تجربه است.»

خیلی احساس کلیشه‌ای بودن می‌کردم، آنقدر گریه کردم تا سرم درد گرفت و یک جعبه کامل دستمال‌ کاغذی تمام کردم. خواندن رشته عصب‌شناسی به من چیزهای زیادی یاد داده بود. می‌دانستم که چطور مواد شیمایی از طریق مغز ترشح شده و کنترل احساساتم را در دست گرفته‌اند. می‌خواستم از علم برای متقاعد کردن خودم استفاده کنم و کاری کنم تا خیلی سریع هورمون‌ها پایدار شوند و احساس بهتری داشته باشم.

متاسفانه، سال‌ها درس خواندن نمی‌تواند به اندازه یک تجربه واقعی در مورد دلی شکسته به شما بیاموزد.

دلم می‌خواست به وسط رابطه برگردم. روزهای اول رابطه را نمی‌خواستم، دلم برای آن روزها تنگ نشده بود، برای آن عدم اطمینانی که در دوران اول آشنایی موج می‌زند. و مسلما آخرش را هم نمی‌خواستم. دلم می‌خواست یک راست به روزهای میانی رابطه برگردم، زمانی‌که همه‌چیز آرام، روتین و قابل اعتماد بود. روزهای آسان بدون درد.

هر دو آدمهای فعالی در زندگی کاری خود بودیم و به هم برنخوردیم تا زمانی که یک دوست ما را به هم معرفی کرد. اصلا مایه تعجب نبود که همدیگر را ندیده بودیم او ورزشکار بود و من حتی نمی‌توانستم دو قدم بدون سکندری خوردن راه بروم.

ارتباط ما بسیار قوی و بدون تلاش خاصی پیش رفت. وقتی کنار هم در اتاق او یا من کار می‌کردیم، من از نوع سکوتی که جریان داشت و قبلا مرا آسیب‌پذیر می‌کرد به شدت احساس امنیت می‌کردم.

طوری که انگشتهایش را سر می‌داد لای انگشتانم را عاشقانه دوست داشتم یا زمانی که یک انگشتم را فشار می‌داد فقط برای اینکه بگوید کنار من است. برق این لمس آبشاری از اکسی‌توسین روانه بدنم می‌کرد، سطح کورتیزولم را پایین می‌آورد و شفقتی نگفتنی وجودم را فرا می‌گرفت.

با دوپامینی که در خونم ترشح می‌شد، سرشار از حس نشاط و سعادت می‌شدم. کنارش به خواب می‌رفتم در حالیکه دستم روی سینه‌اش بود و مترونوم ضربان قلبش آرامم می‌کرد.

تصادفی نیست که احساسات مثبت اینقدر خوب هستند؛ هورمونهایی که در زمان شادی، عشق یا مورد تقدیر واقع شدن ترشح می‌شوند ضربان قلب را منظم می‌کنند. این ضربان منظم ریتم را برای بقیه بدن تنظیم می‌کند و مابقی مکانیزم‌ها سینک می‌شوند. زمانی که بدن در تعادل کامل است، زندگی بسیار ساده‌تر می‌شود.

کاش می‌توانستم بگویم که خیلی سریع دل شکسته‌ام التیام یافت. برای اینکه دیگران نفهمند، دردم را پنهانی نگه داشتم، شب‌ها در دستشویی گریه می‌کردم و امیدوار بودم که هم‌خانه‌ام چیزی نشنود.

وقتی به یاد می‌آوردم که مادرم چه می‌گفت از خودم شرمنده می‌شدم. مادرم معتقد بود که «اگر او تو را نمی‌خواهد، تو هم او را نمی‌خواهی.» تلاش می‌کردم وقتم را صرف دوستان و کارم کنم تا بتوانم برای مدرسه پزشکی در چند ماه بعد آماده شوم. دلم می‌خواست مطمئن و متکی به خود باشم.

اما درد قلب مانند هر درد دیگری است و زمان می‌برد تا بهبود یابد.

چیزی که در مورد درد دل شکسته عجیب است این است که بدن این درد را مانند هر درد فیزیکی دیگری درک می‌کند. عشق همان مدارهای مغزی را فعال می‌کند که کوکائین فعال می‌کند. از دست دادن عشق می‌تواند دردی مثل ترک کوکائین، دراگ یا الکل ایجاد کند.

صرفنظر از اینکه درد شکست عشقی داریم یا ترک مواد مخدر سلول‌های عصبی یک کار را می‌کنند. و ما تنها یک راه برای بهبود می‌شناسیم: دوز بالاتر!

مانند یک معتاد با خودمان برای هر تصمیم کوچکی بحث می‌کنیم: «آیا باید به او تلفن کنم؟»، «نه نباید افسرده باشم». وقتی گیرنده‌های درد کار خود را شروع می‌کنند، نتیجه این می‌شود که ما احساس شکستگی می‌کنیم شکستی که هم فیزیکی است و هم احساسی.

چیزی که در آن زمان نمی‌دانستم این است که نقطه روشنی هم وجود دارد. داروسازی مدرن، یک داروی بدون نیاز به نسخه پزشک در دسترس ما گذاشته که احساسمان را بعد از شکست عشقی بهتر می‌کند.

در پژوهش‌هایی که در سال ۲۰۱۰ منتشر شد، پژوهشگران دریافتند که استامینوفن می‌تواند درد فیزیکی و عصبی ناشی از طردشدگی اجتماعی را چه در روابط عاشقانه و چه در دوستی یا دیگر موارد بهبود دهد.

پس اگر دلتان شکسته، حتما استامینوفن را امتحان کنید.

درد ترک کردن نهایتا پایان می‌پذیرد، همینطور درد طرد شدن. متنفرم از اینکه چقدر گریه کردم، از همه آن زمان‌هایی که با دلتنگی او تلف کردم. متنفرم از اینکه چقدر آسیب دیدم، اما باز هم شدیدا بابت رابطه‌ای که داشتیم سپاسگزارم چرا که به من یاد داد دوست داشتن و دوست داشته‌شدن چه طعمی می‌دهد.

حالا می‌دانم که چه می‌خواهم: رابطه‌ای که مرا سرشار از دوپامین کند، رابطه‌ای که  وقتی انگشت‌هایش را لای انگشتانم می‌پیچید، ضربان قلبم را آرام کند. می‌دانم که درست این است که بتوانم آزادانه ساعتها حرف بزنم و در عین حال هر زمان که خواستم سکوت کنم. حالا زمان زیادی برای جستجوی این احساس صرف نمی‌کنم چون وقتی بیاید آن را خواهم شناخت، نمی‌خواهم به اجبار آن را ایجاد کنم  وقتی که وجود ندارد.

اخیرا، این من بودم که قلب کسی را شکستم. او دوست من بود اما گفت که می‌خواهد چیزی بیشتر از یک دوست باشد. من به او این شانس را دادم چرا که به نظرم لیاقتش را داشت. یک روز با هم برای صبحانه رفتیم یک بار برای ناهار و یک بار برای شام. بودن با کسی که تا آن اندازه به من اهمیت می‌داد احساس خوبی داشت، اما وقتی دستم را می‌گرفت خبری از دوپامین نبود و ضربان قلبم تغییری نمی‌کرد.

تلاش کردم که با مهرباتی و احترام رابطه را پایان دهم، اما گیجی و تنش در چشم‌هایش هویدا بود چرا که زمانی‌که من داشتم از دلایلم می‌گفتم اعصاب پاراسمپاتیک او کار خود را آغاز کرده بودند. می‌توانستم تصور کنم که ماهیچه‌های دستگاه گوارشش منقبض شده و ضربان قلبش کندتر می‌شود.

من قبلا درست همانجا بودم، جای او! می‌دانستم که او خوب خواهد شد… و می‌خواستم این را به اون بگویم اما تجربه به من آموخته بود که من آدم مناسبی برای کمک کردن نیستم.

تضاد میان سر و قلبم-  اینکه می‌خواستم او را آرام کنم ولی می‌دانستم که نباید- ضربان قلبم را بالا برده بود و بدنم را به لرزه انداخته بود. پس به سادگی در آغوشش کشیدم و خداحافظی کردم با این امید که کسی دیگر کمی استامینفون (تایلنول) به او بدهد.

برگرفته از وبلاگ نفیسه آزاد

لینک مطلب اصلی:

Can Tylenol heal a broken heart?